نوروز پرماجرا در نيشابور ، به روايت بيهقي - احمدرضاسالم
نوروز پرماجرا در نيشابور ، به روايت بيهقي - احمدرضاسالم
يكي از آثار ارزشمند ادبيات فارسي ، كتاب هزار ساله ي « تاريي بيهقي » است . كه هم به لحاظ زيبايي نثر ادبي و هم اطلاعات گران بهايي كه در اختيار ما قرار مي دهد ، حائز اهميت مي باشد .
بيهقي در اين كتاب به شرح روزگار غزنويان ، كه خود نزد آنان مي زيسته و از جاه و مقامي برخوردار بوده ، پرداخته است . اما متاسفانه تنها بخش هاي كمي از آن به روزگار ما رسيده و مابقي ، از بين رفته است .
آن چه در ادامه مي آيد ، بخشي است كه مربوط به پريشاني روزگار مسعود غزنوي و ورود وي به نشابور و مراسم نوروز در سال 431 هجري قمري مي باشد .
« روز پنج شنبه ، هژدهم ماه جمادي الاخري ، امير به جشن نوروز بنشست . و هديه ها بسيار آورده بودند و تكلف بسيار رفت . و شعر شنود از شعرا ، كه شادكام بود درين روزگار زمستان و فارغ دل . و فترتي نيفتاد . و صلت فرمود و مطربان را نيز فرمود . مسعودٍ شاعر را شفاعت كردند ؛ سي صد دينار صله فرمود بنامه و هزار دينار مشاهره هر ماهي از معاملاتٍ جيلم . و گفت : « هم آن جا مي بايد بود . »
پس از نوروز كار حركت پيش گرفت و بساختند بقيت آن چه ساخته بود . و صاحبديوان سوري را گفت : « بساز تا با ما آيي ، چنان كه به نشابور هيچ نماني و برادرت اين جا به نشابور نائب باشد . » گفت : « فرمان بردارم . و خود برين عزم بودم كه يك لحظه از ركاب خداوند دور نباشم ، از آن چه به من رسيد درين روزگار . » و برادر را نائب كرد و كار بساخت . و نيز گفته بود كه « سوري را با خود بايد برد كه اگر خراسان صافي شود ، او را بازتوان فرستاد و اگر حالي باشد ديگرگون ، تا اين مرد به دست مخالفان نيايد كه جهان بر من بشوراند . و نيز گفتند كه بوسهل حمدوي اين در گوش امير نهاد .
و بوالمظفر جمحي را امير ، خلعت فرمود و شغل بريدي بر وي مقرر داشت . و علويان و نقيب علويان را خلعت داد و بوالمظفر را بدو سپرد . قاضي صاعد امير را درين روزگار يك بار ديده بود . اما دو پسرش پيوسته به خدمت مي آمدند . درين وقت قاضي بيامده بود به وداع و دعا گفت و پندها داد . و امير هر دو پسرش را خلعت داد و به عزيزي به خانه بازفرستادند .
و امير از نشابور حركت كرد بر جانب توس ؛ روز شنبه دو روز مانده بود از جمادي الاخري دهم نوروز به راه ده سرخ و به صحرا فرودآمد بر سر راه هاي سرخس و نسا و باورد و استوا و نشابور . و بر چهار جانب لشكر فرستاد ساخته با مقدمان هشيار و با سالاران با نام تا طلائع باشند . » ( 1 )
1 _ بيهقي ، ابوالفضل : تاريخ بيهقي ، به كوشش خليل خطيب رهبر ، نشر مهتاب ، چاپ هشتم 1381
احمدرضاسالم