کشف 10 کاسه سر بدون تن در آرامگاه عیلامی

آخرین دستاوردهای باستان‌شناسی در بالنجان

کشف 10 کاسه سر بدون تن در آرامگاه عیلامی

کشف 10 کاسه سر بدون تن در آرامگاه کوچک عیلامی یکی از دستاوردهای مهم کاوش‌های بالنجان است. نحوه تدفین این کاسه‌های سر یکی از عجیب‌ترین نحوه‌های تدفین تاریخ ایران به شمار می‌رود. در این تدفین یک کاسه سر در کنار یک ظرف سفالین به خاک سپرده شده است.

خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- کامیار عبدی، باستان‌شناس امروز در یازدهمین همایش باستان شناسی ایران در گزارش "تمرکزگرایی و تفرق‌گرایی در حکومت عیلام در دشت شوشان" از آخرین دستاوردهای کاوش بالنجان خبر داد.
 عبدی در این گزارش، خبر از کشف آثار معماری مهمی نظیر 3 آرامگاه با شیوه‌های مختلف تدفین داد که  یکی از آرامگاه‌ها به صورت سالم و دست نخورده باقی مانده‌است. در این آرامگاه کوچک عیلامی 10 کاسه سر بدون تن به دست آمده که نحوه تدفین آن‌ها به صورت یک کاسه سر بدون تن و یک ظرف سفالین کنار آن بوده‌است.
 کشف 50 اسکلت انسانی، 16 گل نبشته و حدود 60 پیکرک کوچک و بزرگ گل پخته از جمله دیگر یافته‌های این کاوش بوده است. قدمت آثار کشف شده در این تپه به اواخر دوره عیلام قدیم (حدود 1900 تا 1700 پیش از میلاد) می‌رسد.
 این کاوش‌ها که آموزشی، پژوهشی و پایستاری (حفاظتی ) بوده در تیرماه سال 89 به پشتیبانی مالی  دانشگاه آزاد اسلامی واحد دزفول در بالنجان انجام شده‌است.
 آرامگاه خالی با پاکت چیپس و ظرف پلاستیکی نوشابه
کامیار عبدی، در این گزارش همچنین اشاره به وضعیت نامناسب بالنجان پیش از کاوش کرده و گفت: «زمانی که برای نخستین بار در سال  83 از بالنجان بازدید شد، با صحنه وحشتناکی رو به رو شدیم. این تپه پیش از انقلاب برای کشاورزی تسطیح شده بود و عشایر روی این تپه‌ها چادر زده و به گفته برخی از افراد حاضر در آنجا، بسیاری از این عشایر اقدام به حفاری غیرمجاز در این محوطه کرده بودند.»
 به گفته او، هرچند کاوش‌های بالنجان در سال 89 آغاز شد اما این زمانی بود که دیگر عشایر از آنجا کوچ کرده بودند. کشف یک آرامگاه خالی اما سندی بود بر انجام حفاری‌های غیرمجاز در این منطقه».
 او همچنین گفت که این آرامگاه‌های کشف شده دارای معماری نسبتا سالمی بود اما داخل این آرامگاه از سوی حفاران غیرمجاز خالی شده و متاسفانه تنها یک پاکت چیپس و ظرف پلاستیکی نوشابه از آن به دست آمد.
 عبدی همچنان گفت که اشیاء یافت شده در این کاوش اکنون وضعیت مشخصی ندارند و در دانشگاه دزفول نگهداری می‌شوند.
 به گفته او، مسئولان دانشگاه آزاد دزفول قول داده بودند که نه تنها این اشیاء در موزه‌ای (در ساختمانی جدید) به بهترین شکل حفاظت شود، بلکه هزینه مرمت اشیاء نیز پرداخته شود. از سوی دیگر سازمان میراث فرهنگی طبق روال هر کاوش خواستار تحویل گرفتن این اشیاء بود.
 عبدی گفت: «از آنجاییکه  فرصت یک ساله‌‌ای به باستان شناسان برای مطالعه روی اشیاء داده می‌شود، ما از این فرصت استفاده کردیم تا موزه از سوی دانشگاه راه اندازی شود. متاسفانه نزدیک دو سال از این ماجرا می‌گذرد ولی هنوز موزه‌‌ای برای نگهداری از این اشیاء آماده نشده و مسئولان دانشگاه به وعده خود برای پرداخت هزینه مرمت اشیاء که اکنون در هفت تپه است، عمل نکرده‌اند.»  
  آنچه در دوره تمرکزگرایی و تفرق گرایی عیلامی گذشت
عبدی که پیشتر مقاله‌ای درباره "تمرکزگرایی و تفرق‌گرایی در حکومت عیلام در دشت شوشان" نوشته بود، با این سوال که آیا بالنجان می‌توانسته مربوط به یکی از واحدهای سیاسی کوچک دوره انتقالی عیلام قدیم به میانه باشد، بالنجان را کاوش کرده است.
 او با بررسی تغییر در الگوی استقراری و بسامد و ماهیت منابع مکتوب چنین مطرح کرد که در حد فاصل دوره عیلام قدیم تا دوره عیلام میانه (حدود 1700 تا 1500 قبل از میلاد) حکومت عیلام در دشت شوشان تمرکزگرایی خود را از دست داده و به واحدهای سیاسی کوچک با قلمرو و حوزه نفوذ محدود تقسیم شده‌است. بر اساس شکل و اندازه محوطه و سفال سطحی چنین به نظر رسید که بالنجان احتمالا می‌توانسته مربوط به یکی از واحدهای سیاسی کوچک باشد.
 با این وجود به دلیل از بین رفتن بسیاری از لایه‌های باستان‌شناسی محوطه بسیاری از این سوالات بدون پاسخ مانده است.
  عبدی دراین باره می‌گوید: «خوبی باستان شناسی در این است که اگر پاسخ پرسش‌های اولیه حین کاوش داده نشود، هنوز فرصت برای پاسخ به سوالات و ابهامات مربوط به آن محوطه وجود دارد.»
 چالش بر سر عیلامیان
در انتهای ارایه گزارش "جعفر مهرکیان"، باستان شناس ایذه با اشاره به صحبت‌های عبدی در مورد کم رنگ بودن مطالعات دوره عیلامی در ایران و تمرکز توجه‌ها به نام کوروش و دوره بعد از این پادشاه، رو به دانشجویان حاضر گفت: «در ایران تا کنون مطالعات بسیاری در این حوزه از سوی بسیاری از باستان‌شناسان همچون دکتر خلیلیان و کابلی و ... انجام شده است. و این نحوه صحبت درباره دوره عیلامی اشتباه است.»
 هرچند که به دلیل وقت مسئولان نشست شاهرخ رزم جو و علی موسوی نتوانستند فرصتی به عبدی برای پاسخ به این اعتراض مهرکیان بدهد.
 عبدی در گفت و گو با chn گفت که مطرح شدن بحث های کنونی در توجه به کوروش و دوره بعد از او، به معنی کمرنگ کردن کارهایی که پیش از این شده نیست. در پژوهشکده باستان شناسی این معمول است که باستان شناسان برای کاوش های مختلفی مربوط به دوره های مختلف تاریخی اعزام می‌شوند ولی این دلیل نمی‌شود که آن‌ها متخصص آن حوزه شوند.

میراث فرهنگی! (67)

پایان تاریخ نوسنگی در سیمره :

آب گورهای خانگی چشمه رجب را با خود برد

آخرین یافته‌های باستان شناسان از چشمه رجب، خبر از تدفین مرده‌ها در کف خانه‌ها می‌داد. اگر بچه‌ای می‌مرد، در خمره گذاشته و دفن می‌شد. اگر فرد بالغ شده‌ای بود، به شکل جنینی و یا شکل‌های متفاوت دیگری در کف خانه به خاک سپرده و روی آن خشت گذاشته می‌شد. اکنون اما همه این تاریخ پایان یافته و برای همیشه زیر آب رفت.

 خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- سال 89 وقتی باستان شناسان راهی کاوش های نجات بخشی چشمه رجب شدند، هرگز فکر نمی‌کردند که آثار بسیاری از تاریخ نوسنگی تا مس سنگ را در این محوطه تاریخی بیابند. این کاوش‌ها اما حرف‌های بسیاری از این دوران تاریخی ایران در دل خود داشت.
 عبدالرضا مهاجری نژاد، سرپرست هیات کاوش محوطه چشمه رجب درباره یافته‌های این کاوش‌ها می‌گوید:«تدفین در کف خانه‌ها، کوره‌های سفا‌ل‌گری، انبارهای و خمره‌های آذوقه، مهره‌های تزیینی، دوک‌های ریسندگی و همچنین معماری خشتی راست گوشه از جمله مهمترین یافته‌های کاوش چشمه رجب بودند.»
 به گفته این باستان شناس، تدفین در کف خانه‌ها از سنت های تدفین در دوره مس سنگ ( هزاره پنجم ) به شمار می‌رود. این نوع تدفین در آن زمان در بین النهرین رایج بوده است. در آن زمان بچه‌ها در خمره‌ها گذاشته شده و افراد بالغ به صورت جنینی در کف خانه‌ها دفن می شدند. سپس کف خانه‌ها با خشت پوشانده می‌شده است.
 او تدفین در کف خانه‌ها را یکی از ویژگی‌‌های دوران پیش از تاریخی نام برده و می‌گوید:« جدا شدن گورستان‌ ها از خانه‌ها و محل استقرار افراد از اوایل دوره عصر آهن شکل می‌گیرد.»
 او در پاسخ به این سوال که چه مذهب و دینی در آن زمان رایج بوده که چنین شیوه تدفینی وجود داشته است، می‌گوید:« اکنون به جرات نمی‌توان در مورد دین آن‌ها صحبت کرد. اما اینکه در آن زمان هم دین و آیین مذهبی وجود داشته و معابدی هم در این زمینه یافته شده است،شکی نیست.»
به گفته او، یکی از مهمترین یافته های این کاوش عمق لایه های نوسنگی نزدیک 5 متر  بوده است. در این کاوش همچنین طیف گسترده ای از سفال‌ها مربوطه به زاگرس مرکزی به دست آمده است.
 با این وجود اکنون این محوطه تاریخی به همراه 9 محوطه تاریخی دیگر دشت سیمره به دلیل آبگیری سد سیمره زیر آب رفته است. این در حالی است که چشمه رجب محوطه‌ باستانی مهمی در شهرستان کوهدشت، بخش کونانی، دهستان زیر تنگ، 1/3 کم شرق روستای رماوند بساط بگی بود.
 اکنون این محوطه تاریخی با خانه‌هایی که انسان‌های هزاره پنجم در کف آن دفن شده بودند، برای همیشه زیر آب‌های سد سیمره مدفون شده و از بین رفت.

دستیابی باستان‌شناسان به معماری پیشرفته در بیش از 3 هزار سال قبل

دستیابی باستان‌شناسان به معماری پیشرفته در بیش از 3 هزار سال قبل

یافته‌‌های باستان‌شناسان از محوطه تاریخی قلی‌درویش قم پرده از نقاط تاریک هزاره دوم پیش از میلاد برداشت. این‌درحالی‌است که کاوش‌های باستان‌شناسان در این محوطه خبر از معماری بسیار پیشرفته‌‌ای می‌دهد که متعلق به عصر آهن بوده و طبق گفته باستان‌شناسان در حوزه مرکز فلات ایران بی‌مانند است.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ در یازدهمین همایش باستان‌شناسی کشور کاوش‌های فصل پنجم، ششم و هفتم محوطه قلی درویش جمکران، قم بررسی و در حضور تعداد کثیری از باستان‌شناسان کشور ارائه شد. یافته‌‌های باستان‌شناسان از این محوطه تاریخی نه‌تنها پرده از نقاط تاریک هزاره دوم پیش از میلاد برداشت که کاوش‌های باستان‌شناسان از معماری بسیار پیشرفته‌‌ای در محوطه قلی‌درویش خبر می‌دهد که متعلق به عصر آهن بوده و گفته می‌شود در حوزه مرکز فلات ایران بی‌مانند است.
 «سیامک‌سرلک» باستان‌شناس، در رابطه با کاوش‌های فصل پنجم، ششم و هفتم محوطه قلی‌درویش جمکران قم اینطور می‌گوید: « از سال1381 محوطه قلی درویش که در جنوب شهر قم واقع شده مورد کاوش قرار گرفته است. کاوش‌ها و یافته‌های هیات‌ باستان‌شناسی در این  7 سال به پرسش‌ها و ابهاماتی که در مورد  باستان‌شناسی هزاره دوم  مطرح بود پاسخ داده است».
 به‌گفته این باستان‌شناس، درحال‌حاضر آثاری متعددی از هزاره پنجم  تا هزاره اول پیش از میلاد بدست‌آمده که مهترین این آثار که مورد مطالعه قرار دارند مربوط به  عصر مفرغ قدیم، دوره مفرغ میانه، مفرغ جدید و عصر آهن‌یک می‌شود.
 سرلک با اشاره به‌اینکه در هر کدام از این دوره‌ها، بخش قابل‌توجهی از معماری و فرهنگ آن دوره تبین شده تاکید کرد: هم‌اکنون یکی از مهمترین آثاری که توانسته‌ایم در محوطه قلی‌درویش به‌دست آوریم، آثار معماری بسیار پیشرفته‌ای از عصر آهن یک است به‌گونه‌ای که تاکنون در حوزه فرهنگی مرکز فلات ایران کمتر با  نمونه‌ای از آن مواجه بوده‌ایم.
 این‌درحالی است که باستان‌شناسان در  عصر آهن یک محوطه قلی درویش با یک شهر مواجه شده‌اند. شهری که نه‌تنها از پیچیدگی‌های ساختار شهری برخوردار است که حتی باستان‌شناسان شاهد جدایی مناطق مسکونی از واحدهای صنعتی آن‌هم به‌طور مشخص بوده‌اند.
 سرلک اعتقاد دارد، سیستم‌های پیچیده شهری، مدیریت‌های بازرگانی فرامنطقه‌ای که متعلق به عصر مفرغ و عصر آهن است به‌واسطه کاوش‌های محوطه قلی‌درویش بدست آمده، این درحالی است که از رهگذار تبیین مدارک متوجه شدیم که محوطه قلی درویش با دشت خوزستان، زاگرس مرکزی و با شمال شرق و حتی با جنوب شرق ایران ارتباط داشته است.
 این محوطه باستانی به شدت مورد تخریب و تسطیح قرار گرفته و با این حال تا کنون باستان شناسان موفق به کشف شواهدی از دوره عصر آهن 1 و 2 از جمله کوره ذوب فلز، شواهد معماری و ... شده اند.

احتمال وجود تنه پیکره باستانی مسجدسلیمان در خاک منطقه

در ادامه ی ماجرای کشف اتفاقی سر یک تندیس در مسجدسلیمان :
احتمال وجود تنه پیکره باستانی مسجدسلیمان در خاک منطقه

چند روز پیش هنگام تعریض جاده‌ای در مقابل موزه مردم‌شناسی، سر یک مرد باستانی نمایان شد. احتمال می‌رود که تنه این مرد باستانی همچنان در خاک باشد که البته بیرون آمدن آن نیاز به مجوز باستان‌شناسی دارد. احتمالا این مرد باستانی به دوره الیمایی تعلق دارد.

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ آنچه که بر اثر برخورد بیل میکانیکی در محوطه تاریخی کلگه زرین مسجدسیلمان باعث کشف آن شد سر یک تندیس است.
 سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اعلام این مطلب گفت: «نجات بخشی محوطه برای بیرون آوردن مابقی تندیس این مرد باستانی باید با مجوز پژوهشکده باستان شناسی کشور باشد.»
 مجتبی گهستونی افزود: «بر اساس اطلاعات دریافتی ظاهرا اشیایی دیگر هم در کنار سر تندیس پیدا شده است.»
 وی افزود: «با انتقال سر تندیس به اداره میراث فرهنگی مسجدسلیمان تنه تندیس همچنان درون خاک است.
 دبیر انجمن تاریانا اظهار داشت: «از سوی دیگر اطلاعات ما حاکی از آن است که سازمان بازرسی کشور دستور بررسی و پیگیری موضوع را صادر کرده است.»
 یکی از دلایل وقوع برخورد بیل میکانیکی با سرتندیس، تعریض جاده در مقابل موزه مردم شناسی مسجدسلیمان عنوان شده است. »
 تعدادی از باستان شناسان با توجه به شناخت خود از منطقه این سر تندیس را به دوره "الیمایی" همزمان با دوره فرمانروایی بزرگ اشکانیان نسبت می دهند.»( عکس از حسین سریع کار)

میراث فرهنگی! (66)

تنگه بلاغی؛ مروری بر یک خاطره ی غرق شده
خبرگراری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی‌ـ آن سال‌ها همه کنار تنگه بلاغی بودند؛ قرار بود با آبگیری سد سیوند تنگه‌بلاغی هم به زیر آب ‌رود. زمان مشخص نبود اما همه می‌دانستند که فاجعه‌ای بزرگ در کمین یکی از مهمترین محوطه‌های تاریخی کشور نشسته ‌است. باستان‌شناسان که غرق این محوطه تاریخی را قطع به یقین می‌دانستند بدون وقفه شروع به نجات بخشی کردند.
 در میان آثار بسیاری از تنگه بلاغی بدست آمد، انواع سفال‌ها با نقوش هندسی و بزکوهی و پرندگان از جمله آنهاست. حتی در بخش‌هایی از این محوطه، آثاری از زندگی پیش از تاریخ انسان کشف شد؛ دورانی که به گفته کارشناسان به دوره «باکون» معروف است.
 کشف یک روستای هخامنشی، سازه‌های ساخت نوعی نوشیدنی از دوره ساسانی، کوره‌های پخت سفال متعلق به 7 هزار سال قبل، بررسی‌های علمی روی غاری که احتمالا به 10 هزار سال انسان در آن زندگی می‌کرده و بسیاری یافته‌های دیگر از جمله مهمترین دستاوردهای کاوش‌های باستان‌شناسی در تنگه بلاغی بوده است.
 مطالعات باستان شناسان حاکی از آن است که انسان‌ها در طول تاریخ همواره در حاشیه رودخانه‌ها زندگی می‌کردند و شکل‌گیری بزرگترین تمدن‌ها، در کنار رودخانه‌ها بوده است. شاید بتوان گفت  وجود رودخانه‌ پلوار یا سیوند در تنگه بلاغی، آن را به کانون یک زیستگاه دائمی تبدیل کرده بود. عاملی که سبب شد تا با ساخت سد و آبگیری آن یکی از بزرگترین بسترهای تمدن ایران به زیر آب رود. اینجاست که تمدن‌ها به جنگ هم می‌روند و با رشد علم و تکنولوژی درصدد بلعیدن هم برمی‌آیند.
 اما بشنوید از ساخت سد سیوند؛ این سد  از سال 1371 در تنگه بلاغی و روی رودخانه پلوار، بدون توجه به وجود آثار تاریخی و باستانی درحالی آغاز شد که کاوش باستان شناسان برای نجات بخشی این محوطه تاریخی منجر به کشف هزاران سفال و یافته‌های ارزشمند شد. آنطور که پیداست قدیمیترین آثار کشف شده در تنگه بلاغی  متعلق به دوره پیش از تاریخ است.
 اما در سال 1383 و در پی اعلام خبر ساخت سد سیوند در محل تنگه بلاغی، نگرانی‌ها در مورد مدفون شدن ابدی آثار باستانی این تنگه که در مسیر «راه شاهی» قرار داشتند شدت یافت.
 از آغاز سال 1383 هفت گروه باستان‌شناسی داخلی و خارجی زیر نظر سازمان میراث فرهنگی و پژوهشگاه این سازمان مبادرت به حفاری در محل تنگه کردند؛ 130 اثر یا محوطه‌ی باستانی شناسایی شد که با آبگیری کامل سد، بیشتر آن‌ها به زیر آب می رفت.
 با اینکه تمامی این 130 اثر و محوطه از ارزش باستان‌شناختی یکسانی برخوردار نبودند با این حالم علی‌رغم مخالفت‌های مجامع علمی و فرهنگی کشور در جریان حفاری‌های گروه باستان‌شناسی ایرانی- فرانسوی در تنگه بلاغی (اردیبهشت و خرداد1385)، به سرپرستی  محمدتقی عطایی، منطقه‌ای در کرانه‌ی شرقی رود «پلوار» یافت شد که آن را محوطه‌ی 34 نامیدند.
 بر اساس یافته‌های این گروه، این بنا به احتمال زیاد یک کاخ کوچک هخامنشی در دل شکارگاه شاهانه بوده است که سوگمندانه در سال 1381 و در جریان مقدمات ساخت سد سیوند، بیش از نیمی از تپه‌ای که تختگاهِ این کاخ را می‌ساخته، با لودر زیر و رو شده بود.
 با توجه به حجم تخریب و آسیب‌های وارده این گروه باستان شناسی  توانست اطلاعات جالبی بیابد. در سال 84 بود که رئیس وقت پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی با توجه به یافته‌های باستان شناسان اعلام کرد که غرق تنگه بلاغی همچون یک تصویر ناخوشایند است. تصویر ناخوشایند این تابلو اقدامات طولانی سد سازی بود که درنهایت منجر به تهدید محوطه های باستانی تنگه بلاغی شد. اگر از ابتدا مسئولان سد سازی و عمران و آبادانی کشور با میراث فرهنگی تعامل می‌کردند چنین اتفاقی هرگز رخ نمی داد.
 با این وجود  مدیر وقت پژوهشگاه قول داد بود که بدون مجوز پژوهشگاه محوطه آبگیری نشود اما سال 86 در اولین سفرهای استانی رئیس جمهور به استان فارس مجوز آبگیری خارج از تفاهمات صورت گرفته صادر شد و  با آبگیری سد سیوند تنگه بلاغی هم به زیر آب رفت.
 تنگه بلاغی به‌عنوان یکی از بزرگترین پروژه‌های‌ باستان‌شناسی و نجات‌بخشی ایران بود که باستان شناسان بیش از 3 سال  به‌صورت مداوم در آن  کاوش کردند، بیش از 130 محوطه پیدا شد و در نهایت نزدیک به 100محوطه به زیر آب رفت.

کشف اتفاقی یک نیم تنه ی سنگی در مسجد سلیمان

کشف اتفاقی یک نیم تنه ی سنگی در مسجد سلیمان

در نتیجه تعریض جاده غربی تپه ایلامی «کلگه زرین»، مسجد سلیمان توسط شهرداری این شهر چنگال بیل میکانیکی با تندیس سنگی بالا تنه یک مرد باستانی برخورد کرد.

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ در نتیجه تعریض جاده غربی تپه ایلامی «کلگه زرین»، مسجد سلیمان توسط شهرداری این شهر چنگال بیل میکانیکی با تندیس سنگی بالا تنه یک مرد باستانی برخورد کرد.
 سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با هدف جلوگیری از تعرض هرچه بیشتر و اطلاع رسانی به سازمان میراث فرهنگی کشور برای نجات بخشی این محوطه باستانی به CHN گفت: «تپه باستانی کلگه زرین یکی از مهم‌ترین محوطه‌های تاریخی خوزستان است که توسط باستان‌شناسانی مثل گریشمن و سرافراز مشاهده شده اما در نهایت توسط علی اکبر سرفراز در سال 1352 کاوش شد.
 «مجتبی گهستونی» افزود: این تپه که به واسطه غنی بودنش به گاوطلایی (کلگه زرین) معروف است به شماره 1708 در سال 1364 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده و از شمال و جنوب تپه در محاصره مغازه‌ها و خانه‌هایی است که به صورت غییر مجاز ساخته شده‌اند.
 وی بیان کرد: «همچنین در غرب محوطه هم جاده آسفالته‌ای قرار دارد که تعرض جدید ماشین آلات شهرداری در آن موقعیت قرار گرفته است. در شرق تپه ساختمانی به نام بنگله 125 قرار دارد که منزل دکتر یانگ یکی از نخستین پزشکان مناطق نفت خیز بود و در حال حاضر سازمان میراث فرهنگی این ساختمان را به موزه مردم شناسی مسجدسلیمان تبدیل کرده است.»
 گهستونی اظهار داشت: «روی تپه هم دکل برقی فشار قوی قرار دارد که تاکنون برای انتقال آن هیچ اقدام دیگری صورت نگرفته است.»
 دبیر انجمن تاریانا در خصوص سرنوشت تندیس سنگی بالا تنه یک مرد باستانی گفت: «با تعریض جاده غرب تپه کلگه زرین، تندیس یک مرد با موها و ریش مجعد نمایان شد که با توجه به پرس و جوهای انجام شده احتمالا متعلق به دوره الیمایی است که عوامل یگان حفاظت میراث فرهنگی پس از کسب اطلاع از این تعرض با حضور در کلگه زرین مانع از ادامه کار شدند و سپس تندیس را با خود به اداره میراث فرهنگی شهرستان انتقال دادند.»
 گهستونی با اشاره به اینکه از سالیان گذشته در جنوب مسجدسلیمان و روی محوطه کلگه زرین ساخت و سازهای بیشماری صورت گرفته و سازمان میراث فرهنگی چندان نتوانسته برای جلوگیری از این ساخت و سازها اقدام نماید درخواست کرد که این محوطه نیاز فوری به تعیین حریم و نجات بخشی اضطراری دارد. 
 علی‌اکبر سرافراز در سال 1352 هنگام خاک‌برداری از تپه کلگه زرین بقایای دیوارهای قدیمی که با سنگ و ملات و گچ ساخته شده بود را نمایان گردید. نقوشی که در هنگام عملیات حفاری پیدا شده گاوی را نشان می‌دهد که عقابی آن را به طرف مذبح یا قربانگاه هدایت می‌کند و در کنار مذبح فردی به همراه کودکی قرار دارد.
 سرافراز در خصوص اهمیت این تپه پیش تر گفته بود: نقوش به دست آمده از تپه کلگه زرین جلوه ای مطلوب از هنر معماری زمان است.

میراث فرهنگی! (65)

به رغم هشدارهای متعدد کارشناسان، حسینیه نقشین یزد تخریب شد

میعادگاه عزاداران حسینی، محل انباشت مصالح ساختمانی شد

حسینیه نقشین برای همیشه از تاریخ یزد محو شد. این حسینیه اکنون محل انباشت مصالح ساختمانی شده است. این اتفاق در حالی افتاده که پیشتر مسئولان مربوطه وعده داده بودند که بناهای مقدس، دارای اعتبارات برای مرمت و ساماندهی هستند. حسینیه نقشین قدمتش به دوران زندیه می‌رسیده و یکی از مهمترین بناهای مقدس یزد به شمار می‌رفته است.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی- حسینیه تاریخی نقشین یزد با قدمت دوره زندیه که با شماره 13698 به ثبت آثارملی ایران رسیده، برای همیشه از تاریخ این شهر محو شد.
 اسناد و مدارک گویای آن است که این حسینیه تاریخی در سال 84 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید، اما حتی ثبت ملی هم نتوانسته این بنا را از شکستن حریم و تخریب نجات دهد.
 
حسینیه نقشین یزد برای همیشه از تاریخ شهربادگیرها محو شد
 
بارها و بارها کارشناسان میراث فرهنگی و رسانه‌ها درباره تعرض‌های متعددی که در همجواری این بنای تاریخی، جهت ساخت و ساز از اوایل سال جاری آغاز شده بود، هشدار داده بودند اما این هشدارها با بی‌توجهی متولیان امر رو به رو شد.
 تعرض و تخریب این ساخت و سازها در حدی بوده که دیوارهای جداری حسینیه نقشین تخریب شده و مصالح ساختمانی آنها درحسینیه نگهداری می شود.
 
 آخرین روزهای زندگی بنای مقدس یزد
 نقشین از اصطلاحات قدیم فنون شهرسازی یزد است و این بنا همواره مورد توجه مردم شهربادگیرها بوده است. 100 سال در این بنا در روزهای عزادارای سالار شهیدان مراسم برگزار و بسیاری از آیین‌های مذهبی در آن اجرا شده‌است. به نظر می‌رسد که مسئولان مربوطه در یزد چندان برایشان این بنا اهمیت نداشته که برای ساماندهی آن اقدام کنند.
 
اکنون حسینیه نقشین تبدیل به محل انباشت زباله شده است (این عکس به دلیل مشکلاتی که در محل برای عکاس ایجاد شده با موبایل گرفته شده است)
 دو کتیبه که به خط نستعلیق نوشته شده و مشخص کننده بانی و قدمت بناست و حتی برخی آثار موجود در این مکان تاریخی به دلیل مرمت و نگهداری نشدن هر لحظه احتمال سرقت آن وجود دارد.
 این بنا اکنون تبدیل به محلی برای تخلیه و انباشت مصالح ساختمانی شده که این شرایط برای چنین بنای مقدسی که همواره مکانی برای عزاداری سالار شهیدان بوده چندان مناسب نیست.
 عکس: امیر ترقی نژاد

بدون عنوان12

بدون عنوان

۱۲

تاریخ را به آهستگی ورق می زنم.

به تندی از کنارم می گذرد .

هیچ کدام دیگری را رها نمی کنیم .

بدون عنوان11

بدون عنوان

۱۱

چه قدر حسرت آبی

آسمان روزهایمان را سیاه کرده است

و بیچاره پرستو

که با پرواز خود

بهار را به تاریکی ها کوک می زند .

آیین قالی‌شویان مشهد اردهال در فهرست میراث معنوی یونسکو ثبت شد

آیین قالی‌شویان مشهد اردهال در فهرست میراث معنوی یونسکو ثبت شد

در جریان برگزاری هفتمین نشست کمیسیون میراث معنوی یونسکو که در پاریس درحال انجام است، آیین قالیشویان مشهد اردهال از سوی ایران، در فهرست میراث جهانی ثبت شد.

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ بین‌الملل ـ در جریان برگزاری هفتمین نشست کمیسیون میراث معنوی یونسکو که در پاریس درحال انجام است، آیین "قالیشویان مشهد اردهال" از سوی ایران در فهرست میراث جهانی ثبت شد.
 
به گزارش یونسکو ،آیین قالیشویان در ایران به افتخار بزرگداشت "سلطان علی" ، یکی از شخصیت‌های مذهبی  در میان مردم کاشان و منطقه فین برگزار می‌شود .
 
این آیین که درمیان مردم "فین "و "خاوه" رواج داشته امروزه نیز هرسال در نزدیک‎ترین جمعه به روز 17 مهرماه هرسال با حضور گروه‌های بزرگی از مردم در محلی که آرامگاه سلطان علی است، برگزار می‎شود
مراسم قالی شویان مشهد اردهال کاشان همچنان و با گذشت قرن‌ها که از این حادثه می‎گذرد ، همه ساله در دومین جمعه مهرماه که سالروز کشته‌شدن "سلطانعلی بن محمدباقر" است، برگزار می‌شود.
 
اهالی روستای «فیـن» کاشان یکی از قالی‌های درون بنای امامزاده، به عنوان قالی‌ای که به هنگام مرگ در تابوت او بوده و پیکر امامزاده را در آن پیچیده بوده‌اند، به صورت لوله‌شده بر دوش جوانان قرار می‎گیرد و آنان آنرا به سوی چشمه‌ای که در حدود چند صد متری شرق بنا واقع است، می‌برند.
 
به دنبال این دسته، گروهی دیگر که هر یک چوبدستی بلندی را بر دست دارند، حرکت می‌کنند و با تکان دادن چوبدستی در هوا به نبردی نمادین با قاتل امامزاده می‌پردازند.
 
قالی بر کنار چشمه به زمین می‌آید و آب چشمه و گلاب را به نشانه غسل دادن امامزاده بر آن می‌افشانند و آنگاه دوباره آنرا با شور و هیجان به سوی بنا باز می‌گردانند. پیش از ورود قالی به آرامگاه، چوب بدستان با دویدن و تکان دادن چوب‌ها و فریاد و شعارهای مهیج، نبرد با قاتل امامزاده را دنبال می‌کنند. رسیدن حاملان قالی به درگاه ورودی امامزاده و سپردن آن به گروهی دیگر که می‌باید آنرا به درون ببرند، همراه با تشریفات خاصی است.

میراث فرهنگی! (64)

دستور قتل سیلک صادر شد!

معاون میراث‌فرهنگی کشور درحالی ساخت‌ وساز در حریم محوطه باستانی سیلک را البته با رعایت ضوابط، بلامانع اعلام کرد که باستان‌شناس با سابقه، هرگونه دخل و تصرف در حرایم محوطه‌های باستانی به خصوص سیلک را خلاف ضوابط و قوانین تعیین‌شده میراث‌فرهنگی دانست. از سوی دیگر مطالعات باستان‌شناسی بارها از وجود آثار تاریخی حتی در حرایم سیلک خبر داده‌است.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ معاون میراث‌فرهنگی کشور دستور قتل سیلک را صادر کرد. این جمله از آن مسعود علویان صدر است: «اعتقاد نداریم که حتما در حریم یک محوطه یا بنای تاریخی مانند سیلک کاشان نباید هیچ ساخت‌وسازی انجام شود، بلکه براساس ضابطه و با حفظ حرمت‌ها می‌توان ساخت‌وساز کرد» این درحالی است که برخی از مهمترین یافته‌های باستان‌شناسانی از حریم درجه 2 محوطه سیلک به‌دست آمده است.

 اما خواسته‌ها و اقدامات شهرداری هم خالی از لطف نیست؛ این ارگان شهری گویی برای 7 هزار سال تاریخ و قدمت ایران دندان تیز کرده که درخواست بازنگری طرح حریم سیلک را داده‎است، طرحی که براساس ضوابط و قوانین میراث‌فرهنگی تدوین شده و جای هیچ شک و شبهه‌ای هم در آن نیست.

 اما اینکه نظر شهرداری چرا  برای معاون میراث‌فرهنگی تا این حد از اهمیت برخوردار است که دستور  بازنگری حرایم سیلک را در اولویت قرار داده برای کارشناسان و دلسوزان میراث‌فرهنگی جای بررسی و  تامل دارد!

 «صادق ملک شهمیرزادی»، باستان‌شناس پیشکسوت، درباره دستور ساخت و ساز در حریم درجه یک سیلک توسط مسئولان میراث‌فرهنگی می‌گوید: «معاون میراث‌فرهنگی کشور گویی هیچ آشنایی با اساسنامه میراث‌فرهنگی و ضوابط آن ندارد، در غیر اینصورت هیچگاه در رسانه‌ها اعلام نمی‌کرد که ساخت و ساز حتی با قوانین میراث‌فرهنگی قابل اجراست.»

 این باستان‌شناس که چندین فصل کاوش در محوطه باستانی سیلک انجام داده ادامه می‌دهد: «تمامی محوطه سیلک مملو  از آثار شاخص و منحصربه‌فرد است چنانچه وقتی وسط تپه شمالی و جنوبی را 6 متر و 10 سانت کاوش کردیم به مسیر رودخانه‌ای برخوردیم که 6 هزار و 500 سال پیش از آنجا عبور می‌کرد.»

 به‌گفته وی، طی 5 سالی که در  محوطه سیلک حضور داشتم اجازه ندادم آجر روی آجر گذاشته شود. حال چگونه است که نه‌تنها تپه‌ها با فنس‌کشی محدود و 38 هکتار زمین که متعلق به دولت است میان باغداران و زمین‌داران تقسیم می‌شود. وی می‌گوید: «البته بماند که از زمانی‌که سیلک را ترک کردم مسئولان با ایجاد امکانات رفاهی و ساخت چند دستگاه توالت کنار تپه اقدامات موثری در این محوطه انجام داده‌اند!»

 این باستان‌شناس تاکید می‌کند: «در هیچ محوطه‌ای حرایم تغییر نمی‌کند مگر آن‌‌که مجلس شورای اسلامی بررسی کند و قوانین جدید تعیین شود. اما اینکه معاون میراث‌فرهنگی کشور مصوبه جدید مجلس را از کجا آورده که معتقد است در حرایم آثار باستانی می‌توان ساخت و ساز کرد جای تامل دارد؟»

 مطالعات باستان‌شناسی در سیلک تا کنون نشان داده‌است که این محوطه باستانی در زمره مهمترین محوطه‌های باستانی جهان است که البته هنوز در فهرست میراث جهانی به ثبت نرسیده‌است. نخستین‌بار گریشمن فرانسوی این محوطه و دو قبرستان باستانی آن را کاوش کرد که نتایج درخشانی از آن بدست آمد. ادامه کاوش‌ها نشان داد که این محوطه باستانی بیش از 7 هزار سال تمدن را در خود پنهان کرده‌است.

بخشی از دیوار محافظ قلعه و باغ موزه شوش ریزش کرد

بخشی از دیوار محافظ قلعه و باغ موزه شوش ریزش کرد

بخشی از دیواره ضلع شرقی محوطه باغ موزه شوش ریزش کرد. گفته می شود این دیوار پیش از تخریب بخشی از ساختار حفاظتی موزه شوش محسوب می شده، فعالان میراث فرهنگی معتقدند عدم رسیدگی به این موضوع صدمات جانی را به دنبال دارد.

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ بارندگی‌های اخیر، بخشی از دیواره ضلع شرقی محوطه باغ موزه شوش را  تخریب کرد. طی این اتفاق بخشی از دیواری که محوطه باغ موزه را با محوطه تاریخی و قلعه شوش جدا می کرد به همراه ساختار حفاظتی موزه شوش تخریب شد.
 «مجتبی گهستونی» دبیر انجمن تاریانا در اینباره به CHN گفت: مسئولان میراث فرهنگی شوش و خوزستان درحالی بارها تخریب بخشهایی از قلعه تاریخی شوش را کتمان کرده‌اند که هم اکنون حاضر به اطلاع رسانی درباره فر رویختن بخش هایی از دیوار محافظ قلعه شوش نیستند.
 به گفته وی، طول این دیواره تخریب شده بیش از هشت متر است و  در حال حاضر به دلیل رفت و آمد بازدیدکنندگانی که به محل می آیند و نبود امنیت و حفاظت ممکن است بر اثر غفلت، خطرات جانی را برای بازدیدکنندگان به همراه داشته باشد. بنابراین پایگاه شوش و سازمان میراث فرهنگی لازم است هرچه سریعتر نسبت به این موضوع رسیدگی کند.
 علاوه بر این دیواره خشتی ضلع غربی موسوم به جبهه گاه غربی کاخ آپادانا (در مجاورت میدان معلم و خیابان امام خمینی) که طی چند ماهه گذشته بخشی از آن فرو ریخته بود و همچنان به حال خود رها شده بود طی چند روز اخیر بر اثر بازندگی ها و عدم رسیدگی مجدداً در آستانه تخریب و ایجاد خطرات جانی برای عابران فراهم کرده است.
 این درحالی است که قلعه ذوزنقه ایی شوش که به دلیل وجود انواع آجر به ویژه آجرهای کتیبه‌دار با ابعاد مختلف و منقوش مینایی، می‌توان آن را موزه آجر نامید از تزئینات فراوانی همجون نعل درگاه‌های قوسی، نماهای تزئینی با آجر و همچنین نقاشی‌هایی به سبک تلفیقی اروپایی و شرقی و آجرهای کتیبه‌دار برخوردار است که به دلیل مشکلات فراوان در بنا همواره در ورودی آن روی گردشگران بسته است.
 گهستونی می افزاید: با این حال نبود برنامه جامع برای حفاظت و مرمت از قلعه شوش که در سال 1897 میلادی ساخته شده باعث شده تا در پشت درهای بسته اتفاقاتی بیفتد که کمتر کسی از آن خبر دارد.
 از این قلعه که بدون پی ساخته شده در حالی به عنوان انبار امن میراث فرهنگی نام برده می شود که سازمان میراث فرهنگی تاکنون توان راه اندازی موزه منطقه ای در خوزستان را نداشته تا آثاری که در آن تلمبار شده اند به سالن های موزه راه یابد.

ساز «تار» به نام کشور آذربایجان در یونسکو به ثبت رسید

ساز «تار» به نام کشور آذربایجان در یونسکو به ثبت رسید

درهفتمین نشست کمیسیون میراث معنوی یونسکو، روش‎های سنتی در ساخت و همچنین روش‎های نوازندگی و اجرای ساز «تار» به نام کشور آذربایجان ثبت شد.

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ بین‌الملل ـ کمیسیون میراث جهانی یونسکو در هفتمین نشست خود که در پاریس در حال برگزاری است و تا هفتم دسامبر ادامه دارد، 4 اثر جدید را به فهرست میراث معنوی جهان افزود که شامل ساخت و نوازندگی "تار "به نام کشور آذربایجان است.
 به گزارش یونسکو روش‎های سنتی در ساخت تار ونحوه نوازندگی و اجرای آن که از سوی کشور آذربایجان معرفی شده بود، درنشست اخیر کمیسیون میراث معنوی یونسکو ثبت شد. این در حالی است که تار یکی از مهمترین و کهن ترین سازهای ایرانی است که بیشتر به نام کشور ایران شناخته می شود.
 به نظر می رسد که کشور ایران هیچ مشارکتی در پرونده ثبت جهانی تار نداشته و هرچند کشور آذربایجان پیش از این عاشیق ها را به نام خود به ثبت رسانده بود اکنون تار را هم ثبت رسانده است.
 طبق همین گزارش این ساز نوعی ابزار موسیقی زهی ساخته شده از چوب درخت توت و تو خالی با تارهای بلند است که در سراسر روستاها و شهرهای آذربایجان ساخته می‎شود.
 در گزارش یونسکو آمده است که این ساز دارای ویژگی سازهای سنتی است و در مراسم مختلف عروسی و جشن و عیدهای گوناگون و مهمانی‌های سنتی گرفته تا کنسرت‌ها و همایش‌های امروزین نواخته می‎شود.
 این ساز که بدنه‎ای توخالی و ازجنس چوب دارد، به شکل هشت انگلیسی است و به صورت افقی در دستان نوازنده قرار می‌گیرد. این ساز دارای هفت تار فلزی است که با زخمه نواخته می‎شود.
 بنا برآنچه که در گزارش رسمی یونسکو آمده، ساخت این ساز طی سال‎ها وقرن‎ها توسط صنعتگر ان سنتی که مهارت‎های خود را نسل به نسل به شاگردان و خود منتقل کرده‎اند، حفظ شده و نحوه اجرا و مهارت‎های هنری در نوازندگی این سازنیز به صورت شفاهی توسط استادان هنر به نسل جوانتر درمردم این کشور منتقل شده است.
 تار از سازهای زهی است که با زخمه نواخته می‌شود. تار در ایران و برخی مناطق دیگر خاورمیانه مانند آذربایجان و ارمنستان و گرجستان برای نواختن موسیقی کلاسیک این کشورها رایج است. در گذشته تار ایرانی پنج سیم (یا پنج تار) داشت. غلامحسین درویش یا درویش خان سیم ششمی به آن افزود که همچنان به کار می‌رود.
 3 اثر جدید فرهنگی ثبت شده‎ی دیگر از 3 کشور، الجزایر، اتریش، ارمنستان  است که شامل یک سنت ویژه در مراسم عروسی الجزایر، یک حماسه ملی از سوی کشور ارمنستان و یک کارناوال ازسوی اتریش است که در فهرست میراث معنوی جهان ثبت شده است.

بدون عنوان10-احمدرضاسالم

بدون عنوان

۱۰

پرنده های همیشگی آسمان تنهایی هستیم .

لااقل خودمان را تنها نگذاریم .

میراث فرهنگی! (63)

شکل شاه به صورت عمدی تخریب شد

سنگ‌باران سروصورت بزرگان قاجاری در آمل

سر و صورت بزرگان و امرای همراه با ناصرالدین شاه در نقش برجسته 'شکل شاه' به صورت تعمدی و به وسیله سنگ تخریب شده است. این نقش برجسته در سال 1295 ه.ق. در تنگه بند بریده جاده تاریخی هراز به دستور شاه قاجار حجاری شده بود.

خبرگزاری میراث فرهنگی - گروه میراث: مهدی خلیلی باستان شناس با اعلام این خبر به CHN می گوید: "نقش­برجسته قاجاری در 60 کیلومتری جنوب شهر آمل در جانب غربی رود و جاده هراز و تونل وانا در کنار محور ارتباطی تهران به آمل در زمان ناصرالدین شاه و بدستور وی نقش برجسته سنگی زیبایی بر سینه کوه و مشرف به رود هراز کنده شده است. این نقش­برجسته در کنار راه ساسانی-اسلامی ساخته شده و پهنای نقش­برجسته 8 متر و درازای آن 4 متر است. در این حجاری ناصرالدین شاه سوار بر اسب در وسط بهمراه ده تن از امرای کشوری و لشکری در طرفین راست و چپ نشان داده شده است. "

 نمایی قدیمی از شکل شاه

این کارشناس ارشد باستان شناسی در ادامه می افزاید: " بر بالای سر این یازده تن القاب یا سمت آنان نوشته شده است. تاریخ ساخت براساس کتیبه به تاریخ 1295 هجری قمری ذکر شده است. دور تا دور این نقش­برجسته در حاشیه اشعاری در وصف ناصرالدین شاه نگاشته شده است. در سال­های اخیر به دلیل عدم مراقبت­ و حفاظت فیزیکی، چه از لحاظ طبیعی که در معرض مستقیم باران و برف سنگین قرار گرفته و چه از لحاظ تخریب انسانی، در شرایط بدی قرار دارد. "

 نقش برجسته شکل شاه پس از تخریب های جدید

آنگونه که مهدی خلیلی خبر می دهد چندی پیش صورت و ریش دو تن از درباریان سمت چپ نقش­برجسته، مورد تعرض قرار گرفت و به صورت عمدی شکسته شد، همچنین در جای­جای این نقش­برجسته قاجاری یادگاری­هایی نوشته شده، و ترک بزرگی در وسط نقش­برجسته ایجاد شده است.

 

این باستان شناس در ادامه با اشاره به مسیر دسترسی به این نقش برجسته می گوید: " از جاده اصلی تا این اثر قریب 1 کیلومتر راه است که هیچگونه مسیر مناسبی برای بازدید از نقش­برجسته وجود ندارد و گردشگر باید از لابلای سنگ­ها، محیط ناامن، زمین خیس شده به علت آب رودخانه هراز، درختچه­ها و علف­های هرز و بوی بد که در راه حس می­شود گذر کند، در صورتیکه این اثر مهم و تاریخی قابلیت جذب گردشگری داخلی و خارجی را دارد.

  این اثر در تاریخ 7/7/1381 به شماره 6272 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

بدون عنوان 9-احمدرضاسالم

بدون عنوان

۹

دیشب خسوف شد .

بیچاره ماه

دلش گرفت .

علم خبری، نمادي از محبت و گذشت

علم خبری، نمادي از محبت و گذشت- احمدرضاسالم

امروز (تاسوعا)به بهانه ي تهيه ي گزارش از مراسم تعزيه خواني به روستاي شورگشت  ، كه تا پيش از اين از توابع نيشابور بود و امروز جزو شهرستان فيروزه مي باشد رفتيم .

به جز مراسم سينه زني و زنجيرزني كه معمولا در همه جا رايج مي باشد ، رسم زيبا و جالب توجه ديگري نيز در روستاهاي اطراف نيشابور وجود دارد به نام « علم خبری » . كه امروز در شورگشت نيز اين مراسم را ديدم .

علم سلام اين طور برگزار مي شود كه مردم روستاهاي كوچك تر با هيئت خود و زنجيرزنان و  عزاداران به روستاي بزرگ تري كه در نزديكي شان باشد مي روند و در پيشاپيش آنان « علم » را كساني حمل مي كنند .

  u6nqyo6oylbq9opqs98q.jpg

عزاداران روستاي ميزبان نيز براي پيشواز به ورودي روستا مي آيند و علمي را جلوتر از بقيه عزاداران به حركت درمي آورند .

وقتي كه در ورودي روستا ، علم هيئت مهمان و علم هيئت ميزبان به نزديك هم مي رسند توقف مي كنند .

از دسته ي مهمانان كسي اشعاري مذهبي با آوازي حزين مي خواند و در لابه لا « سلام » مي دهد . دو نفري هم كه علم به دست حالا رو به روي هم هستند به نشانه ي « سلام » ، سر علم ها را كمي به جلو خم مي كنند .

hmn19cxi1hgr99c19.jpg

نوبت به ميزبان مي رسد . شخصي كه معمولا سالخورده تر است نيز با خواندن اشعاري كه به آوازي زيبا و تاثير گذار خوانده مي شود به مهمانان خوشامد مي گويد .

با ذكر صلوات دو دسته به سوي هم قدم برمي دارند و هنگامي كه علم ها به رسيدند ، بزرگان و روحانيان كه معمولا در صف جلو حركت مي كنند با يك ديگر روبوسي مي كنند .

3g8815txy970m51gmke.jpg

حالا دو دسته ي مذهبي يكي شده اند و به سمت « ميدان قتلگاه » كه قرار است در مراسمي آئيني ، « شبيه خواني » اجراشود حركت مي كنند . علم ها درپيشاپيش ، و گروه  زنجيرزنان و عزاداران به دنبال .

69omcbdh26zge0ckd9om.jpg

این جوان در لباس حضرت ابوالفضل (ع) نقش ایفا می کرد .

من در چشمان مردم احساسي را ديدم كه گويي سال هاست يك ديگر را نديده اند و اين احساس وقتي با اشك آنان آميخته مي شد اين موضوع را به ذهنم آورد كه علم سلام گرچه يك مراسم مذهبي و آئيني است ، اما بي شك بهانه اي نيز بوده تا مردمان روستاهاي همجوار كه اگر به دليلي با يكديگر اختلاف داشته اند ، عزاداري امام حسين (ع) را بهانه اي براي از بين بردن تيرگي ها و كدورت هايشان  قراردهند . و گمان مي كنم كه خواسته ي دين نيز همين باشد .