حذف روز جهانی صنایع دستی از تقویم ملی کشور !

حذف روز جهانی صنایع دستی از تقویم ملی کشور

وقتی روز جهانی صنایع دستی در سال 91 گرامی داشته شد، خیلی‌ها از جمله رسانه‌ها و مسؤولان متوجه نشدند در بعضی تقویم‌ها، نام روز جهانی صنایع دستی ثبت نشده و متولیان صنایع دستی نیز هنوز باورشان نشده است که یک روز جهانی از تقویم ملی خارج شده باشد.

 به گزارش خبرنگار سرویس صنایع دستی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، 20 خردادماه برابر با 10 ژوئن، هر سال بهانه‌ای برای گرامی‌داشت هنرمندان صنایع دستی است. ثبت روز جهانی صنایع دستی در تقویم داخلی کشور قدمت قابل توجهی دارد، رقمی نزدیک به 44 سال.

 در واقع، این روز پس از آن‌که شواری جهانی صنایع دستی در دهم ژوئن سال 1964 میلادی تشکیل شد، به نام صنایع دستی در تقویم جهانی ثبت شد. ایران هم از سال 1347 به عضویت این شورا درآمد و تقریبا از همان سال، روز صنایع دستی را به تقویم داخلی وارد کرد و به این ترتیب، 20 خردادماه روزی برای صنایع دستی شد.

 حالا همین یک روز هم که تلنگری عمومی برای گرامی‌داشت صنایع دستی ایران بود، از تقویم ملی کشور حذف شده و به ضمائم آن پیوسته است، یعنی دیگر ضرورتی برای ثبت این روز در تقویم‌های ملی کشور وجود ندارد.

 با این حال، محمدحسن صالحی‌مرام ـ معاون هنرهای سنتی و صنایع دستی کشور ـ معتقد است: حذف این روز در راستای شعار امسال، «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» انجام شده است و نباید نگران بود.

 او به خبرنگار ایسنا گفت: آن‌هایی که این کار را انجام داده‌اند، ان‌شاءالله می‌خواهند کل سال را به صنایع دستی اختصاص دهند، برای همین یک روز را از تقویم حذف کرده‌اند.

 اما صالحی‌مرام درباره‌ی این‌که آیا شنیده بود که روز جهانی صنایع دستی از تقویم‌های ملی کشور حذف شده است؟ اظهار کرد: این موضوع را شنیده بودم؛‌ اما باورم نمی‌شد، چون این، یک روز جهانی است، روز ملی نیست که بخواهند حذفش کنند.

 او همچنین تأکید کرد: موضوع را پیگیری می‌کنیم تا رفع شود، چون این حذفیات اشتباه است.

 به گزارش ایسنا، بخش ضمایم تقویم یعنی مناسبت‌هایی که درج آن‌ها در تقویم‌های منتشرشده ضروری نبوده، کاملا اختیاری است و به همین دلیل در بیشتر تقویم‌‌ها از درج آن‌ها صرف نظر می‌شود. امسال روزهایی به بخش ضمیمه‌ی تقویم رسمی، مصوب شورای فرهنگ عمومی، منتقل یا اضافه شده‌اند که مناسبت‌های مهمی نیز در میان آن‌ها دیده می‌شود.

منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی

میراث فرهنگی!(15)

مسئول دفتر فنی میراث فارس در گفتگو با خبرگزاری میراث:

خطر رشد گیاهان در همه بناهای شیراز هست

مسئول دفتر فنی میراث فرهنگی شیراز می‌گوید که رشد گیاه و درختچه فقط روی برج ارگ کریمخان مساله ساز نیست بلکه این معضل در اکثر بناهای شهر شیراز دیده می شود ما هم به عنوان نیروهای اداره میراث استان در نبرد دائمی با این گیاهان هستیم.

 
خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی ـ چندروز پیش CHN در گزارشی خبر از رشد تعدادی گیاه و درختچه روی آجرهای برج شمال غربی ارگ کریمخان زند در شهر شیراز داد که به اعتقاد کارشناسان، این گیاهان در درازمدت بخشهایی از این اثر تاریخی و زیبا را به خطر می‌اندازند.
 
به گزارش CHN ریشه دواندن درختچهها و گیاهان در میان بافت تاریخی اثری مانند ارگ کریمخان در درازمدت منجر به افزایش شکاف میان آجرهای بنا و ایجاد ترکهای بزرگ در آن می‌شود. علاوه بر این کارشناسان می‌گویند که رشد گیاه در ارتفاع حدود 10 متری برج ارگ نشان میدهد در این قسمت منبعی از رطوبت وجود دارد که آب مورد نیاز این گیاهان را تامین میکند و این مسئله میتوان برای این قسمت از برج خطرساز و آسیبزا باشد.
 در همین رابطه و برای پیگیری چرایی عدم پاکسازی این گیاهان از روی برج ارگ کریمخان به سراغ "سیامک بصیری" مسئول دفتر فنی اداره کل میراث استان فارس رفتیم، او در این باره گفت: «رشد گیاهان و درختچه ها روی آثار تاریخی یکی از آسیب‌های همیشگی است که بناهای تاریخی شهر شیراز را تهدید می‌کند. گیاهی که روی برج ارگ کریمخان رشد کرده از نوع پیچک است که از پی ساختمان شروع به رشد کرده و بالا می‌رود و در سست‌ترین قسمت بنا بیرون می‌زند.»
 این مقام مسئول در استان فارس افزود: «ما به طور دائم با این معضل برخورد می‌کنیم؛ هم به روش فیزیکی با قطع کردن و پاکسازی این گیاهان از روی بناها و هم به روش شیمیایی با سم پاشی ریشه این گیاهان، از رشد آن‌ها جلوگیری می‌کنیم. در حقیقت ما به طور دائم با این گیاهان در حال نبرد هستیم، گاهی ما از آن‌ها جلو می‌زنیم و گاهی آن‌ها از ما؛ روی قسمتی از ارگ کریمخان هم این گیاهان به دلایلی از ما پیشی گرفتند، اما پس از رسانه‌ای شدن این خبر پیگیر مسئله شده‌ایم.»
 
آنگنه که مسئول دفتر فنی میراث استان فارس به CHN خبر داده است این گیاهان ظرف چندروز آینده از روی برج شمال غربی ارگ کریمخان ریشه کن شده و پاکسازی می‌شوند، علاوه بر این قرار است در نقطه‌ای که این گیاه بیرون آمده سم پاشی انجام شود تا بار دیگر این گیاه رشد نکند.
 ارگ کریم خان زند در مرکز شهر شیراز، شاخصترین و معروفترین یادگارهای به جامانده از سر سلسله پادشاهی زندیه است. ساخت ارگ بین سالهای 1766 و 1767 میلادی انجام شد و کریمخان بهترین معماران زمان خود را جهت ساخت آن بکار گرفت. به گفته تاریخ‌نگاران او همچنین بهترین مصالح را از داخل و خارج کشور تهیه و ساخت بنا را به‌سرعت تمام کرد

سرقت آثارباستانی از خانه ی مردم

 نتیجه نبود موزه و اداره میراث فرهنگی رخ داد؛

سرقت آثار باستانی از خانه‌های شهرستان میانه !

وقتی از موزه خبری نباشد، مردم عتیقه‌هایشان را در خانه نگه می‌دارند و آنوقت سروکله دزدی پیدا می‌شود و بدون دردسر عتیقه‌ها را می‌برد. این همان اتفاقی است که در شهرستان میانه رخ داد.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه مجلس ـ سارقان از نبود موزه در شهرستان میانه و نگهداری اشیاء تاریخی در خانه شهروندان این شهر استفاده کردند و تعدادی از عتیقه‌های مربوط به این شهرستان را از خانه یکی از شهروندان به سرقت بردند.
 «محمد علی مددی»، نماینده میانه در مجلس شورای اسلامی با اعلام این خبر به CHN گفت: «چندی پیش سارقان با مراجعه به خانه فردی به نام آقای ستوده بعد از ضرب و جرح و بستن دست و پای او، اشیاء تاریخی که در منزل وی وجود داشت به سرقت بردند.»
 
این عضو فراکسیون میراث فرهنگی و گردشگری مجلس نهم در ادامه گفت: «با پیگری‌های رئیس اداره میراث آذربایجان شرقی و اداره اطلاعات میانه، سارقان بعد از چند هفته دستگیر شدند و آثار باستانی ربوده شده به مکانی امن انتقال یافت.»
 او با انتقاد از وضعیت میراث فرهنگی شهرستان میانه، تصریح کرد: «در شهرستان میانه موزه‌ای برای نگهداری اشیاء تاریخی وجود ندارد و معمولاً این اشیاء توسط شهروندان در منازل نگهداری می‌شود. همچنین میانه از داشتن اداره‌ای برای رسیدگی به بحث‌های میراث فرهنگی و تاریخی شهر بی‌نصیب است و به این دلیل میراث فرهنگی شهر وضعیت خوبی ندارد.»
 
به گفته نماینده میانه پس از سرقت آثار باستانی مسئولان سازمان میراث فرهنگی تصمیم گرفتند تا اداره میراث فرهنگی و گردشگری را در این شهر مستقر کنند که ساختمان شورای شهر میانه برای بهره‌برداری این موضوع در نظر گرفته شده‌است. همچنین در حال حاضر موزه‌ای برای نگهداری آثار تاریخی شهرستان میانه در حال ساخت است.

میراث فرهنگی!(14)

کتیبه‌های سنگی و نگهداری اصولی از آن ها!
 
موزه سنگ آذربایجان که عنوان دومین موزه بزرگ ایران را به خود اختصاص داده‌است، امروز نه نگهبان دارد و نه راهنمایی؛ تعدادی از سنگهای هزارساله آن در گوشهای از موزه روی هم تلنبار شده و بخشی از کتیبه‌های سنگی، روی لبه پنجرهها بدون هیچ‌گونه حفاظی گذاشته شده‌است، به طوریکه بیم فرو افتادن آن‌ها با هر تکان کوچکی، تن بازدیدکنندگان را میلرزاند.
 با این حال رییس میراث فرهنگی آذربایجان بر این عقیده است که طی هفته گذشته همه مسایل حل شده و آسیبی جدی سنگ‌های موزه آذربایجان را تهدید نمی‌کند.
 
اشیا موزه بدون هیچ حفاظت و رسیدگی در گوشه ای تلنبار شده است
موزه آذربایجان با توجه به اسناد و مدارک موجود، در طول تاریخ همواره یکی از مهم‌ترین موزه‌های ایران بوده است که در شهر تبریز و در جوار مسجد کبود قرار دارد. این موزه، دومین موزه تاریخی ایران پس از موزه ملی تهران شناخته می‌شود و آثاری متعلق به دوران پیش از اسلام و دوران اسلامی در آن به نمایش گذاشته شده‌است
منبع : خبرگزاری میراث فرهنگی

میراث فرهنگی!(13)

با اجرایی شدن طرح انتقال آب کارون از«تونل سوم کوهرنگ»

ده‌ها شیر سنگی، تپه تاریخی و اثر باستانی منطقه بیرگان در انتظار غرق شدن

با آغاز به کار طرح انتقال آب کارون از«تونل سوم کوهرنگ» که سومین و عظیم ترین طرح انتقال آب از سرچشمه کارون است ده ها شیر سنگی، تپه و گورستان تاریخی و اثر باستانی به زیر آب رفته و برای همیشه نابود خواهند شد. با تکمیل و احداث این پروژه قرار است روزانه صدها متر مکعب از آب رودخانه کارون کاسته و برای مصارف کشاورزی به دشتهای اصفهان منتقل شود.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث: بیرگان نام یکی از دهستان های شهرستان کوهرنگ در استان چهارمحال بختیاری است و بر اساس آخرین سرشماری های انجام شده دارای 21 آبادی و 1670 تن سکنه است. مردم این منطقه از  قوم بختیاری و تیره هفت لنگ هستند. بیرگان در شـرق زردکوه بختیاری و شـمال شهرستان اردل قرار دارد.
 
شیر در میان بختیاری‌ها نماد شجاعت است. ساکنان بیرگان نیز مانند همه بختیاری های دیگر قرن هاست به نشانه احترام به  رفتگان قوم خویش بر روی مزار آنها شیرهای سنگی می گذارند، شیر سنگی مجسمه هایی از جنس سنگ است که اهالی این قوم در استان چهارمحال و بختیاری و شمال استان خوزستان به نشانه شجاعت، دلاوری و ویژگی‌هایی چون هنرمندی در شکار و تیراندازی در جنگ و مهارت در سوارکاری ، بر آرامگاه بزرگان قوم خود قرار می دهند.
  در بسیاری از گورستان های منطقه بیرگان شیرهای سنگی تاریخی نصب شده است، با این وجود با توجه به نزدیک شدن مراحل اجرایی طرح انتقال آب کارون از«تونل سوم کوهرنگ» و خالی شدن روستاهای این منطقه از سکنه این آثار تاریخی به حال خود رها شده و به زوری به زیر آب خواهند رفت. تا کنون از سوی مسئولان اداره میراث فرهنگی استان نیز هیچ طرحی برای انتقال شیرهای سنگی گورستان های این منطقه اعلام نشده است.
 آثار تاریخی منطقه بیرگان تنها به همین شیرهای سنگی خلاصه نمی شود چرا که، این منطقه به لحاظ آثار تاریخی و باستانی نیز جزو مناطق غنی در چهارمحال و بختیاری است، یکسال پیش و در شهریور ماه سال 90 بود از سوی سرپرست تیم فصل بررسی و شناسایی چهارمحال و بختیاری این خبر اعلام شد:" در بررسی باستان‌شناختی شهرستان کوهرنگ در بخش شرق دهستان بیرگان 177 محوطه تاریخی با قدمت هزاره پنجم پیش از میلاد تا سده‌های متاخر دوران اسلامی کشف شد. "
 
شیر سنگی در منطقه بیرگان
  با این همه اما چندی دیگر این منطقه زیبا و غنی با همه ارزش های میراثی و طبیعی اش برای پروژه انتقال آب به زیر آب رفته و نابود خواهد شد. اگر چه تا کنون بخش زیادی از ساکنان روستا در ازای دریافت پول از وزارت نیرو خانه و زمین های خود را فروخته و رفته اند، اما تعدادی از ساکنان این روستا همچنان در بیرگان مانده اند و با اجرای طرح مخالفت می کنند.
 مساله اصلی که باعث شده است این روستائیان نتوانند از منطقه اجدادی خود دل کنده و بیرون بروند وابستگی های عاطفی و تاریخی این مردم به سرزمینشان است، گورستان های بیرگان محل دفن پدران و پدربزرگان این مردم است و با اجرای طرح این گورستان ها به زیر آب خواهند رفت. 
منبع :  خبرگزاری میراث فرهنگی

میراث فرهنگی!(12)

چهارمین آتشکده بزرگ ایران رو به زوال

بی‌خانمان‌ها کرکوی را هم از دست دادند

دیگرجستجو برای یافتن شکوه دیرین آتشکده کرکو بیهوده است. آتشکده ای که از یورش مغولان جان سالم به در برد اکنون دیگر توانی در برابر حوادث طبیعی و انسانی روزگار ندارد. بی خانمان ها خشت های آن را از پیکرش بیرون کشیدند تا سقفی ایمن برای خود بسازند. اکنون از آتشکده ساسانی نه سقفی برای آوارگان و نه طاقی برای آیندگان مانده، تاریخ سیستان در غربت آوارگان جان داد.

 خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ. کرکو  جانی می‌خواهد برای زندگی و آوارگان جایی می‌خواهند برای زیستن. سال‌هاست که آوارگان سیستانی پناهنده کرکو شده‌اند. خشت‌هایش را بیرون می‌کشند تا سقفی تازه بنا کنند. خشت‌هایی که  متعلق به دوره ساسانی است و برخی  از ابعاد  50 سانتی‌متری برخوردارند.
  اهالی روستای کرکو خشت‌های بزرگ را مصالحی مناسب، برای مردمانی که آهی در بساط ندارند عنوان می‌کنند. خشت‌هایی که هر پایه آن را برای  انتقال اندیشه‌‌ای بنا شده بود  امروز توسط بی‌خانمان‌ها  فرو می‌ریزد تا جایش را شاید زندگی بگیرد.
 به‌سراغ باستان‌شناسان سیستان و بلوچستان می‌رویم چراکه معبد کرکو با اینکه در سال 1310 با شماره 119 به ثبت رسیده و 35 سال بعد هم تپه باستانی کرکو به فهرست آثار ملی اضافه شد اما پس از گذشت 80 سال نه کاوشی توسط باستان‌شناسان انجام گرفت نه تعیین حریمی از سوی کارشناسان لحاظ شد.
 «رضا مهرآفرین»باستان‌شناس سیستان و بلوچستان در اینباره می‌گوید: «آتشکده کرکو دارای آجرهای بزرگ است حتی برخی از آن‌ها  ابعاد 50 سانتی‌متری دارند. این آتشکده در طول ادوار مختلف مورد استفاده قرار می‌گرفته  و تا دوره حمله مغول‌ها سرپا بوده است».
 
این باستان‌شناس تاکید می‌کند که هیچگونه کاوشی در معبد و تپه کرکو انجام نشده و بررسی‌های سطحی باستان‌شناسان از قدیمی‌ترین نوع سفال حکایت دارد. قدمت این سفال‌ها به سده سوم قبل از میلاد برمی‌گردد و نه‌تنها به دوره ساسانی محدود نمی‌‌شود بلکه قدمت آن به دوره اشکانی و سلوکی هم می‌رسد.
مهرآفرین ادامه می‌دهد: چند سال پیش با مراجعه به منطقه کرکو متوجه ساخت و ساز و از بین رفتن آتشکده شدم با اینکه موضوع  به سازمان میراث‌فرهنگی منتقل شد اما نه حصاری کشیده شده نه حفاظتی از تپه و آتشکده کرکو صورت گرفت.
 با‌این حال باستان‌شناسان معتقدند در معبد و تپه کرکوی آثار گمنامی وجود دارد که  به‌دلیل نبود برنامه‌ای مشخص دسترسی به‌ آن‌ میسر نبوده است.
 حالا بی‌خانمان‌ها هم  به سوگ نشسته‌اند. کرکوی که بمیرد، نه طاقی می‌ماند برای آوارگان نه خشت و پشتوانه‌‌ای برای آیندگان. چهارمین آتشکده بزرگ ایران در بستر مرگ افتاده، به سراغ متولی‌اش می‌رویم جواب روشنی نمی‌دهد.
 «حسنعلی شهرکی» رئیس سازمان میراث‌فرهنگی استان سیستان و بلوچستان در پاسخ به پیگیری‌های CHN گفت:« سوالها را فکس کنید تا  اگر خدا خواست پاسخ دهیم».
 هم‌اکنون خبرگزاری میراث‌فرهنگی با ارسال پرسش‌هایی مبنی بر وضعیت نابسامان آتشکده و تپه‌ باستانی کرکو منتظر پاسخ مسئولان میراث‌فرهنگی سیستان و بلوچستان است.
 در خصوص پیشینه این آتشکده نقل‌های بسیاری شده است مهرآفرین اشاره می‌کند که کرکو چهارمین آتشکده با اهمیت دوره ساسانی بوده است که در کتاب بن‌دهشت به کرات از آن نام برده شده، آتشکده کرکوی پس از آتشکده آذرگشنسب، آذرفرنبغ و آذربرزین مهر مهمترین آتشکده دوره ساسانی بوده است.

میراث فرهنگی!(11)

میراث فرهنگی نتوانست بازسازي كند، درش را گل گرفت !
«در» ورودي خانه‌ي منسوب به «سرهنگ‌ایرج» که لوکیشن فیلم «مهمان مامان» نیز بود را معتادان محله‌ي «پامنار» دزدیدند، از همین‌روي اداره‌ي کل میراث‌فرهنگی استان تهران دستور داد «در» این خانه را گِل بگیرند.
به گزارش مهر، هفته‌ي پیش یعنی روز ١٨ تیر‌ماه، «در» این خانه را معتادان محله‌ي پامنار با زنجیر از جا کنده و بردند. این موضوع را اهالی محل به اداره‌ي میراث‌فرهنگی گزارش دادند.
مسوولان اداره‌‌ي کل میراث‌فرهنگی استان‌تهران، از مالک خانه‌ي تاریخی «میرزا‌بزرگ‌نوری» که اکنون بنای خود را در دست بازسازي دارد، خواستند تا کارگراني كه اين خانه را بازسازي مي‌كنند، در خانه‌ي منسوب به «سرهنگ‌ایرج» را نیز با آجر، گل بگیرند. اکنون «در» خانه‌ای که سازمان میراث‌فرهنگی بازسازي آن را از پيش‌ترها نيمه‌كاره رها کرده بود گل گرفته شد.
 در پرونده‌ي ثبتی خانه‌ي تاریخی «سرهنگ‌ایرج» آمده؛ برپايه‌ي نقشه‌ي «حصار‌صفوی» كه به كوشش «موسیو‌کرشیش» كشيده شده، این بنا به نام خانه‌ي «میرزا‌آقاخان» نوشته شده است.
در دوره‌ي پس از آن، برپايه‌ي نقشه‌ي «حصار ناصری‌عبدالغفار»، این ملک به نام خانه‌ي «میرزا‌زکی‌خان‌خويی» ثبت شده است که ديرينگی آن به بیش از ١٠٠سال مي‌رسد.
کارشناسان سازمان میراث‌فرهنگی در پرونده‌ي ثبتی این خانه آورده‌اند كه؛ نخستين مالک اين بنا روشن نیست اما برپايه‌ي سندها، واپسين‌بار اين خانه تا 60 سال در اختیار «سرهنگ‌ایرج»، از سرداران زمان پهلوی اول و دوم، بوده است.
این بنا با شماره‌ي 13857 در بیست‌و‌پنجم آبان‌ماه سال 84 در سياهه‌ي آثار میراث ملی ثبت شد. در این مدت و پس از خالي شدن ملك، در 10 سال گذشته، فیلم و سریال‌های گوناگونی در این مکان تصویربرداری شد. «مهمان مامان»، واپسين فيلمي بود كه در اين خانه فيلم‌برداري شد.
 
 
 

میراث فرهنگی!(10)

نگاره‌ي كورش بزرگ زير باد و باران، رو به نابودي است 
«انسان بالدار» مي‌پرد
سنگ‌نگاره‌ي «انسان بالدار» در پاسارگاد كه سال‌هاست آن را به نام كورش بزرگ، بزرگ‌شاه هخامنشي، مي‌شناسيم، اين روزها بايد آن‌اندازه چشم تيز كرد تا شايد بال‌هايش را ديد، تا شايد تاج نهاده بر سرش را ديد، تا شايد دست‌هاي افراشته‌اش را ديد.


سنگ‌نگاره‌ي انسان بالدار در كاخ بارعام در پاسارگاد، هر روز رنگ‌پريده‌تر از ديروز، گردشگران را ميزبان است.  اين سنگ‌نگاره گويا مي‌رود تا به نوشته‌اي بپيوندد كه يكصد و اندي سال پيش بر بالايش و بود و اكنون نيست. به گفته‌ي سياوش آريا از دوستداران ميراث فرهنگي، اگر پاسداشت اين سنگ‌نگاره به شيوه‌ي‌ كنوني ادامه يابد، بودنش ديري نخواهد پاييد. 
سياوش آريا پس از تازه‌ترين ديدارش از پاسارگاد و سنگ‌نگاره‌ي انسان‌بالدار، با ابراز نگراني از فزوني آسيب‌ها و محوي بيش از پيش اين سنگ‌نگاره گفت: «دیگر حتا از نزدیک هم نمی‌شود بخش‌ها و اجزای انسان بالدار را ديد.»
سياوش آريا با گلايه از بي‌توجهي‌ها گفت: «سرپناهي كه بر اين سنگ‌نگاره‌ي باستاني گمارده‌اند، او را از باد و باران و گزند بوران در امان نمي‌دارند، تنها شايد اندكي از تابش آفتاب، كورش بزرگ را، پناه باشند.»
آريا، با اشاره به اين‌كه نفوذ باران و يخ‌زدگي‌ آب درون درزها و ترك‌ها و فشاري كه از اين يخ‌زدگي پديد مي‌آيد به ويراني سنگ‌نگاره‌ خواهد انجاميد، گفت:‌ «گواه اين گفته، ‌آسيبي است كه به سنگ‌نگاره رسيده است و كساني كه پيش از اين انسان‌بالدار را ديده باشند، آن را به روشني لمس مي‌كنند. »
او با اشاره به اين كه پيش از اين، گفته ‌بودند كه براي پيشگيري از آسيب‌ها، «انسان‌بالدار» به موزه‌ي ملي برده مي‌شود، گفت: «سال‌ها از آن وعده گذشته است و كورش بزرگ همچنان بايد سرما و گرما، بوران و توفان را به جان بخرد.»
 سنگ‌نگاره‌ي انسان‌‌بالدار از آن روي به نام كورش بزرگ مُهر خورده است كه پيش از اين بر بالايش، سنگ‌نوشته‌اي به ٣ زبان با اين درونمايه، حك شده بود: «من كوروش، شاه هخامنشي».
نخستين‌بار نوشته‌ي بالاي سنگ‌نگاره را جيمز موريه و سر ويليام اوزلي در بازديدشان از پاسارگاد به سال ١٨١١ ميلادي، ثبت كردند. اما ديرگاهي است كه از سنگ‌نوشته خبري نيست. گويا واپسين‌باري كه «من كورش، شاه هخامنشي»، ديده شده، سال ١٨٦١ ميلادي بوده است. 
مجموعه‌ی پاسارگاد سال‌هاست كه به سياهه‌ي يادمان‌‌هاي جهاني پيوسته است، بر همين‌پايه انتظار مي‌رود كه از يادمان‌‌هاي درون اين گستره، نگهداري بهتري شود مبادا روزي فرا رسد كه نگاره‌ي انسان‌بالدار به سنگ‌نوشته‌اي بپوندد كه روزي روزگاري بر بالاي سرش بود و امروز نيست.

 

 

منبع خبر:http://www.amordadnews.com/neveshtehNamyesh.aspx?NId=7595

میراث فرهنگی!(9)

زير پاي شاه ايلامي، علف سبز شد
نم بسيار و رشد درخت‌ها و درختچه‌ها نقش‌برجسته‌های ایلامی «اشکف سلمان»  شهر ایذه را تهدید می‌کند. براي نمونه، در دومین نقش برجسته، از چهارنقش‌برجسته‌ي بزرگ این گستره‌ي تاریخی، درست زیر پای «هانی» پادشاه بزرگ ایلامی، درختچه‌ای سبز شده و رو به رشد است.
به گزارش ميراث خبر؛ اشکفت سلمان در جنوب ایذه، در استان خوزستان است و دربرگيرنده‌ي ٤ نقش‌برجسته از روزگار ایلامیان و برجاي‌مانده‌هاي یک ساختمان از اتابکان است. این گستره، پرستشگاه «تریشا» یکی از خدایان ایلامی بوده ‌است. اشکفت سلمان، یا نیایشگاه تاریشا، بزرگ‌ترین خط‌نوشته‌ي میخی ایلام‌ نو را در خود جا داده است.
درون اشکفت، چشمه‌ي آب شیرینی روان است که در هنگام بارندگی، از بالای تاق آبشار خروشانی روان می‌شود. همین آب به بالا رفتن نم این گستره‌ي تاریخی انجاميده است. از اين‌رو در جای‌جای این نقش‌برجسته‌ها گیاهان و درختچه‌های گوناگوني روييده و دارند ريشه مي‌دوانند و بزرگ مي‌شوند.
 
هرچند این گیاهان بر روی نقش‌برجسته نمو کرده‌اند اما تاکنون هیچ كاري برای پاکسازی این گیاهان از روی يادمان‌هاي تاریخی انجام نشده است. براي نمونه، بر روی دومین نقش‌برجسته و درست در زیر پاهای هانی، پادشاه ایلامی، یک گیاه سبز شده كه هم‌اکنون بلنداي آن به نیم متر رسیده است.
بي‌گمان، رشد و ریشه دواندن این گیاهان بر روی آثار سنگی با این ارزش تاریخی، به شکاف خوردن و نابودي آن‌‌ها در آينده خواهد انجاميد.
 

شعر نو یافته ای از رودکی

شعر نو یافته ای از رودکی

ای گیتیا فســــوس، فسوسی به راســـتی

شاهیت بندگیســـت، فزونیــــت کاســـتی

بر بچّگان خویش همه مرگ خواســــتی

خود برکنی همان را که خود نشاســــتی

هرکه تو را نخواست مر او را بخواستی

هر که تو را بخــست، بذو دادی آســــتی

                                                                     رودکی

"ابو سعد سمّان، محدث و متکلم برجسته معتزلی / زيدي ري در نيمه اول سده پنجم قمری امالی ارزشمندی در حديث دارد که تنها قسمتی از آن باقی مانده است. از ابواب اين کتاب، بابی هم هست که قسمتی از آن مشتمل است بر تعدادی از روايات و احاديثی که در آن کلمه و يا تعبير و يا جمله ای فارسی به نقل از حضرت رسول (ص) و يا از صحابه و ديگران روايت شده است. برخی از اين احاديث و روايات در منابع ديگری هم نقل شده و برخی تازگی دارد...."

"آنچه اينجا ارائه می دهيم قطعه شعری است از شاعر کهنسال ايرانی، رودکی که تا آنجا که من می دانم جای ديگری نقل نشده و گويا تازگی دارد. متأسفانه نسخه چندان همه جا خوانا نيست؛ به ويژه اينکه عکسی که من از اين کتاب در اختيار دارم عکس مرغوبی نيست. نکته جالب توجه اين است که ابو سعد سمّان اين قطعه شعر را به سندی متصل از رودکی نقل می کند و از اين نقطه نظر اين نقل ارزش تاريخی در رابطه با زندگی رودکی هم دارد. اينجا اين متن را مطابق آنچه در نسخه آمده (با اصلاحاتی ضروری در رسم الخط) نقل می کنيم:

برگ 170 ب: " وبه قال حدّثنا أبو بکر محمد بن الحسين الشعيري بقرائتي عليه بقزوين قال سمعت محمد بن عبد الله بن عبد العزيز المذکّر الرازي يقول أنشدني الروذکي:

ايا گيتی افسوس افسوسی براستی
شاهيت (در نسخه: شاييت) بندگيست فزونيت کاستی
بر بچّه گان خويش همه ترک خواستی
خوذ بن کنی همان را کجوز (؟) نشاستی
هر که تو را نخواست مرو را بخواستی
هر که تو را بخواست (در نسخه: نه خواست) بذو دادی استی (؟)..."

و در پایان عباراتی که به جای ترجمۀ عربی شعر رودکی آماده است چنین نقل شده است:

"اما خوشبختانه در حاشيه نسخه ترجمه ابيات آمده اما نه چندان کامل و با خطی کم و بيش ناخوانا در برخی کلمات:
معنی الأبيات:
أنّه يقول يا دنيا إني قد انقطعت إليک فلم أحصل منک الا ؟ واستعبدتني بغير طائل وقد طرحتک وانقطعت إلی ؟ (شايد غيرک). الذي يعطيک ؟ (بايد تعطيه باشد) لم يطلبک ويحرمک من طلبک."

نگارنده، آصف فکرت،  نه از باب تخصصی که ندارم بلکه از باب علاقه ای که به سخن فارسی  دری و خاصه به سخن استاد شاعران، رودکی، دارم، خواستم تا هرچه زودتر  برابر به فهم و سلیقۀ خویش قرائتی از این شعر داشته باشم که بخوانم و از بر کنم تا بدان هنگام که متنی میسّر گردد که به اتفاق اهل تخصص مورد تایید قرار گیرد. بار دیگر ابیات به صورتی که در آغاز یاد شد، تحریر می شود: 

ای گیتیا فسـوس، فسوسی به راســتی

شاهیت بندگیست، فزونیــــت کاســـتی

بر بچّگان خویش همــه مرگ خواســــتی

خود برکنی همان را که خود نشاســــتی

هرکه تو را نخواست مر او را بخواســـتی

هر که تو را بخــست، بذو دادی آســــتی

احتمال دیگر:

یا گیتیا فسوس، فسـوسی به راستی

شاهیت بندگیســـت، فزونیت کاستی

بر بچّگان خویش همـــه مرگ خواستی

خود بن کنی همان را که خود نشاستی

هرکه تو را نخواست مر او را بخواسـتی

هر که تو را بخســــت بذو دادی آستی

یادداشت:

بن کندن: بیخ برکندن

نشاستن: برنشاندن و نشاندن

آستی دادن: بخشش دادن نظیر آستین افشاندن

بخست: بیازرد

برگرفته از سایت اختصاصی آقای آصف فکرت( با تلخیص )

میراث فرهنگی! (8)

در تپه جعفرآباد شهر باستانی شوش رخ داد : 

نبش قبر یکی از سادات به قصد یافتن گنج

نبش قبر یکی از سادات در شهر باستانی شوش، دست‌گل تازه حفاران غیرمجاز است. خیال یافتن گنج که خواب شبانه را هم از حفاران ربوده، این‌بار قاچاقچیان را راهی تپه جعفرآباد شوش کرد اما کلنگ به قبر ''سید تفاخ'' خورد.

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ در ادامه کاوش‌های غیرمجاز در شهر و محوطه‌های باستانی شوش، این‌بار کلنگ حفاران غیرمجاز به قبر یکی از سادات این شهر در تپه جعفرآباد خورد. در پی این اقدام، سنگ قبر شکسته و حفره‌ای در دل تپه به وجود آمده‌است.
 به گزارش CHN حفاری‌های غیرمجاز در شوش، به یک روند سریالی رسیده‌است. هربار یک‌جای شوش کنده می‌شود و هنوز یگان پاسداران میراث فرهنگی این شهر باستانی اقدام در خور توجهی نکرده‌اند. با این‌حال خیال یافتن گنج خواب از حفاران غیرمجاز گرفته و شبانه حتی به قبر سادات هم یورش می‌برند.
 
حفاری غیرمجاز در تپه جعفرآباد شوش
«مجتبی‌ گهستونی»، سخنگو و دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان درباره حفاری‌های تازه در شوش به CHN‌ گفت: «این‌بار نوبت به حفاری‌ها در محوطه مهم جعفر آباد به عنوان یکی از مهمترین استقرارگاه‌های دشت شوشان در هزار پنجم قبل از میلاد مسیح و دیگر آثار مجاور آن رسیده است؛ اما این‌بار کلنگ حفاران غیرمجاز به قبر یکی از سادات خورد.»
 وی در ادامه گفت: «داستان از این قرار است که در مقبره یکی از سادات مهم منطقه به نام "سید تفاخ" که روی تپه‌های جعفر آباد قرار دارد گودال عمیقی کنده شده و حتی سنگ قبر سید را نیز از جا درآورده و به کناری انداخته‌اند، شواهد نشان می‌دهد که مسببین این کار به خیال گنج به کلنگ به قبر سید زده‌اند.»
 به گفته گهستونی البته کار به همین جا ختم نشده و متجاوزان در نزدیکی این مدفن حفاری دیگری صورت داده‌اند که گودالی به عمق حدود 10 متر را ایجاد کرده‌ که در نوع خود بی‌سابقه است و حتی تصور اینکه چگونه کسی خود را به انتهای گودال برساند نیز خطرناک است.
 
حفر گودال عمیق در شوش
حفاری‌های غیرمجاز مدت‌هاست در شوش ادامه دارد و پیش از این حتی خود تپه شوش که تحت نظارت کامل پایگاه میراث فرهنگی شوش است، مورد تعرض قرار گرفت.
 تپه جعفرآباد به سه دوره تاریخی تقسیم شده‌است. دوره اول معماری چینه‌ای و خشتی دارد. چند خانه از دوره دوم نیز حفاری شده که دیوارهای خشتی داشته‌اند و کف آنها نیز با خشت چیده شده بود.
 ادوات سنگی گوناگونی مانند هاون،سنگ ساب، تیغه، رنده و غیره از این تپه بدست آمده‌است.
 از سال 1969 تا 1978 هشت فصل کاوش توسط هیات باستان‌شناسی فرانسه در ایران به سرپرستی ژنوییودلفوس در تپه‌ها ی جوی، جعفر آباد و بندبال انجام شد. در طی این کاوش‌ها کهن‌ترین آثار و بقایای فرهنگی در تپه جعفرآباد به دست آمده‌است.
 این تپه به عنوان شاخص مراحل گوناگون فرهنگ‌های دوران مختلف ده‌نشینی در حوزه فرهنگی شوش است. برای نخستین بار در دوره روستانشینی قدیم (5000- 4800 پ . م) در محوطه باستانی جعفر آباد شوش سفال‌های نخودی دشت شوشان تولید شدند. زیست‌گاه اولیه آن حدود 2000 متر مربع مساحت داشت و سه بار به طور عمده تجدید بنا شده بود.
 معماری این فاز متشکل از اتاق‌های مسکونی بزرگ یا تالارهایی است که با انبارهای کوچک‌تر در بافت زیست‌گاهی بسیار هسته‌ای قرار گرفته است. به همین دلیل فضای باز محوطه کم است. یک کارگاه سفال‌گری در جعفرآباد در یک مقطع زمانی که این محوطه مسکونی نبود سفال تولید می‌کرده است.
 در این محوطه باستانی سفال‌های منقوش ظریف، پیکرک‌ها، حلقه‌های سفالی و گل میخ‌ها یا مخروطی سفالی سوراخ شده یافت شده است. این اشیا در بندبال نیز در لایه‌های هم دوران به دست آمده است و احتمالا به نجیب‌زادگان یا کنش‌های آیینی مربوط می شود. کوره سفال‌پزی و احتمالا کارگاه پیکره‌سازی تنها مدارک حاکی از وجود فعالیت‌های صنعتی است.
گورهای متعلق به دو نوزاد و یک کودک به دست‌آمده که احتمالا در گوشه ساختمان‌های متروک جعفرآباد قرار داشته‌اند.
 شوش یکی از مهمترین محوطه‌های باستانی ایران و جهان است که مدت‌ها توسط هیات مختلف خارجی و ایرانی حفاری باستان‌شناسی شده‌است. این شهر باستانی از 5 هزار سال قبل تا دوران هخامنشیان پایتخت ایران بوده و نقش مهمی در تحولات سیاسی و اقتصادی منطقه داشته‌است.
منبع: خبرگزاری میراث فرهنگی

میراث فرهنگی(7)

بی‌خانمان‌ها با «خشت‌های آتشکده ساسانی» خانه ساختند!

زیربنای‌ یکی از مهمترین آتشکده‌های دوره ساسانی فرو می‌ریزد و خشت‌هایش جایگزین مصالح خانه‌هایی می‌شود که روی تپه باستانی کرکو بنا شده‌اند. آتشکده کرکو در استان سیستان و بلوچستان یکی از بناهایی است که در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده ولی به‌دلیل نبود رسیدگی‌های لازم هر روز وضعیت اسفناک‌تری پیدا می‌کند.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ فقر، فرهنگ را می‌بلعد. در سیستان و بلوچستان منطقه‌ای است که بی‌خانمان‌ها با خشت‌های ساسانی و روی تپه‌ای باستانی، برای خود خانه می‌سازند. هر روز خشت‌های ساسانی آتشکده‌ کرکو برای ساخت خانه‌های روستایی از بیخ و بن کنده می‌شود تا سرپناهی باشد برای مردمی که فقر نمی‌گذارد بوی قدمت و تاریخ سیستان و بلوچستان را حس کنند. به‌گفته اهالی روستای کرکو، این مردم بی‌خانمان مصالحی برای ساخت خانه ندارند و از خشت‌های آتشکده کرکو استفاده می‌کنند.
 به‌گزارش CHN؛ کرکو، به‌عنوان یکی از مهمترین آتشکده‌های ساسانی در استان سیستان و بلوچستان واقع شده است. این اثر در بخش میانکنگی و در کیلومتر 30 جاده زابل به دوست‎محمد قرار گرفته است.
 
کودکی بی‌خانمان در تپه باستانی کرکو
«صادق روستایی»، یکی از فعالان میراث‌فرهنگی سیستان‌ و بلوچستان معتقد است؛ آثار قدیمی "کرکوشاه" در زیر روستای جدید مدفون است و آنچه که از این شهر باستانی باقی‌مانده آثار سراشیبی‌های شمال‌غربی تپه است که از بقایای یک دیواره خشتی، یک برج دفاعی و چینه بسیار فرسوده‌ای تشکیل شده‌است.
 به‌گفته وی، مردم این حوزه جغرافیایی آتشکده کرکو را به خوبی می‌شناسند. این آتشکده که روی تپه‌ای باستانی واقع شده و از محوطه وسیعی برخوردار است در حال‌حاضر مورد تهدید افرادی بی‌خانمان واقع شده که گویا مکانی جز تپه باستانی کرکو برای ساخت خانه پیدا نکرده‌اند.
 
وضعیت اسفبار زندگی کودکان و آتشکده باستانی کرکو
روستائیان و اهالی منطقه معتقدند، افرادی که روی تپه زندگی می‌کنند مردمی بی‌خانمان هستند که با ساخت خانه‌هایی روی تپه و استفاده از خشت‌های آتشکده کرکو، آتشکده و تپه باستانی را مورد تهدید قرار داده‌اند.
 این‌درحالی است که در قسمت جنوبی تپه بنایی از اواخر دوره قاجار به چشم می‌خورد که درون اتاق‌های آن با گچبری تزیین شده است. بناهای دوره تاریخی و اسلامی که روی تپه ساخته شده‌اند، از بین‌ رفته‌اند اما با این حال هنوز پی و دیوارها در برخی نقاط همچنان سالم است.
 روستایی می‌گوید: خشت‌های بکار رفته در بنای اسلامی دارای ابعاد 6×20×23 سانتیمتری هستند. در حالی که ابعاد آجرهای باقی‌مانده از جرزهای آتشکده 6×44×69 سانتیمتر است. سفال‌های دوره اسلامی و تاریخی به‌طور محسوسی روی تپه دیده می‌شود و درختان گزی که در اطراف تپه مشاهده می‌شود، احتمالاً جنگل گزی بوده که برای روشن ماندن آتشکده استفاده می‌شده‌است.
 این‌درحالی است که سازه‌های باستانی تپه توسط عوامل انسانی تخریب شده‌اند. در چند سال گذشته این تپه از سوی سازمان میراث فرهنگی محافظت می‌شد اما درحال‌حاضر رها شده و حتی مکانی برای نگهداری دام‌های ساکنان  محل شده است.
 
خشت ساسانی آتشکده کرکو
در خصوص وجه تسمیه این اثر آگاهی درستی در دست نیست. در شاهنامه کرکوی سه بار نام برده شده و نام پهلوانی از خاندان سام است. محققان و مستشاران بسیاری چون کلنل ییت در سال 1894 و پرسی سایکس در 1899 از آن بازدید کرده‌اند.
 از نگاه پرسی سایکس این اثر پایتخت و معبد کیانیان بوده و در سال 1905 جورج پیتر تیت بررسی‌های دقیق و اطلاعات بیشتری در خصوص مشخصات معماری اثر می‌دهد. علاوه بر این کرکو از دید جغرافیانویسان سده های نخستین اسلامی نیز پنهان نمانده ابن‌خرداد 1100 سال قبل کرکویه را در فهرست شهرهای سیستان آورده است.
 
پایه های فروریخته آتشکده ساسانی کرکو
"یاقوت حموی" می‌نویسد که در شمال زرنگ آتشگاهی برپاست که نزد زرتشتیان محترم و مقدس بوده و در نزد مردمش چنین مشهور بود که رستم گنبد آتشکده را ساخته است. کتاب تاریخ سیستان کرکوی را معبد و جای گرشاسب دانسته است.
منبع خبر : خبرگزاری میراث فرهنگی

نظامی آذربایجانی!

علی اصغر محمد خانی، مدیر موسسه شهر کتاب: 
با 110 هزار یورو، «نظامی»، ُترک شد
نزدیک به 2 ماه پیش، در روزهای پایانی اردیبهشت، دولت آذربایجان 110 هزار یورو به شهرداری رُم داد تا تندیس نظامی را با عنوان «شاعر آذربایجان»! در میدان رُم و در کنار میدان فردوسی برپا کند.»
علی اصغر محمد خانی (مدیر موسسه شهر کتاب)، ديروز، ٢١ تيرماه در نشستي كه در شهر كتاب برپا بود،‌ با اشاره به برپا شدن تنديس نظامي به عنوان سراينده‌ي ترك! در كشور ايتاليا، گفت: «نظامی سخنور بزرگ ایرانی است که در سراسر مجموعه‌ي آثارش یک بیت هم به ترکی ندارد. او در کتابش «هفت پیکر»، ایران را دل جهان می‌نامد و همه‌ي دلبستگی‌اش را به ایران نشان می‌دهد. آیا ایتالیایی‌ها نمی‌دانند که نویسنده‌ی بزرگ آن‌ها، «کارلوینو» در کتاب «چرا باید کلاسیک‌ها را خواند؟» درباره‌ی نظامی سخن می‌گوید و او را سخنوری ایرانی می‌داند؟ آیا ایران‌شناسان ایتالیا که در میان آن‌ها نظامی‌شناسانی هم هستند، نمی‌دانند که نظامی ایرانی است؟»
او با ابراز ناخوشنودي از اين رخداد، گفت: «آیا باید دولت ایتالیا برای پول، یک سخنور ایرانی را ُترک بشناساند؟ این خیلی غم‌انگیز است که کشورهای دیگر داشته‌های فرهنگی ما را به نام خود می‌کنند. درست است که نظامی سخنور همه‌ی جهان است، اما شعر او، فارسی است و برخاسته از ایران و فرهنگی ایرانی است.»

گفتا ز که نالیم که از ماست که برماست
دکتر اصغر دادبه، استاد زبان و ادبیات فارسی، ديگر سخنران اين نشست بود. او با خواندن اين چكامه كه؛ «گفتا ز که نالیم که از ماست که برماست!، به بي‌توجهي‌هايمان به فرهنگ ايراني اشاره كرد و گفت: «بی اعتنایی ما به فرهنگ‌مان، نتیجه‌ای جز این ندارد. نظامی که می‌گوید:«همه عالم تن است و ایران دل»، اکنون ُترک شناسانده می‌شود. هنگامی که به فرزندان‌مان نمی‌گوییم که «گنجه»- شهر نظامی- بخشی از ایران جغرافیایی بوده است و از شیراز و اصفهان هم ایرانی‌تر، چگونه می‌توانیم امیدوار باشیم که آن‌ها از داشته‌های خود نگاهبانی کنند؟ کشورهای آذربایجان و ترکیه برنامه‌های منظمی دارند تا دروغی بسازند و بزرگان ما را به نام خود کنند. اما برنامه‌های ما برای نگاهبانی از فرهنگ‌مان چیست؟»
او در دنباله گفت: «زمانی از افلاتون پرسیدند: آیا مردم سخنان نادرست را باور می‌کنند؟ افلاتون پاسخ داد: یکی دو نسل زمان می‌بَرد؛ آن‌گاه چنان باور می‌کنند که اگر وارونش(:خلافش) را بگویید، شما را خواهند ُکشت! همین رخداد درباره‌ی فرهنگ ما هم افتاده است. یکی دو نسل دیگر همین داستان دروغینی را که همسایگان ما سر داده‌اند، دیگران هم باور خواهند کرد.»

 منبع خبر http://www.amordadnews.com/neveshtehNamyesh.aspx?NId=7562

میلاد امام زمان فرخنده باد

روز میلاد شماست .

                                کوچه ها منتظرند .

                                                             اندکی تند قدم بردارید . 

 

میراث فرهنگی! (6)

نه

بخشی از حریم مسجد جامع اصفهان تخریب شد

در حالی‌که مسجد جامع اصفهان به تازگی وارد فهرست میراث جهانی شده‌است، خانه و حمامی که گفته می‌شود قدمتی تاریخی داشته‌اند و در حریم این مسجد واقع شده بودند توسط شهرداری تخریب شد.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ  یک روز پس از ثبت جهانی مسجد جامع اصفهان خبر از تخریب حمام تاریخی متعلق به دوره قاجار و خانه مجاور آن، به گوش می‌رسد. گفته می‌شود این حمام در حریم مسجد جامع قرار گرفته بود و در نقشه‌های تهیه شده توسط میراث فرهنگی نیز واجد ارزش‌های تاریخی به‌شمار می‌رفت.
 
مناره پیر علی و تخریب حمام تاریخی و خانه مجاور آن
به‌گزارش CHN، گفته می‌شود تخریب‌ها از یک روز قبل از ثبت جهانی مسجد جامع اصفهان آغاز شده و همچنین بخشی از بافت پشت مسجد جامع نیز تخریب شده‌است.
 
تخریب حمام و خانه تاریخی در حریم مسجد جامع اصفهان
«شاهین سپنتا»، فعال میراث‌ فرهنگی اصفهان در این‌باره به CHN گفت: «حمام تاریخی که در حریم مسجد جامع قرار داشت یک روز قبل از ثبت جهانی به‌ همراه خانه تاریخی مجاور آن توسط شهرداری تخریب شد. این حمام در گذر تاریخی هارونیه (هارون ولایت) واقع بود و با بناهای پیرامونش در نقشه‌های شرکت مشاور نقش‌جهان به عنوان اثر تاریخی واجد ارزش نام‌گذاری شده‌بود. این شرکت، مشاور پیمانکار طرح احیاء میدان عتیق اصفهان است.»
 
همانطور که در عکس دیده می‌شود بخشی از راسته‌ای که در حریم واقع شده تخریب شد
اما نکته مهم این‌ است که حمام تاریخی تخریب شده، در حریم ثبتی مسجد جامع عتیق قرار دارد و شهرداری به‌هیچ وجه حق تخریب آن را نداشت.
 
به‌گفته سپنتا، «یک سقاخانه تاریخی متعلق به دوره صفوی هم در کنار این حمام بود که شهرداری چندی پیش قصد تخریب آن را داشت و صدماتی هم به آن وارد شد اما با دخالت سازمان میراث فرهنگی از تخریب کامل آن جلوگیری شد».
خانه‌ای که به اعتقاد کارشناسان تاریخی، و متعلق به دوره قاجار بوده است
 

گنبد قابوس هم جهانی شد

پانزدهیمن اثر ایرانی به فهرست میراث جهانی پیوست

گنبد قابوس هم جهانی شد

به فاصله دو ساعت پس از ثبت جهانی مسجد جامع اصفهان، امروز 10 تیرماه گنبد قابوس به عنوان بزرگترین بنای آجری جهان به فهرست میراث جهانی پیوست

خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ دقایقی قبل (امروز 10 تیرماه) و تنها دو ساعت پس از ثبت جهانی مسجد جامع اصفهان، گنبد قابوس، به عنوان بزرگترین بنای آجری جهان در فهرست میراث جهانی جای گرفت.

 به گزارش CHN اجلاس یونسکو برای ثبت آثار میراث جهانی، طی هفته گذشته در سن پترزبوگ روسیه آغاز شده و همچنان ادامه دارد. اعضای شرکت کننده در این اجلاس با ثبت گنبد قابوس، پانزدهیمن اثر ایران را در فهرست میراث جهانی جای دادند.

 خبرهای رسیده از محل برگزاری اجلاس حاکی از آن است که گنبد قابوس بدون اشکال و بدون هیچ نظر مخالفی در فهرست میراث جهانی جای گرفت.

 اکنون با ثبت قابوس ایران دارای 15 اثر در فهرست میراث جهانی شد. ناگفته نماند که پرونده باغ‌های ایرانی که به عنوان اثر سیزدهم در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید شامل 9 باغ ایرانی است. همچنین پرونده کلیساهای غرب کشور هم 8 اثر را شامل می‌شود.

 

گنبد قابوس با ارتفاع 70 متر بلندی بلندترین بنای آجری جهان شناخته شده است. در تاریخ ساخت طبق تصریح نوشته‌های کتیبه جرج قابوس آمده است که، امیر شمس‌المعالی به سال 397 هجری قمری اقدام به ساخت گنبد قابوس کرد و ساخت آن 5 سال به طول انجامید.

 
ارتفاع بلندی برج از کف تپه آن تا زیر قاعده مخروط 37 متر و ارتفاع گنبد مخروطی آن از کف قاعده تا رأس آن 18 متر که روی هم رفته ارتفاع برج را به 55 متر می‌رساند. همچنین می‌باید 15 متر ارتفاع تپه مصنوعی را که گنبد روی آن بنا شده به برج بیفزائیم که در این صورت برج از سطح تا رأس 70 متر ارتفاع دارد.
 
این برج قابوس از جمله آثار معماری قرن چهارم هجری است که در نزدیکی شهر جرجان روی تپه‌ای بنا شده است. هدف از ساخت بنا که بر طبق کتیبه آن، در زمان حیات بانی بنا ساخته شده است، استفاده از آن به عنوان مقبره وی بوده است.

 

دهم تیر سال روز ورود امام رضا(ع) به نیشابور گرامی باد

دهم تیر سال روز ورود امام رضا(ع) به نیشابور گرامی باد .

 

نام خليج‌فارس از كتاب يونسكو حذف شد

نام خليج‌فارس از كتاب يونسكو حذف شد
مسوولان هنوز واكنشي نشان نداده‌اند
 چند روزي است (از ۲۴ ژوئن) كه سی‎وششمین نشست کمیته‌ي میراث جهانی در شهر سن‎پترزبورگ در كشور روسیه آغاز به كار كرده و قرار است پرونده‌ي يادمان‌‌هاي كشورهاي گوناگون براي پيوستن به سياهه‌ي يادمان‌هاي جهاني در آن، بررسي شود.  در اين ميان در كتابي با نام «میراث جهانی در حوزه خلیج» كه از سوی سازمان جهانی یونسکو منتشر شده نه تنها نامی از ایران نيست بلکه نام خليج فارس به گونه‌ي نادرست و ناراست آمده است.
 
 
 به گفته‌ي آرش نورآقايي از فعالان فرهنگي و گردشگري كشورمان، كتاب‌‌هايي پيرامون ميراث جهاني به سه زبان انگلیسی، فرانسه و اسپانیایی منتشر شده و از راه تارنماي يونسكو، در دسترس جهانيان قرار گرفته كه از آن ميان كتاب «میراث جهانی در حوزه خلیج» است. 
او درباره‌ي اين كتاب گفت: «میراث جهانی در حوزه‎ی خلیج» کتابی ساختگي و شرم‎آور است، چراکه در این کتاب نه تنها نام «خلیج» به جای «خلیج فارس» آمده بلکه هیچ اثری از میراث جهانی ایران در آن دیده نمی‎شود.»
 به گفته‌ي وي تنها آثاری از کشورهای عربی(عربستان سعودی، بحرین، عمان، …) در اين كتاب است در حالی است که شمار يادمان‌‌هاي جهانی ایران از همه‎ی این کشورها بیشتر است.
عربستان ۲ میراث جهانی، عمان ۴، بحرین يك میراث جهانی، عراق ۳ میراث جهانی، امارات متحده عربی يك میراث جهانی و کویت و قطر هم هیچ میراث جهانی ندارند. بنابراین با توجه به اين كه ايران  ١٣ يادمان از يادمان‌هايش تاكنون  به سياهه‌ي ميراث جهاني پيوسته‌اند به تنهايي بيش از همه‌ي كشورهاي حوزه‌ي خليج‌فارس، يادمان جهاني‌شده دارد.
نورآقايي گفت: «میراث جهانی این کشورها روی‎هم رفته به اندازه‌ي میراث جهانی ایران  نیست.»
او با اشاره به اين‌كه تاكنون مسوولين ايران واكنشي دراين‌باره نداشته‌اند، گفت: «یونسکو باید پاسخگو باشد.»
نورآقايي گفت: «نمی‎دانم انفعال مسوولین دولتی ما تا کجا ادامه خواهد داشت.»

منبع خبر : http://www.amordadnews.com/neveshtehNamyesh.aspx?NId=7447

بازی هفت سنگ کره ای شد !

بازی هفت‌سنگ ايراني به نام کره جنوبي ثبت جهانی شد

«رضا خوش‌سرور»، فرنشين(:ريیس) انجمن گردشگری ورزشی با گفتن این‌که بازی هفت‌سنگ به تازگی به نام «کره جنوبی» ثبت شده است، افزود: «نباید اجازه دهیم بازی‌ها و ورزش‌هایی که از آنِ ایران است به نام کشورهای دیگر ثبت جهانی شوند.»
به گزارش مهر، در گردهمایی مسوولان کمیته‌های گردشگری ورزشی در ادارات کل میراث فرهنگی استان‌ها که 27 خورداد ماه در تالار گردهمايي ارگ آزادی برگزار شد، رضا خوش‌سرور گفت: « ورزش هفت‌سنگ ورزشي ایراني است اما شوربختانه کشور کره‌ي جنوبی آن را به نام خود کرده است در حالی‌که باید داشته‌هایمان را به نام خودمان در گردهمايي‌هاي بین‌المللی ثبت کنیم.»

منبع خبر http://www.amordadnews.com

میراث فرهنگی! (5)

چه بر سر گستره‌هاي باستانی شوش می‌آید؟ 
  یگان حفاظت شوش در هنگام حفاری غیر مجاز، كجا بودند؟
 
این روزها خبر خرسند‌کننده‌ي  «شوش باستاني» در راه ثبت جهانی، به گوش می‌رسد، با اين حال درون حوزه‌ي میراث فرهنگی شهرستان شوش وضعیت بحرانی است. با نگاهی به كاركرد اداره‌ي میراث فرهنگی شوش و همچنین پایگاه پژوهشی میراث فرهنگی می‌توان به ژرفاي اين بحران پی برد.
در سه ماهه‌ي نخست سال 1391 در بخش نگهداري از آثار چه بسیار کوتاهی‌های نابخشودني ديده شده است. در روزهاي آغازين سال كندو كاوهاي غیرمجازی در تپه‌ي منامور به قبر سید در نزدیکی تپه‌ي معروف جعفرآباد رخ داد.
حفاری در گستره‌ي «شهر شاهی»، که داده‌هاي بس باارزشی در بخش باستان‌شناسی در هزاره‌ی سوم پيش از ميلاد به دست می‌داد نیز گزينه‌ي تلخ دیگری بود.
 با این‌که یگان حفاظت اداره‌ي میراث فرهنگی از این مو ضوع با‌خبر بود، اما هیچ‌گونه آگاهي‌رسانی در این‌باره انجام نشد. حفاری غیرمجاز در «دهکده‌ی هخامنشی» هم به همان‌گونه مسکوت ماند، و همچنین باز کردن یک گور اشکانی بر روی گستره‌ي نامور به دهکده‌ي هخامنشی.
و اما در این چند روز گذشته، هولناک‌ترین حفاری غیر‌مجاز بر روی گستره‌ي شهر پیشه‌وران در شوش رخ داد.
این شهر در بخش خاوري(:شرقی) و شمال خاوري گستره‌ي باستانی شوش است. در این تپه آثار سه لایه‌ي باستانی از دوره‌های اسلامی و اشکانی و یک روستا از روزگار هخامنشی به دست آمده است. 
در این كند و كاو  غیرمجاز، حفاران زمان مناسب برای ایجاد یک گودال ژرف با یک دالان را داشته‌اند. گودالی که نزديك به ٤ متر ژرفا دارد و خاک‌های حاصل از آن یک تپه‌ي تازه را شکل داده‌اند.
در اینجا یک پرسش براي دوستداران میراث فرهنگی پديد مي‌آيد و آن اين‌كه به هنگام كندن این چاله‌ي ژرف توسط حفاران غیر مجاز، یگان حفاظت شوش، كجا بوده‌اند؟ 
تا زمانی که رفت و آمد در گستره‌ي باستانی شوش آزادانه انجام مي‌گيرد و در توانایی سازمان میراث فرهنگی نبوده که این بخشرا محصور کند و از عهده‌ي تجهیز امنیتی و مراقبتی آن بر نیامده است باید هم چشم به راه رخدادهاي ناگوار در گستره‌ي باستانی بود. 
( منبع خبر http://www.amordadnews.com )

میراث فرهنگی! (4)

راه دراز دیوار تاریخی گرگان تا ثبت در فهرست یونسکو

دیوار تاریخی گرگان یکی از گزینه های در لیست انتظار ایران برای پیشنهاد به یونسکو جهت ورود به فهرست آثار جهانی است. با این حال این اثر تاریخی آنقدر معارض و مزاحم قدیمی و جدید دارد که بدون رفع شدن آنها احتمال جهانی شدن دیوار گرگان به صفر می رسد.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث: دیوار دفاعی گرگان را در متون جهانی با عنوان "مار سرخ" می شناسند ، این اثر طولانی ترین دیوار خشتی دنیا است و سومین دیوار بزرگ جهان پس از دیوار چین و داغستان. سالهای ساخت و تکمیل این اثر بزرگ به دوره ساسانیان و حدود 1700 سال پیش می رسد، معماران و کارگرانی که بر روی دیوار گرگان کار می کردند با 90 سال کار آن را ساختند.
 
 اگر چه امروز از آن دیوار تاریخی اثر چندانی روی زمین یافت نمی شود، با این حال این اثر یکی از گزینه هاییست که بر اساس برنامه های سازمان میراث فرهنگی قرار است در سال های آتی برای ورود به فهرست آثار جهانی به یونسکو پیشنهاد شود. این در حالی است که ضوابط و شرایط برای پیشنهاد و ثبت جهانی یک اثر قوانین و دستورالعمل های بسیار سختگیرانه ای دارد.
 
اما آیا با وجود این دیوار تاریخی گرگان واجد مولفه های لازم برای جهانی شدن هست، این دیوار بزرگترین بنای آجری ساخت دست بشر در همه دنیاست، سومین دیوار طولانی جهان  پس از دیوارهای معروف چین و داغستان است. 200 کیلومتر طول دارد و در طول بلند بالای آن قلعه های زیادی احداث شده بود به گونه ای که 30 هزار سرباز همزمان از بر بالای آن دیده بانی می کردند.
 
این مشخصه ها اما تنها یک روی این سکه است، روی دیگر سکه حکایت از تخریب و نابودی این اثر بزرگ تاریخی دارد، دیوار تاریخی گرگان به طول 200 کیلومتر در جهت شرقی ـ غربی کل دشت گرگان را به دو قسمت تقسیم می کنددر طول سالها هر پروژه‌ای که در این دشت بزرگ اجرایی شد با این دیوار تلاقی داشت و به آن آسیب زد،  علاوه بر این بیش از 90 درصد طول دیوار در طول سالها به زیر گل رفته است ، بخش های از خاک بیرون آمده هم همیشه در معرض تخریب از سوی اهالی بود، به گونه ای که تا چندی پیش در بسیاری از روستاهای استان گلستان شغلی بود تحت عنوان "دیوار کنی"  که خشت های دیوار تاریخی را جدا کرده و برای ساخت خانه به مشتریان می فروختند.
 
جبرئیل نوکنده سرپرست هیئت کاوش‌های باستان‌شناسی این دیوار در رابطه با موانع و چشم اندازهای ثبت جهانی این اثر به CHN  می گوید: " دیوار گرگان در لیست انتظار استان ماست، چرا که همه قابلیت های لازم برای ورود به فهرست جهانی را دارد، اما مساله اینجاست که تنها داشتن این قابلیت ها ملاک جهانی شدن نیست و آنچه بیش از همه اهمیت دارد پلان مدیرینی و چگونگی اداره این اثر تاریخی است."
 
 این باستان شناس می افزاید: " نمونه قابل ذکر میدان نقش جهان است که ما آن را به راحتی به ثبت جهانی رساندیم، اما نحوه مدیریت اثر آن را به لیست آثار در خطر نزدیک کرد، در مورد هر اثر دیگری هم وضع به همین منوال است، اگر مقررات یونسکو رعایت نشود و ساختار مدیریتی مطلوبی برای محافظت از آثار نباشد و حریم و ضوابط حریمی در نظر گرفته نشود هر اثری با هر میزان اهمیت به لحاظ شاخص ها وارد فهرست جهانی نخواهد شد."
 
وی در ادامه تصریح می کند:" به اعتقاد من بیشتر محوطه های تاریخی و مهم ایران بیش از آنکه برای جهانی شدن ایراد تاریخی و اصالت داشته باشند به لحاظ پلان مدیریتی و حفاظت از ضوابط حریمی مشکل دارند، از طرفی عزم ملی برای حل مشکلاتی از این دست وجود ندارد و همه چیز بر دوش سازمان میراث فرهنگی است."
  
نوکنده در رابطه با مشکلات و موانع پیش روی دیوار تاریخی گرگان برای ورود به فهرست آثار جهانی نیز می گوید:‌"  اگر دیوار تاریخی گرگان بخواهد به ثبت جهانی برسد در اولین گام باید 30 کیلومتر جاده روستایی آسفالته ای که در نزدیکی آق قلا درست بر روی بخش های از دیوار واقع است جمع آوری شود، علاوه بر این باید در حدود 200 تیر چراغ برقی که در نقاط مختلف بر روی دیوار و در حریم درجه یک آن نصب شده نیز جابه جا شود."
 
بر اساس گفته های سرپرست هیئت کاوش‌های باستان‌شناسی اگر مشابه همان کارها و فعالیت هایی که برای رفع موانع ثبت جهانی گنبد قابوس در استان گلستان و در میان همه ادارات و دستگاه های دولتی و غیر دولتی استان انجام شد برای ثبت جهانی دیوار تاریخی گرگان نیز می توان اقدام کرد. او می افزاید:‌" برای گنبد قابوس همه دستگاه ها و به خصوص استانداری گلستان با همراهی تمام و کمال برای تهیه و تکمیل پرونده ثبت جهانی اقدام کردند و هر مانعی که نماینده ینوسکو اعلام کرده بود را رفع کردند."
 
 نوکنده در پایان در پاسخ به این پرسش که به نظر شما آیا گنبد قابوس در اجلاس روسیه به ثبت جهانی خواهد رسید گفت:‌" به نظر من چون پرونده ای که برای این اثر تهیه و به اجلاس روسیه ارسال شد هیچ مشکل و ایرادی ندارد قطعأ گنبد قابوس به عنوان جدیدترین اثر ایران در فهرست یونسکو به ثبت خواهد رسید."



میراث فرهنگی! (3)

توسط پیمانکار اداره کل جهاد کشاورزی کرمان صورت گرفت:

بخشی از محوطه باستانی هنزاف تخریب شد

با اینکه رئیس جهاد کشاورزی استان کرمان خبر از تاخیر و توقف سدسازی تا مشخص شدن نتیجه نهایی بررسی کارشناسان در محوطه باستانی هنزاف داده بود اما مدیر روابط عمومی اداره کل میراث‌فرهنگی کرمان صبح امروز خبر از تخریب بخشی از محوطه باستانی هنزاف داد.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ مدیر روابط عمومی و امور فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان گفت: «در زمان انجام عملیات احداث سد خاکی هنزاف بخش‌هایی از یک محوطه باستانی توسط پیمانکار اداره کل جهاد کشاورزی کرمان تخریب شده‌است.»
 
محمدمهدی افضلی با اعلام  این خبر گفت: «در زمان انجام عملیات احداث سد خاکی هنزاف شهرستان بافت بخش‌هایی از یک محوطه باستانی توسط پیمانکار اداره کل جهاد کشاورزی تخریب شده است.»
 
وی افزود: «با بررسی‌های صورت گرفته توسط تیم باستان‌شناسی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان مشخص شد که این تخریب‌ها توسط ماشین‌آلات سنگین به بخش‌هایی از یک محوطه باستانی در منطقه هنزاف شهرستان بافت وارد شده است.»
 
مدیر روابط عمومی و امور فرهنگی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان با اشاره به اینکه در حال حاضر عملیات سدسازی فقط در دو نقطه از منطقه باستانی هنزاف متوقف شده، ادامه داد: «عملیات اجرایی سدسازی در نقاط دیگر همچنان ادامه دارد و تاکنون گزارش کتبی مبنی بر توقف کامل عملیات مذکور به اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمان ارسال نشده‌است.»
 
وی با بیان اینکه در قانون بر الزام اخذ استعلام پیش از آغاز هرگونه عملیات عمرانی از میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تاکید شده، گفت: «اداره کل جهاد کشاوری استان کرمان با آگاهی از این موضوع اقدامی در این زمینه انجام نداده‌است.»
 
افضلی از ضرورت انجام کاوش اضطراری در منطقه هنزاف بافت خبر داد و تصریح کرد: «زمان دقیق آغاز این کاوش از سوی معاونت حفظ و احیا اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری اعلام می‌شود.»
 
وی هدف از انجام کاوش اضطراری در منطقه هنزاف بافت را بررسی بیشتر منطقه و تعیین قدمت دقیق این محوطه باستانی ذکر کرد.