با سلام جناب خدا - احمدرضاسالم

با سلام جناب خدا

جناب خدا مدتی بود که خیلی گرفتار بودم و فرصت نمی شد برایت چیزی بنویسم اما این روزها چیزهایی شنیدم که خیلی دلم برایت سوخت . برای تنهایی ات .

شنیدم که در جایی آن دوردست ها کتابی را که تو به وسیله ی بهترین بنده ات برای مردم فرستاده ای آتش زده اند . البته حتما خیلی ها مثل من از این موضوع ناراحت شده اند . اما ناراحتی من بیش تر از این است که نمی توانم کاری برایت انجام بدهم و خیلی شرمنده ام از این که تو را مثل همیشه تنها می گذارم . گرچه خودت بهتر می دانی که چه کار کنی .

شنیده بودم که وقتی می خواستند خانه ای را که نماد یکتاپرستی است و به دستور تو برپا شده ویران کنند تنها با پرندگانی کوچک حفظ کردی و همه را تارومار کردی . بهتر است این بار هم خودت دست به کار شوی . روی ما حساب نکن . ما نه ایمان درستی داریم و نه تعصبی .   

این نامه را خیلی از دوست داران تو امضا می کنند .

زیاده عرضی نیست مواظب خودت باش ما را هم فراموش نکن . همان طور که هیچ وقت از یاد نبرده ای .

خداحافظ ! 

نمادها و شاهنامه در «عصر کتاب»

نمادها و شاهنامه در «عصر کتاب»

( با تشکر از دوست عزیزم آقای کاکولی که گفته های مرا پیاده کرده و در سایت www.klidar.ir قرار دادند . )

 نشست ادبی این هفته «عصر کتاب» با عنوان «نمادها و نشانه ها در شاهنامه» با سخنان «احمدرضا سالم»، کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی برگزار شد. دوست داران کتاب، بعدازظهر سه شنبه 29 تیرماه در سالن مطالعه کتابخانه دکتر شریعتی گرد آمده بودند تا سومین عصر کتاب به انجام رسد ....

ادامه نوشته

بدون عنوان 7- احمدرضاسالم

بدون عنوان

۷

آخرین عاشق شهر

در صف شمع و شراب

خودکشی کرد و نمرد .

شعری از خود روی دیوار نوشت :

شمع و شراب هر دو دوستان قدیم اند .