ميراث فرهنگي! (101)

حمام قاجاری «زعفرانی» تخریب شد

 

حمام «زعفرانی» اصغر مدرسه به‌عنوان یکی از حمام‌های تاریخی که تا چندی پیش مورد استفاده مردم بود به‌دلیل فرسودگی و نبود سرمایه‌کافی مالک تخریب شد.

 

حمام زعفرانی یکی از آثار قدیمی و گمنام اصفهان بود که پیشینه تاریخی‌اش به اواخر دوره قاجار باز می‌گشت. این اثر زیبا و ماندگار که در محله جوباره و در انتهای کوچه "منار سفید" قرار داشت به‌دلیل فرسودگی و نبود سرمایه‌ کافی مالک تخریب شد. این درحالی است که مالک این حمام تاریخی سال‌ها در تلاش بود که حمام‌اش کاربری خود را حفظ کند به جرگه‌ بناهای معتادان نپیوندد.

«مهدی فقیهی» پ‍ژوهشگر میراث‌فرهنگی با اعلام این خبر به CHN گفت: «حمام زعفرانی یکی از بناهای تاریخی اصفهان بود که تا چندی پیش کاربری‌اش را حفظ کرده بود. این درحالی است که  اولین مالک این حمام تاریخی فردی به نام "استاد علی" بود که تا سال 1321 خورشیدی حمام را سالم نگه داشته بود. بعد از آن "حسین مدرسه"، مالک این بنا شد که او نیز پس از چندی تلاش و کار بی وقفه دار فانی را وداع گفت و حمام به دست وارثانش افتاد».
 
  
حمام زعفرانی قبل از تخریب
 
 
به‌گفته فقیهی، از جمله وارثان او پسری بود به نام "اصغر مدرسه" که کار پدر را ادامه داد. او از همان اوان کودکی و در 6 سالگی مسئولیت حمام را به عهده گرفت و طی سالیان متمادی از آن نگهداری کرد. در ابتدای کار، ترکیب اولیه حمام هنوز دست نخورده باقی مانده بود ولی به مرور زمان ساختار اصلی آن تغییر یافت و در اطرافش خانه‌ها و منازل مسکونی متعددی ساخته شد. 
 
 
اما چندی بعد اداره بهداشت وقت به آقای مدرسه دستور داد که بخش‌های قدیمی حمام را نو نوسازی کند. تجدید بنا و گازکشی کردن تون حمام که با چوب و ذغال سنگ کار می‌کرد و مجهز کردن گرم خانه به سیستم لوله کشی گرم و سرد و دوش آب به جای استفاده از خزینه و چاه آب از جمله کارهایی بود که در نوسازی حمام انجام گرفت.
 
 
به دنبال این اتفاق "اصغر مدرسه" ناگزیر برای ادامه حیات حمام خویش با هزینه شخصی به نوسازی و بازپیرایی حمام پرداخت و در قسمت های مختلف آن تغییراتی ایجاد کرد. ساخت بخش انفرادی و نمره، کوچک تر کردن گرم خانه عمومی، تعمیر و مرمت کاشی‌های کف و ازاره، فرش کردن حمام با سنگ و موزائیک، عقب نشینی دو متری از منازل اطراف بخشی از این کارها بود.
 
 
 
این پ‍ژوهشگر میراث‌فرهنگی اصفهان ادامه می‌دهد، با این وجود حیات این حمام تاریخی ادامه یافت تا اینکه در دهه های اخیر و به دلیل ساخت حمام های خصوصی در منازل و خانه‌های اطراف این گرم آبه نیز از تک و تا افتاد. کمبود درآمد کافی، فرسوده شدن امکانات و تجهیزات و عدم مراجعه مشتری باعث شد که در سال 1377 این حمام تاریخی به مدت شش ماه تعطیل شد و به دنبال آن تمامی در و پنجره هایش توسط ارازل و اوباش به سرقت رود. 
 
 
فقیهی می‌گوید: «پس از این واقعه و به دلیل ذوق شخصی آقای مدرسه بار دیگر این حمام بازگشایی شد و با وجود بضاعت ناچیز حمامی کمی و کاستی‌هایش برطرف شد. پیرمرد، هر روز صبح زود با وجود سن و سال زیادش تون حمام را روشن می کرد و تا غروب آفتاب در حمام می‌ ماند. او با مشتریانش که تعداد آن ها به زحمت به 4 - 5 نفر می رسید به گپ و گفت می‌نشست و آن‌ها نیز به اندازه وسع خویش و تا حد یکی دو هزار تومان به او پول می دادند که با آن زندگی کند .
 
 
با این روند هنوز هم حمام زعفرانی نفس می‌کشید تا این که متأسفانه پس از مشخص شدن جنبه تاریخی این بنا که امکان تغییر شکل و انتقال آن را مشکل می‌کرد و نیز پس از سرقتی که از در حمام انجام شد، مراقبت از آن هم مشکل شد و این مساله به اضافه کهولت سن آقای مدرسه و مواردی دیگر باعث شد تا سرانجام کار تلخ باشد و به قول آقای مدرسه ثمره تلاش های چندین ساله اش از میان برود.
 
این فعال میراث‌فرهنگی معتقد است، ویرانی این حمام تاریخی به دلیل عدم سرمایه و توجه کافی باعث محو خاطرات تلخ و شیرین گذشته شد. در این او هم تلاش‌هایی کرد تا بلکه این حمام تاریخی توسط افراد علاقه مند به آثار تاریخی یا اداره میراث فرهنگی، اجاره یا خریداری شود تا جایگاه دزدان و معتادان نشود و سرانجام تخریب نشود ولی تاکنون این تلاش ها ثمره‌ای نداده تا این بنا نیز به مانند بسیاری از ابنیه دیگر در زیر خروارها خاک پنهان شود.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


ميراث فرهنگي! (100)

بخشی از خانه حسام لشگر از دست رفت

 

بخشی از خانه قاجاری حسام لشگر تهران قبل از صدور حکم دادگاه تجدید نظر در دیوان عدالت اداری، عصر دیروز تخریب شد.

 

 
خانه حسام لشگر یکی از بناهای ارزشمند دوره قاجار شهر تهران است که با قدمت بیش از 100 سال در محدوده بازار تهران و خیابان خیام واقع شده است. این اثر که مالکیت شخصیت تاریخی تاریخی آن در پرونده ثبتی مشخص نشده است، روزگاری یک ملک بوده که امروز به دو ملک شرقی و غربی تقسیم شده است.
بنا بر انچه که در پرونده ثبتی این اثر که در شهریور سال 1384 توسط شرکت نگار و نقش تهیه شده است، بخش شرقی در مالکیت «کمیجانی» است که از جمله شاخصه های معماری آن تالار شاه نشین و پنج دری است. بخش شرقی در ادوار گذشته به عنوان نمایشگاه و انبار فرش های ارزشمند و عتیقه استفاده می شد اما امروز تبدیل به انبار پارچه شده است.
 بخش غربی نیز در مالکیت «صنعتگر» قرار دارد که به حال خود رها شده و تخریب رخ بام و  شرفی های ضلع شمالی گواه بر این موضوع است. از این قسمت به عنوان خانه مسکونی و سپسپ سفره خانه سنتی استفاده می شد و بعدها متروکه شد. در پرونده ثبتی این اثر ذکر شده است که مالک بخش غربی همواره در صدد تخریب این بنا بوده و به دلیل همکاری نکردن او با عوامل تهیه پرونده ثبتی، بخشی از بنای قسمت غربی رلوه نشده و به دلیل تفکر تخریب و پاساژ، خطر در بیخ گوش این بنا قرار دارد.
 این تفکر باعث شد تا مالک همواره درصدد تخریب این بنا بر آید و حتی در موارد مختلف و بنا به مطلب چاپ شده در روزنامه ایران (خرداد 1391) ، مالکان این دو بخش سعی داشته اند این بنا را تجاری جلوه دهند و از این طریق بنا را تخریب کنند که با آگاهی مردم و نامه نگاری با رئیس وقت شورای شهر تهران، از این اقدام جلوگیری شد.
حال هفته گذشته امید غنمی مدیرکل حقوقی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری کشور در مصاحبه ای اعلام کرد که به دلیل شکایت مالک خانه حشام لشگر به دیوان عدالت اداری، در حال خروج از فهرست آثار ملی کشور و حکم دادگاه اولیه نیز به نفع مالک صادر شده است. 
 در این خبر اعلام شد که هم اکنون این پرونده در دادگاه تجدید نظر (بدوی) قرار دارد و میراث فرهنگی در حال دفاع از این پرونده است. اما مالک بخش غربی (صنعتگر) دیروز دیوارها و بخشی از این بنا را قبل از صدور حکم دادگاه تخریب کرد و از این طریق و با تخریب کامل بنا همانند خانه جلال الدین تهرانی در خیابان ری در سال های گذشته، میراث فرهنگی و دادگاه را تحت فشار و مجبور به صدور حکم خروج این اثر از فهرست آثار ملی کشور کند.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


ميراث فرهنگي! (99)

خانه باغ ارباب ماشاء الله کاشان تخریب شد

خانه باغ ارباب ماشاءالله کاشان هفته گذشته درحالی توسط مالک تخریب شد که گفته می‌شود این بنا از معماری باغ دولت‌آباد الگو برداری شده و در میان عمارت‌ و بناهای تاریخی کاشان منحصر به فرد بوده است.

 

 
طی تماسی که یکی از اهالی و فعالان میراث‌فرهنگی کاشان با خبرگزاری میراث‌فرهنگی داشت خبر از تخریب خانه ـ باغ عمارت ماشاءالله داد.
 این خانه ـ باغ تاریخی که دارای ارزش‌های معماری بود و به نام خانه باغ ارباب ماشالله در راوند کاشان شناخته می‌شد گفته می‌شود توسط مالک آن تخریب شده است.
 
 
 
 
قدمت این بنا 150 سال گزارش شده و آنطور که این دوستدار میراث‌فرهنگی می‌گوید، دارای حوض‌خانه، بادگیر، آب انبار و سرداب بود. این درحالی است که باغ این عمارت حدود 10000مترمربع بوده ولی 10سال قبل به طور کامل تخریب شده است.
معماری خانه‌ ـ باغ ارباب ماشاءالله از باغ دولت آباد یزد الگو برداری شده، اهالی راوند می‌گویند، ارباب ماشالله این خانه ـ باغ را برای تعطیلات تابستانه ساخته بوده و  محل فعالیت تعداد بسیاری خدمه، قالی‌باف، بارچین، باغبان بوده آنطور که در مستندات آمده است این بنا محل اقامت بخش‌داران، شهرداران و شخصیت‌های کشوری هم بود. همچنین گاهی در این بنا محکمه و دادگاه نیز برپا می‌شده و شبانه روز آب راوند که از چشمه نابر سرچشمه می‌گرفته از داخل خانه عبور می کرده است.

 


دسته بندی : میراث فرهنگی!


سرقت موزه و غارت اسناد فرهنگی کسی را دلواپس نکرد

تاریخ هشت سال گذشته این سوال را دربرابر مدعیان امروز می‌گذارد که چرا که آن همه تخریب و سرقت گسترده و بی‌سابقه درآن روزها کسی را نگران و دلواپس نکرد؟

 

 
خبر کشف اتفاقی سنگ نبشته هخامنشی خارک معروف هخامنشیان که در آبان ماه سال 1386در حین جاده‌سازی شرکت نفت در جزیره خارک منتشر شد، برگ برنده‌ای بزرگ برای ایران بود و آنچنان ترسی ایجاد کرد که اعراب درصدد برآمده‌اند تا آن را جعلی بخوانند اما در اندک زمانی پس از رسانه‌ای شدن این خبر، این کتیبه که سندی تاریخی برای اثبات نام خلیج فارس بوده با تیشه و پتک نابود شد و این تنها اتفاقی نبود که در هشت سال اخیر صرفاً در حوزه سنگ نبشته‌های باستانی رخ داد و موجب تضعیف موقعیت کشورمان یا از دست رفتن اطلاعات تاریخی‌مان درباره پیشینه ایران شد.
ماجرای خلیج فارس و تغییر پسوند این منطقه جغرافیایی از مهمترین چالش‌هایی است که اعراب در چند دهه اخیر پیش کشیده‌اند برای اثبات اصالت و ریشه تاریخی از تمامیت ارزی که به حاکمیت کشورمان در این مناطق مشروعیت بیشتری می‌بخشید و باطل کننده ادعای برخی شیخ‌‌نشین‌ها مبنی بر سکونت طولانی و تاریخی اعراب در این جزایر است، آثار تاریخی ایرانی در این جزایر است. حجم این آثار در این جزایر، آنچنان وسیع نیست و از این حیث کوچک‌ترین اثر تاریخی در این بخش، ارزش ویژه‌ای دارد .
 
سرقت از موزه‌ها کسی را دلواپس نکرد
 
سرقت از موزه‌ها به جای این که مسئولان و ناظران را نگران آینده میراث فرهنگی ملت ایران کند، فرصتی برای استخدام دوستان ویاران اعضای دولت تلقی شد و کسی از این شرایط ابراز دلواپسی نکرد.
درشرایطی که موزه‌ای تهران وشهرستان ها هراز چند گاهی مورد سرقت قرار می‌گرفت مسئولان ارشد دولت درپاسخ به گسترش موارد سرقت از موزه‌ها مدعی شدند که علت اصلی وجود کارکنان پیمانی است و راه حل استخدام رسمی کارکنان است.
 در سال 82 سرقت از موزه پارس شیرازکه یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها بود. قرآن خطی، که یکی از نمونه‌های کمیاب در دنیا به شمار می‌آمد، به سرقت رفته بود که ظاهرا تاکنون نیز سرنخی از آن به دست نیامده است.نیمه اول سال 1385 موزه آشتیان و تفرش هم مورد دستبرد واقع شد که اطلاعات چندانی از نحوه وقوع و اموال مسروقه انتشار نیافت.نیمه نخست تیرماه همان سال نیز، سایت رسمی سازمان میراث فرهنگی خبری مبنی بر سرقت سه مدالیون از موزه مشروطه تبریز منتشر کرد که بلافاصله از سوی رضا عبادی، رئیس سازمان میراث فرهنگی استان آذربایجان شرقی تکذیب شد:«با بررسی‌ها متوجه شدیم، چند سکه توسط کارشناسان موزه جا به جا شده است.این اظهار نظر درحالی صورت گرفت که خبر انتشار یافته در سایت این سازمان از دستگیری متهم و تحویل او به مراجع قضایی شعبه شش آگاهی تبریز حکایت داشت.
 در حالی که بررسی تعداد و دفعات سرقت از موزه های ایران آمار قابل توجهی به دست می‌دهد، متولیان امر آن را جدی نگرفتند .اسفندیار رحیم مشایی، رئیس سابق سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری توپ را به زمین مدیران پیش از خود انداخته و در گفت و گو با روزنامه قدس گفته بود:«متاسفانه در گذشته سرمایه گذاری خوبی در زمینه حفاظت از موزه های کشور انجام نشده است.او استخدام رسمی کارمندان را راهی برای کاهش سرقت و حفاظت از موزه ها می‌داند:«ما در منابع انسانی و تامین نیرو با مشکل مواجه هستیم. وقتی قرار است موزه ای مستقر شود، نیرو باید در آن رسمی شود تا ماندگار باشد. استفاده از نیروهای قراردادی یا پیمانی روند درستی در این کار نیست. به همین دلیل سازمان مشغول بررسی و برنامه ریزی است تا با گرفتن مجوزهای مورد نیاز از سازمان مدیریت و برنامه ریزی بتواند نیروهای جایگزین و ثابت را مستقر کند. این درحالی است که مسعود نصرتی، مدیرکل موزه‌های سازمان میراث فرهنگی با تاکید بر نیاز مبرم موزه‌های ایران به سیستم‌های حفاظت الکترونیک به بودجه بهسازی سیستم الکترونیکی و تجهیز و بازسازی موزه های کشور در سال گذشته و امسال اشاره می‌کند:«این بودجه در سال 1385، 250 میلیون تومان و در سال جاری 800 میلیون تومان در نظر گرفته شد. که هنوز پرداخت نشده است.»با توجه به ثبت 450 موزه در ایران، سهم هر یک از آن ها برای ارتقای سیستم‌های حفاظتی و امنیتی و مقاومت در برابر سارقان حدود 1/8 میلیون تومان است. شکی نیست که سارقان برنده این معامله نابرابر بودند.
 
تیشه به ریشه اسناد ونقشه‌های باستان شناسی ایران
 
به گزارشی 47 هزار جلد کتاب و اسناد مربوط به کاوش‌های باستان‌شناسی و نقشه‌های اوزالیدی از بناهای باستانی به همراه هزاران قطعه عکس‌های تاریخی مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور به یغما رفت و نابود شد.
این خبر را یکی از کارکنان سابق مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور پس از انتشار گزارشی از مفقود‌شدن هزاران نقشه بناهای تاریخی و محوطه‌های باستانی به روزنامه همشهری اعلام کرد.
براساس آنچه کارمند سابق مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری به روزنامه همشهری اعلام کرد، هنگام انتقال پژوهشگاه و مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی به شیراز در دوران مدیران قبلی سازمان میراث فرهنگی 47 هزار جلد کتاب تخصصی در موضوعات میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری کشور به همراه هزاران قطعه از عکس‌های تاریخی موجود در این مرکز به یغما رفت و حتی براساس آنچه علی کرمی از کارکنان بخش پشتیبانی و تدارکات مرکز اسناد و کتابخانه سازمان میراث فرهنگی کشور به نقل از شاهین‌پور، مدیرکل علوم و فنون پژوهشگاه میراث فرهنگی اعلام کرد که بخشی از عکس‌های دوره پهلوی که دارای مهر مرکز اسناد بوده است در خیابان منوچهری تهران به فروش می‌رسد.
به گفته کرمی، زمان انتقال کتابخانه و مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی به شیراز، کتاب‌های هولستر نابود شد و بسیاری از کتاب‌ها براساس تماسی که شهر‌کتاب نیاوران با سازمان میراث فرهنگی گرفت توسط فردی به‌نام نقوی به آن کتابفروشی فروخته شد. وی افزود: شهر کتاب نیاوران آن زمان با ما تماس گرفت و خواستار اجازه خرید کتاب‌های خارج شده از مرکز اسناد و کتابخانه سازمان میراث فرهنگی شد در حالی که اصلا معلوم نیست این آقای نقوی در سازمان میراث فرهنگی چه مسئولیتی داشته است و تنها کاری که ما کردیم این بود که از شهر‌کتاب نیاوران بخواهیم کپی کارت‌ملی فروشنده کتاب‌ها را برای ما ارسال کند.
کرمی گفت: هنگام جا به جایی مرکز اسناد از تهران به شیراز آقای خوشنویس، معاون میراث‌فرهنگی وقت کشور حتی اجازه حضور کارشناس‌ها برای بار کردن این اسناد به کامیون‌ها و انتقال آنها به شیراز را نداد و کارگرها ارزشمندترین اسناد میراث فرهنگی کشور را داخل کامیون‌ها ریختند. به گفته او همین حالا هم آنچه از شیراز به تهران بازگشته است آن چیزی نیست که از مرکز اسناد به شیراز رفت.
به گفته او هنگام انتقال مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی، تنها یکی از کارکنان این مرکز به‌همراه اسناد به شیراز رفته که او نیز پس از بازگشت به تهران از وضعیت اسناد ابراز بی‌اطلاعی کرده است. جدای از این موارد حتی خبری از دستگاه دیجیتال بارکد‌خوان کتاب‌ها و اسناد نیست که مشخص شود کدام کتاب‌ها یا اسناد سازمان میراث فرهنگی باقی‌مانده است
به گفته کرمی حتی از دستگاه‌هایی که فیلم‌ها و نگاتیوهای موجود در مرکز اسناد را بازبینی می‌کردند و هیچ کدام نیز به شیراز منتقل نشدند خبری نیست. فریبا فرزام، رئیس سابق مرکز اسناد و کتابخانه سازمان میراث فرهنگی کشور که پرونده ثبت جهانی نسخه شاهنامه بایسنقری در یونسکو را نیز مدیریت کرده بود و به‌دلیل ماجراهای همین پرونده در سازمان میراث فرهنگی از مرکز اسناد این سازمان کناره گیری کرد درخصوص ارزش‌های اسناد و کتاب‌های نابود شده متعلق به مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی در جریان جا‌به‌جایی از تهران به شیراز به همشهری گفت:این گزارش ها محصول سال ها فعالیت باستان‌شناسی در محوطه‌های باستانی ایران بود که اگر این گزارش‌ها در دست افراد غیرمتخصص بیفتد، به‌دلیل اطلاعاتی که از سایت‌های باستانی در آنها وجود دارد ممکن است مورد سوءاستفاده قرار بگیرند. به گفته فرزام زمانی که او مرکز اسناد را پیش از جا‌به‌جایی‌ها تحویل داد حدود 40 هزار نسخه کتاب در آن مرکز بود و تعداد عکس‌ها نیز بسیار زیاد بود.
آنچه آمد، تنها نمونه اندک و ناچیزی از آسیب‌ها و تخریب‌های جبران ناپذیر به میراث واسناد مسلم تاریخ و فرهنگ ایران است که هریک به تنهایی هر دلسوز و خدمتگزار این آب و خاک را نگران آینده وسرنوشت نسل‌های بعدی ومیراث فرهنگی کشور می‌کند اما امروز تاریخ هشت سال گذشته این سوال را دربرابر مدعیان امروز می‌گذارد که چرا که این همه تخریب و سرقت گسترده و بی‌سابقه درآن روزها کسی را نگران و دلواپس نکرد؟

دسته بندی : میراث فرهنگی!


ميراث فرهنگي! (98)

سنگ‌بست صفوی سقاخانه مسجد حکیم اصفهان تخریب شد

 

سنگ‌بست سقاخانه مسجد حکیم اصفهان درحالی توسط کارگران سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری اصفهان تخریب شد که بسیاری از کارشناسان و فعالان میراث‌فرهنگی اصفهان از ضعف مرمت بناهای تاریخی می‌گویند که توسط ارگان‌های شهری درحال انجام است.

فعالان میراث‌فرهنگی اصفهان درحالی از وضعیت نابسمان  آثار و بناهای تاریخی این شهر خبر می‌دهند که صبح امروز سنگ‌بست سقاخانه مسجد حکیم اصفهان به‌دنبال فعالیت‌های کارگران سازمان نوسازی و بهسازی اصفهان تخریب شد. اثری که گفته می‌شود متعلق به دوره صفویه است.
 
 
 
صبح امروز برخی از فعالان میراث‌فرهنگی طی تماسی که با خبرنگار خبرگزاری میراث‌فرهنگی داشتند از تخریب سنگ بست صوفی سقاخانه مسجد حکیم اصفهان گفتند.
 آنها معقدند، سنگ بست صفوی سقاخانه مسجد حکیم محلی برای روشن کردن شمع ونشستن عیاران قدیم به‌شمار می‌رفت. مکانی که مرشد حین عبور دسته‌های عزاداری برای هیات‌های سینه زنی وزنجیرزنی مداحی می‌کرد.
 
 
 
به‌گفته فعالان میراث‌فرهنگی، سنگ بست صفوی سقاخانه مسجد حکیم اصفهان به‌لحاظ تاریخی و معنوی ارزش بسیاری داشت. اما متاسفانه کارگران شهرداری صبح امروز به‌دلایل نامعلوم اقدام به تخریب این اثر تاریخی کردند.
 
 
 
آن طور که کارشناسان و فعالان میراث‌فرهنگی می‌گویند، وضعیت نابسامان آثار و بناهای تاریخی اصفهان گویای نظارت ضعیف اداره میراث‌فرهنگی روی آثار تاریخی است. این درحالی است که سازمان نوسازی و بهسازی در بسیاری از موارد اقدام به مرمت و بازسازی نفیس‌ترین آثار شهر تاریخی اصفهان می‌کند.
 

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (97)

تخریب دیگری در پایتخت

راه‌سازی ورامین محوطه 6 هزارساله را تخریب کرد


در حالی که رییس سازمان میراث فرهنگی استعفا کرده، شاهد تخریب بزرگ دیگری در پایتخت هستیم. این بار هم اداره راه سازی ورامین بدون هماهنگی با سازمان میراث فرهنگی و به رغم هشدارهای مکرر کارشناسان تیغ بلدوزرهایش را در جان محور تاریخی ورامین فرو برد. همانطور که پیش بینی شده بود، از دل زمین آثار تاریخی و تکه‌های سفال و ... بیرون زد. اداره راه‌سازی اما همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد. به نظر می‌رسد که موضوع میراث فرهنگی برای مسئولان راه سازی ورامین چندان اهمیتی ندارد.

بار دیگر پایتخت شاهد از بین رفتن محوطه تاریخی به مدد بلدوزرهای راه سازی شد. این اقدام در حالی انجام گرفت که کارشناسان میراث فرهنگی بارها بارها درباره خطر از بین رفتن آثار تاریخی موجود در محور تاریخی ورامین هشدار داده بودند. پیشتر اداره راه سازی بخش‌هایی از محوطه 6 هزارساله فخرآباد را تخریب کرده بود.
به گزارش chn ، نزدیک دو سال پیش شرکت مشاور اداره راه ورامین، طرح راه سازی میان ورامین و چرمشهر را آغاز کرد. میراث فرهنگی ورامین هم اعلام کرد که اگر قرار است، اقدامی در این زمینه انجام شود باید کارهای مطالعاتی صورت بگیرد و نتیجه آن به میراث فرهنگی ورامین اعلام شود. با این وجود، همچون بسیاری از اقدامات عمرانی در ایران، مشاور تغییر کرد و هیچ اقدام مطالعاتی انجام نشد.
 
بلدوزرها به جان آثار تاریخی ورامین افتادند
 

«مجید ژاله نیا»، مدیر دفتر میراث فرهنگی ادامه اتفاقاتی که پس از تغییر مدیریت افتاد، را اینگونه تعریف می‌کند: «بعد از اینکه بدون هیچ هماهنگی قبلی مشاور تغییر کرد، پیمانکار وارد پروژه اجرایی شد. با این وجود، ما سعی کردیم که کار را متوقف کنیم. علت توقف کار هم این بود که این پروژه، بدون هماهنگی و اخذ مدارک از میراث فرهنگی، انجام شده بود. این طرح در همان بدو آغاز کار صدمات جدی به  بخشی از دامنه جنوبی و غربی محوطه باستان شناسی وارد کرده بود. تپه فخرآباد نیز آسیب‌های جدی دید. سازمان میراث فرهنگی شکایت کرد و خواستار این شد که اداره راه سازی برای انجام مطالعات تامین اعتبار بکند. اما هیچ پاسخی از سوی اداره راه ورامین به ما داده نشد.»
 
بلدوزرها به آثار میراث فرهنگی می رسند و از روی آن به راحتی رد می شوند
 

اما اداره راه سازی برای هشدارهای میراث فرهنگی تره هم خورد نکرد. اتفاق افتاد و یک ماه پیش دوباره فعالیت اداره راه سازی از سر گرفته شد. پیمانکار دوباره شروع به کار کرد و حالا روی همین مسیر فرهنگی به آثار تاریخی برخورد کرد.
 ژاله نیا می‌گوید که ما دوباره مستقیما به مسئولان پروژه راه سازی مراجعه کردیم و خواستار توقف کار شدیم اما هیچ پاسخ مناسبی از سوی آن‌ها دریافت نکردیم و حالا ماندیم با آثاری که دارند از دست می‌روند چه بکنیم.
 
ادامه تخریب تاریخ 6 هزارساله ورامین با بلدوزرهای راه سازی

جاده ورامین به چرمشهر یکی از مسیرهای کهن ارتباطی شمال و جنوب دشت ورامین است که قدمت سکونتگاه‌های آن بر اساس شواهد موجود به هزاره ششم پیش از میلاد باز می‌گردد. این مسیر در شرق دشت ورامین از یک سو شهرهای ری و ورامین را در شمال به قم و کاشان در جنوب پیوند داده و امروزه نیز از راه‌های اصلی ارتباطی منطقه به حساب می‌آید. با این وجود اداره راه سازی طی یک ساله گذشته نه تنها محوطه 6 هزارساله فخرآباد را تخریب کرد بلکه با ادامه پروژه سایر محوطه‌های تاریخی محور ورامین را هم دارد از بین می‌برد.
محوطه باستانی فخرآباد در مرداد سال 1382 به شماره 9484 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده و دارای سه هزار متر وسعت و ارتفاع 5 متر است.
این محوطه یکی از محوطه های مهم پیش از تاریخ در دوره آغاز روستانشینی است که شواهد کم نظیری از نخستین مراحل استقرار و اولین فرایندهای صنعتی شدن جوامع انسانی را در دشت ورامین، در 6 هزار سال قبل نشان می دهد.
 
 تاریخ در ورامین قربانی می شود و مسئولان راه سازی دست از فعالیت نمی‌کشند
 
«محمدرضا نعمتی»،مدیر مرکز باستان شناسی استان تهران می‌گوید که بر اساس پیگیری‌های اداری و حقوقی اداره کل میراث فرهنگی استان تهران پیمانکار موظف به توقف عملیات و متعاقب آن اجرای برنامه کاوش در محوطة فخرآباد و بررسی و شناسایی و گمانه زنی در مسیر جاده از سوی کارشناس ذیصلاح معرفی شده از سوی میراث فرهنگی شد. اما متاسفانه طی یک سال گذشته با وجود مکاتبات متعدد اداره کل میراث فرهنگی استان تهران با کارشکنی‌های مجری طرح، عملیات پژوهشی هنوز تحقق نیاقته و از چندی پیش پیمانکار بدون اطلاع میراث فرهنگی و اجرای تعهدات سپرده شده اقدام به خاکبرداری در مسیر جاده کرده که در همین حین آثار زیر سطحی شامل سفال و بقایای معماری دوباره کشف شده است.
 به گفته او، اداره کل میراث فرهنگی استان تهران و اداره میراث فرهنگی ورامین در حال پیگیری مکاتبات و شکایت هستند، اما پیمانکار بدون توجه به هشدارهای کارشناسی و بی اعتنا به الزامات قانونی از جمله بخشنامه ها و مصوبات مصرح دولتی که قبلاً به آنها ابلاغ شده همچنان در پی ادامه کار خویش است.
 اینگونه است که بار دیگر پایتخت شاهد از دست دادن آثار باستانی و تاریخی خود است. همانطور که چندی پیش بلدوزرهای راه سازی به جان آثار تاریخی شهر ری افتاده بودند و بخش مهمی از تاریخ ری را از حافظه تاریخی مردم ایران پاک کردند.


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (96)

ایجاد فضای سبز در محوطه باستانی اهواز!


شهرداری اهواز درحالی اقدام به ایجاد فضای سبز و برداشت خاک از محوطه شرق اهواز موسوم به پارک کوهساران کرد که بیش از یک سال از شناسایی مجموعه‌ قبرها و گوردخمه‌های تاریخی شرق اهواز می‌گذرد.

سال گذشته دوستداران و فعالان میراث‌فرهنگی خوزستان درحالی یک محوطه از مجموعه قبرها و گوردخمه‌های تاریخی را شناسایی کردند که شهرداری در این مدت طی سه مرحله به این محوطه باستانی دست‌اندازی کرده است. آخرین اقدام این ارگان شهری گودبرداری و ساخت ترن هوایی در مهرماه سال جاری گزارش شد.
شنیده‌ها حاکی از آن است که اداره کل میراث‌فرهنگی پس از اطلاع از موضوع در محل حاضر شده و  اعلام کرده که این اقدام شهرداری خلاف ضوابط میراث‌فرهنگی است و هر چه سریعتر پرونده قضایی تشکیل خواهد شد.
 

«مجتبی گهستونی» دبیر و سخنگوی انجمن تاریانا یکی از فعالان میراث‌فرهنگی خوزستان است که برای نخستین بار محوطه شرق اهواز را شناسایی کرد. او اما به تازه‌ترین اقدام شهرداری اشاره می‌کند می‌گوید: شهرداری درحالی اقدام به ایجاد فضای سبز و برداشت خاک از محوطه باستانی کوهساران کرده که اداره میراث‌فرهنگی خوزستان چندین بار به شهرداری تذکر داده است که از هر گونه تعرض و تخریب در این محوطه پرهیز کند.
 این فعال میراث‌فرهنگی ادامه می‌دهد، اما متاسفانه از زمان ارسال سه‌ نامه تذکر و هشدار میراث‌فرهنگی دو اتفاق ناخوشایند در محوطه رخ داد. به‌طوری که پس از نصب ترن هوایی تفریحی در جوار این سازه‌ها، چند روز پیش این ارگان شهری اقدام به ایجاد فضای سبز کرد. این اقدام که با برداشت خاک همراه بود سبب اعتراض دوستداران و فعالان میراث‌فرهنگی شد.
 دوستداران و فعالان  میراث‌فرهنگی از اداره کل میراث فرهنگی درخواست کردند که اقدام قانونی و جدی را نسبت به فعالیت‌های شهرداری انجام دهد. همچنین از پژوهشکده باستان‌شناسی نیز درخواست شد پس از گذشت یک سال و نیم از شناسایی و معرفی این محوطه توسط دوستداران میراث‌فرهنگی وضعیت محوطه روشن شود.
 

یکی از باستان‌شناسان که برای بررسی شهر هرمز اردشیر سفر کرده بود از محوطه باستانی شرق اهواز نیز بازدید کرد. همچنین با دعوت انجمن میراث‌فرهنگی تاریانا دکتر علی رحمانی که در حوزه ژئوسایت‌های زمین باستان‌شناسی فعالیت‌های متعددی انجام داده دعوت شد که این متخصص زمین‌شناسی نیز پس از بازدید محوطه را بسیار مورد اهمیت عنوان و نگرانی خود را بابت تعرض‌های انجام شده اعلام کرد.
 این متخصص زمین‌شناسسی، محوطه شناسایی شده را به لحاظ زمین شناختی دارای چینه‌بندی متقاطع، اشکال فرسایشی و مرزهای لایه‌بندی، یک ژئوسایت زمین باستان‌شناسی کم‌نظیر خواند. 


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (95)

خانه تاریخی اربابی زباله‌دانی شد!


خانه اربابی یزد زباله‌دانی شده است. این خانه که متعلق به دوره قاجار و در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده به‌دلیل مرمت نشدن تبدیل به زباله‌دانی اهالی محل شده است.



خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ چه کسی فکر می‌کرد روزی برسد که خانه اربابی یزد تبدیل به زباله‌دانی شود. خانه‌ای که بخشی از باغ معین بود و اتاق‌های تشریفاتی تابستانه آن زبانزد خاص و عام بود. اما یزد این روزها در شرایط مناسبی به‌سر نمی‌برد. روزی نیست که خبری از تخریب‌ بافت و خانه‌های تاریخی شنیده نشود. فعالان میراث‌فرهنگی می‌گویند اگر این خانه قاجاری که هم‌اکنون در آن قفل شده مرمت نشود قطعا در آینده‌ای نزدیک به‌طور کامل تخریب خواهد شد.
 
«امیر ترقی‌نژاد» فعال میراث‌فرهنگی یزد با تاکید بر اینکه یزد نیازمند توجه و مرمت مناسب از سوی متولیان میراث‌ امر است به CHN گفت: خانه تاریخی اربابی درحالی قدمت‌اش به دوره قاجاریه می‌رسد که هم اکنون به دلیل نبود مرمت در ورودی آن قفل شده است.
 
 

او گفت: بی‌توجهی به این خانه تاریخی سبب شده که خانه اربابی تبدیل به مکانی مناسب برای زباله دانی اهل محل شود. این درحالی است که این خانه با شماره 2407 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
ترقی‌نژاد با اشاره بر اینکه خانه اربابی در محله تاریخی گازرگاه شهر یزد قرار دارد ادامه داد: این باغ و عمارت در زمان ناصرالدین شاه قاجارـمقارن با حکمرانی "ظل السلطان" بر اصفهان و یزدـ به دستور یکی از اعیان یزد ملقب به "معین التجار" و به دست معماران اصفهان ساخته شد و بعدها قسمت‌های مهمی از باغ و عمارت به مالکیت "حاج اکبر اربابی" در آمد.
ترقی نژاد گفت: حاج اکبر اربابی  در سال 1370 هجری شمسی قسمت مهمی از باغ و عمارت را که حدود دو هزار متر مربع می‌شد، جهت احداث مدرسه به اداره کل آموزش و پرورش استان یزد واگذار کرد. مساحت باغ حدود چهار هزار متر مربع و مساحت عمارت آن بیش از یک هزار متر مربع است.

 
 

به‌گفته این فعال‌میراث‌فرهنگی، با توجه به آب وهوای گرم و خشک یزد این باغ بیشتر در فصل تابستان مورد استفاده بود، اکثر قسمت های این ساختمان مانند زیرزمین های خنک، حوضخانه و بادگیر کلاه فرنگی تابستانه است. در قسمت شمال غربی باغ، ساختمان و حیاط کوچکی قرار دارد که احتمالاً به عنوان عمارت بیرونی از آن استفاده می شد. در حال حاضر این بخش کوچک در تملک مالک و ما بقی بخش‌ها در اختیار اداره آموزش و پرورش است
.
 
 
با این‌حال آنطور که فعالان میراث‌فرهنگی اعلام می‌کنند وضعیت این خانه در شرایط مناسب توصیف نمی‌شود. ترقی نژاد می‌گوید: بی‌تفاوت و رسیدگی نکردن به این بنای تاریخی سبب شده که همسایگان و اهالی محل از این بنا به‌عنوان زباله‌دانی استفاده کنند. 
 


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (94)

یک خانه تاریخی دیگر در اردکان یزد تخریب شد!


خانه‌ تاریخی مظلومی اردکان یزد تخریب شد. فعالان میراث‌فرهنگی معتقدند، شهرداری با قصد احداث پارکینگ این بنای تاریخی را تخریب کرده‌است.



خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ باز هم یک خانه تاریخی دیگر در اردکان یزد تخریب شد. بخشی از خانه تاریخی مظلومی درحالی با خاک یکسان شد که به‌گفته فعالان میراث‌فرهنگی این اقدام مخرب توسط شهرداری جهت ساخت پارکینگ صورت گرفته است.
 
 

«محمد پورروستائی اردکانی» فعال میراث‌فرهنگی یزد در این باره به خبرگزاری میراث‌فرهنگی گفت: «شهرداری درحالی بخشی از خانه قاجاری مظلومی را تخریب کرده و قصد تخریب کامل بنا را جهت احداث پارکینگ دارد که تا چندی پیش این بنا کاملا سالم بوده و در آن زندگی جریان داشت.»
 
 

این درحالی است که به‌گفته پورروستایی، شهرداری به‌بهانه متروکه بودن بنا اقدام به تخریب خانه کرده است. از سوی دیگر هنوز گفته نشده که پیش از تخریب این خانه چه کسانی در آن زندگی می‌کردند. با این حال به دلیل تاریخی بودن خانه، پیش از تخریب باید از سازمان میراث فرهنگی استعلام‌های لازم به عمل می‌آمده است.
 
او می‌گوید: جدای از قسمت شمالی خانه مظلومی که چند سال پیش با سقف تیر آهنی بازسازی شده مابقی قسمت‌های بنا کاملا سالم بوده و حتی گچ بری‌های داخل حیاط دست نخورده باقی مانده است. در این میان حتی درهای چوبی بنا کاملا سالم بوده به‌گونه‌ای‌که هم‌اکنون تعدادی از آن در وسط حیاط مجموعه رها شده‌است.
 
 

پورروستایی معتقد است، یگان حفاظت میراث فرهنگی اردکان به محض اطلاع از وقوع این اقدام غیر قانونی نسبت به متوقف کردن عملیات تخریب توسط شهرداری اردکان اقدام کرده است.

 



دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (93)

وضعیت آرامگاه «ملک‌المتکلمین» و «صوراسرافیل» از نامناسب به ویرانه رسید.


چهار سال پیش، خبرهایی از آرامگاه «ملک‌المتکلمین» و «صوراسرافیل» تهیه و در آن‌ها وضعیت این آرامگاه نامناسب گزارش شد؛ اما شرایط نامناسب این مکان همراه با بی‌توجهی‌ها آن‌قدر ادامه یافت تا امروز آرامگاه این دو روزنامه‌نگار آزادی‌خواه یا به قول رییس شورای شهر تهران «شهیدان قلم مشروطه» امروز به ویرانه تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،‌ خیابان کمالی، خیابان مخصوص در محدوده‌ی مرکزی شهر تهران، بن‌بست شهید سیدمحمد ابراهیمی، درست در کنار یکی از ورودی‌های بیمارستان لقمان، در آبی رنگی قرار دارد که در ظاهر فقط شبیه خانه‌ای فرسوده است، اما پشت این در، پنج نفر از جمله دو مبارز دوره‌ی مشروطه دفن شده‌اند.
محل آرامگاه در سال 1388

 

این محدوده، آرامگاه «صوراسرافیل»، «ملک‌المتکلمین» و برادر او در حیاط خانه و مهدی ملک‌زاده فرزند ملک‌المتکلمین و همسرش خدیجه‌سلطان در زیرزمین خانه بوده، زیرزمینی که حالا با آواری از آجر و سیمان پر شده است. در حیاط خانه و در کنار وسایل انبارشده‌ی سرایدار نیز آجرهای ریخته‌شده از سایبانی جمع شده که برای محافظت از قبر دو روزنامه‌نگار ایجاد شده بود تا از نور آفتاب و برف و باران مصون بماند، اما حالا خود بلای جان قبرها شده است.
می‌گویند این خانه در گذشته، بزرگتر بوده، اما در سال‌های پیش، بیمارستان لقمان با تصرف بخش‌هایی از آن، اقدام به ساخت‌وساز در اطراف خانه کرده و اکنون فقط مساحتی حدود 50 متر به‌عنوان آرامگاه این پنج نفر باقی مانده است.
سرایدار خانه - مهدی عسگری - حدود چهار سال پیش درباره‌ی وضعیت خانه و آرامگاه، به خبرنگار ایسنا گفته بود: حدود سال 1383 یکی از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی با دیدن خانه و قبرهای واقع در آن، اقدام به بررسی و ثبت این خانه در فهرست آثار ملی کرد. پس از آن، چندبار برای بررسی شرایط از سوی سازمان میراث فرهنگی به این خانه آمدند و قول‌هایی برای بازسازی و مرمت قبرها دادند، اما هنوز آن‌ها را عملی نکرده‌اند.
محل آرامگاه در سال 1392- عکس از سمیه ایمانیان

 او افزوده بود: در سال‌های نخست، وضعیت قبرها بهتر بود. به مرور زمان و با گودبرداری‌هایی که برای ساخت‌وساز توسط بیمارستان لقمان انجام شد، قبرها ترک برداشتند و حالت شکستگی و فرورفتگی پیدا کردند.

رضا موسوی - کارشناس مرمت آثار تاریخی - نیز در همان زمان در گفت‌وگو با خبرنگار ایسنا اظهار کرده بود: حدود سال 1384 برای نخستین‌بار، این خانه و قبرهای آن را دیدم. پس از آن، به این دلیل که بیمارستان لقمان به‌دنبال گرفتن فضای خانه برای ساخت‌وساز و ایجاد پارکینگ در آن بود، کل فضای خانه را در فهرست آثار ملی به ثبت رساندیم.
او وضعیت قبرهای قرارگرفته در این خانه را نامناسب ارزیابی و بیان کرده بود: وضعیت قبرها اصلا جالب نیست. همچنین این بنا از جمله ساختمان‌هایی است که به‌شدت به مرمت نیاز دارد. البته ورود سازمان میراث فرهنگی به آن فضا برای مرمت، در حد بازسازی یک قبر نیست. باید اعتباری برای این کار در نظر گرفته شود و بحث مرمت، موضوع کلانی است.
زیرزمین آرامگاه در سال
1388

 وی افزوده بود: تا حدود دو سال پیش (سال 1386) قبرها فقط کهنه بودند، ولی ترک نداشتند؛ اما مدتی است که براثر ساخت‌وساز، ترک‌هایی روی قبرها ایجاد شده‌اند.

به گزارش ایسنا، حالا پس از گذشت شش سال از ایجاد شدن ترک‌ روی قبرها، این آرامگاه کاملا ویران شده‌ است.
رییس شورای شهر تهران - احمد مسجدجامعی - در بازدیدی که 29 آذرماه امسال از این آرامگاه داشت، گفت: مشکل این است که چنین بناهایی در سطح شهر تهران دیده نمی‌شوند. این نخستین دیدار ما از این بنا بود و امیدواریم بتوانیم مشکلات آن را زودتر برطرف کنیم.
اما شهردار منطقه‌ی 11 تهران در همین بازدید، اظهار کرد: درست نیست که ما در این زمینه هزینه کنیم، ولی سازمان میراث فرهنگی کار را تأیید نکند. نخست اداره کل میراث فرهنگی استان تهران باید پیش‌قدم شود و سپس ما وارد کار می‌شویم.
زیرزمین آرامگاه در سال 1392- عکس از سمیه ایمانیان

 حالا باید منتظر ماند تا سازمان میراث فرهنگی و شهرداری درباره‌ی حفاظت از این آرامگاه به توافق برسند؛ کاری که با توجه به نمونه‌های مشابه می‌توان گفت که چندان آسان نیست و در برخی موارد نیز سال‌ها طول می‌کشد و حتی عمر بنایی تاریخی هم برای دیدن این توافق کفایت نمی‌کند.

به گزارش ایسنا، پس از به توپ بسته شدن مجلس در دوره‌ی مشروطیت و دستگیری سردمداران مشروطیت در سوم تیرماه 1287، میرزا جهانگیرخان صوراسرافیل و ملک‌المتکلمین (میرزا نصرالله‌خان بهشتی) دو روزنامه‌نگار مشروطه‌خواه توسط نیروهای هوادار محمدعلی شاه در «باغشاه» تهران به قتل رسیدند و جسدشان توسط قزاقان به خندقی بیرون از «باغشاه» پرتاب شد. وقتی دوستان‌شان از این اتفاق خبردار شدند، آن‌ها را شبانه در همان خندق پشت دیوارهای باغشاه، یعنی در خیابان کمالی، خیابان مخصوص، کوچه‌ی شهید ابراهیمی فعلی دفن کردند. پس از دوران استبداد صغیر، سنگ قبری برای‌شان تهیه شد .

قبر روزنامه‌نگاران دوران مشروطه سال 1388

 

 

محل آرامگاه در سال 1392- عکس از سمیه ایمانیان


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (92)

خانه ی فاطمی در پردیسان جان می‌دهد


خانه فاطمی بنای منحصر به فرد دوره قاجاری در بافت کهن گرگان به دلیل آسیب‌های شدید ناشی از مرمت نیمه تمام آخرین روزهای عمر خود را می گذراند. کارشناسان و مسئولان استانی گلستان مهمترین مشکل این خانه که یکی از خانه‌های طرف قرارداد با شرکت 'پردیسان ' است را نبود اعتبار کافی برای بازستانی و ادامه مرمت آن می‌دانند. در این شرایط خانه فاطمی که در این تعلیق دریافت اعتبار و بودجه جدید به سر می برد، هر روز بیشتر به نابودی کامل نزدیک می‌شود.


خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی : خانه فاطمی یکی از بناهای به یادگار مانده و شاخص عهد قاجار در گرگان، همچنان در انتظار مرمت ایستاده است. این خانه که در کوچه یازدهم محله سرخواجه گرگان قرار دارد، مدت‌هاست که بی سقف و به شکل عریان زیر باد و باران زمستان و آفتاب سوزان تابستان سخت ترین روزهای حیات خود را می گذراند.
 خانه فاطمی که به دلیل تخریب‌های زیاد بر اثر اجرای طرح آفتاب ) طرح نوسازی بافت فرسوده) و تخریب 5 هکتاری بافت تاریخی در محدوده محله سرخواجه، این روزها جزو معدود بناهای باقی مانده محل ذکر شده است،  دارد به سرنوشت محتوم بسیاری از بناها و مجموعه‌های تاریخی در گرگان دچار می‌شود. مرگی که به گفته "حمید عمرانی" معاون حفاظت میراث فرهنگی "اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان گلستان" به دلیل نبود اعتبار کافی اتفاق می افتد.
 
این تصویر خانه فاطمی است، خانه‌ای که تک بنایی بزرگ با 47 اتاق در فضای اندرونی و بیرونی است
 
خانه فاطمی تک بنایی بزرگ با 47 اتاق در فضای اندرونی و بیرونی، حیاط خلوت، تالارها و عناصر معماری منحصر به فردی است که آن را از بناهای هم دوره خود متمایز می‌کند. این خانه جز چهار خانه است که در طرح پردیسان قرار بر احیا آن‌ها بود. مدرسه عمادیه،خانه باقری، خانه فاطمی و خانه امیر لطیفی از خانه های طرح پردیسان در گلستان است.
 طرح مرمت این بنا که تا این لحظه به سرانجام نرسیده است، سال 1388 آغاز و به طور رسمی در سال 1390 و در سفر سوم استانی رییس جمهور سابق به گلستان، به تصویب رسید. در این طرح هدف از مرمت بنا، احیا آن برای ایجاد موزه اسناد و مدارک عنوان شده بود.
 اراده کل میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی استان گلستان در حالی نخستین مراحل اجرایی این طرح مرمتی را آغاز کرد که بودجه کافی برای انجام آن در اختیار نداشت. بنابراین مانند بسیاری از طرح‌های دیگر، این بنا که امروز نه فقط به دلیل آسیب‌های ناشی از طول عمر، بلکه به دلیل دخل و تصرف‌های انسانی که به نام مرمت و حفاظت بر آن وارد شده بود، در شرایط نابسامانی قرار گرفت و پس از آن در همان حال رها شده است. به طوری که همسایه های ساکن در محله سرخواجه آخرین عملیات‌های مرمتی بر بنا را به یاد نمی آورند. یکی از محدود کارهای انجام شده بر این بنا کشیدن فنس در اطراف آن ( دور صحن خانه) به جای دیوارهای فروریخته است.
 
خانه فاطمی درست در وسط طرح نیمه کاره مرمت و ساماندهی می پوسد
 
حمید عمرانی در پاسخ به سوال chn، علت توقف طولانی طرح را، نبود بودجه می‌داند و می‌گوید:« نه تنها این بنا، بلکه بسیاری از عملیات‌ها و طرح‌های استان به دلیل دریافت نشدن اعتبارات کافی متوقف می‌شوند. متاسفانه در استان گلستان برای بسیاری از بناها این اتفاق می‌افتد. بدون داشتن بودجه کافی امکان ادامه کار وجود نخواهد داشت.»
اما "جاوید ایمانیان" کارشناس ارشد مرمت و احیای بناهای تاریخی مشکل خانه فاطمی و حوزه مرمت در ایران را ریشه ای تر از نبود اعتبار می داند و این مشکل را در استان گلستان نسبت به سایر استان های دیگر پررنگ تر می بیند.
 ایمانیان در پاسخ به سوال chn در مورد وضعیت خانه فاطمی می‌گوید: « اولین مشکل در خانه فاطمی نبود طرح مرمتی است. هر بنایی پیش از دست زدن به کالبد بنا باید دارای یک طرح مرمت و حفاظت از پیش تعیین شده باشد. وقتی بنایی طرحی ندارد که مطابق با آن بشود برنامه ریزی دقیق مالی و اعتباری آن را نیز تنظیم کرد، طبیعتا با مشکل کمبود منابع مالی مواجه می شود.»
 
خانه فاطمی چه زمانی سر و سامان می‌گیرد؟
 
او دخل و تصرف های رخ داده در بنا را خطری جدی برای این خانه می داند و می‌گوید: « امروز بنا در حالی رها شده است که برداشته شدن قسمتی از سقف و تصرف های دیگر در سایر بخش ها خود به عاملی برای تخریب تبدیل شده اند. طرح مرمتی باید قابلیت اجرایی داشته باشد و پیش از هر اقدامی، مطالعه دقیق و آسیب شناسی علمی انجام شود. این موضوع تنها مربوط به استان گلستان نمی‌شود. در بیشتر نقاط کشور این مسئله خودش را نشان می دهد. تا زمانی که توجه به این نکته‌ها و اصل‌ها وجود نداشته باشد، بسیاری از آثار تاریخی ما به همین سرنوشت دچار می شوند. مرمت در چنین شرایطی ممکن نیست و تنها اثری عکس و منفی خواهد داشت.»
 شاید خانه فاطمی این  زمستان هم از هجوم باد و باران بی امان، جان سالم به در برد. کسی چه می‌داند شاید خیلی دیر و یا خیلی زود مرگ این خانه هم فرا برسد. اما سوال اینجاست که چند بنای دیگر در سراسر استان گلستان و یا ایران در شرایطی این چنینی قرار دارند؟ تکلیف بودجه هایی که بی‌نتیجه خرج می‌شود و طرح هایی که به ثمر نمی نشیند و  میراث کهن ما که همچنان در خطر نابودی قرار دارند چیست؟


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (91)

حمله به نقوش سنگی بز کوهی در خوزستان


آمار دقیقی از پراکندگی محوطه‌های خوزستان که نقش بز کوهی در آن‌ها حک شده در دست نیست. اما شواهدی که از تخریب محوطه‌ها برجای مانده نشان می‌دهد که این نقش‌ها از وضعیت مناسبی برخوردار نیستند. در حال حاضر نه‌ تنها برای شناسایی این نقش‌ها تلاشی صورت نگرفته که بخشی از این نقوش زیر تیغ بلدوزر قرار گرفته است.

خوزستان مملو از تصاویر و نقوش سنگی بز کوهی است. آثاری که به‌دلیل عدم نگهداری صحیح رو به‌ زوال قرا گرفته‌اند. آنطور که در تصاویر مشاهده می‌شود بسیار از نقوش بز کوهی در شهرستان‌های استان خوزستان توسط بلدوزر تخریب شده‌اند. این درحالی است که، بز کوهی  یک اسطوره آریایی بوده که در فرهنگ ایل بختیاری رسوخ کرده است. درحال‌حاضر می‌توان تاثیر آن را روی سفالینه‌ها، صخره‌ها ریتون‌ها، اشیاء تزینی، لگام اسب، دستبافته‌ها و... مشاهده کرد.
 
«مجتبی گهستونی» دبیر انجمن تاریانا و فعال میراث‌فرهنگی خوزستان در این رابطه می‌گوید: «بارها در مناطقی از خوزستان با تصاویری از نقوش سنگی بز کوهی برخورد کرده‌ام که تمامی آن‌ها به‌دلیل نبود رسیدگی‌ در معرض خطر قرار گرفته‌اند.»
 
 منطقه کیارس مملو از نقوش سنگی بز کوهی است که توسط بلدوزر در حال تخریب است
 
این فعال میراث‌فرهنگی می‌گوید با اینکه در خوزستان آمار دقیقی از پراکندگی محوطه‌هایی که نقوش بز کوهی دارند در دست نیست اما تاکنون هم برای شناسایی محوطه‌هایی که در دسترس هستند تلاش چندانی صورت نگرفته است. چنانچه تعدادی از این نقوش در شهرستان اندیکا، در حال فرسایش و تخریب است.
 
این درحالی است که نقش بز کوهی در فرهنگ زندگی مردم بختیاری خوزستان پیوند دیرینه‌ای دارد. به همین دلیل است که این نقوش که به نقوش چوپانی هم معروف هستند در منطقه خوزستان می‌توان رویت کرد.
 
 گهستونی با اعتقاد براینکه این نقش‌ها به‌دلیل ویژه‌گی‌های فرهنگی ایل بختیاری در منطقه، از اهمیت زیادی برخوردار بوده‌اند می‌گوید که قدمت برخی از این نقوش، هنوز به درستی مشخص نشده است.
 سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اعلام در خطر بودن نقوش سنگی بز کوهی در اندیکا گفت: «نقوش سنگی بز کوهی قلعه بردی به‌دلیل آنکه کشاورزان و اهالی روستا هیچگونه شناختی نسبت به آن ندارند در حال فرسایش و تخریب قرار گرفته و به جز مراقبت‌های موردی روستائیان هیچ حفاظت اصولی از آنها صورت نمی‌گیرد. با مشاهده این سنگ‌نگاره‌ها که نشان از تاریخی دور و دراز این سرزمین دارند می‌توان نشانه‌هایی از حیوانات، انسان‌ها، گیاهان و زندگی را در آن مشاهده کرد.»
 دبیر انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اشاره به وجه تمایز سنگ نگاره‌های موجود در خوزستان گفت: «نقش بز کوهی از جمله ویژگی‌های مشترک این سنگ‌نگاره‌ها است. وجود نقوش بزروی سنگ‌ها نشانه وجود آب و سرچشمه‌های آن بوده، به گونه‌ای که با کمی مطالعه سنگ نگاره‌ها می‌توان به این نتیجه رسید که عموما سنگ‌نگاره‌های اولیه و قدیمی‌تر تنها به نقش بز محدود می‌شده‌اند و در مناطقی که بعدها و در دوره‌های متاخرتر طرح‌هایی روی سنگ نگاره‌ها اضافه شده نقوش دیگری مانند انسان و شتر و حتی نوشته‌هایی می‌توان پیدا کرد.
 
 
وی در ادامه گفت: «قلعه بردی در منطقه‌ای آباد و دارای ابنیه‌های فراوانی قرار گرفته و از باغستان‌های زیادی برخوردار است که نشان می‌دهد پیش از این مراتع زیادی برای حیوانات در این منطقه وجود داشته است.»
 از سویی دیگر نقوش سنگی بز کوهی منطقه زیبای کیارس از توابع شهرستان گتوند به شدت در حال تخریب هستند و اقداماتی نظیر حفاظت و ثبت در فهرست آثار ملی می تواند از ادامه روند تخریبی آنها جلوگیری کند.
 
 
منطقه کیارس در شمال شهرستان گتوند و در فاصله تقریبا 20 کیلومتری آن قرار دارد و نقوش مذکور نیز مشتمل هستند از چند نقش بز که در مرکز تصویر بزی با ابعاد بزرگتر و بر بالای آن تصویر انسانی است که به نظر می رسد در حال شکار است.
 سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان با اعلام در خطر بودن نقوش سنگی بز کوهی در بعضی مناطق خوزستان گفت: «نقوش سنگی بز کوهی در حین ناشناس بودن زیر پای کشاورزان روستا و کودکان و نوجوانان در حال فرسایش و تخریب هستند و به جز مراقبتهای موردی روستائیان، هیچ حفاظت اصولی از آنها صورت نمی‌گیرد.»
 
 
وی اظهار داشت: «توسعه روستاها و ناشناخته بودن این سنگ نگاره ها باعث شده که بخش هایی عمده ای از این نقوش در فرایند توسعه از بین بروند.»

 


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (90)

خانه ی «بنان» هم با خاک یکسان شد!

خانه ی استاد آواز ایران با خاک یکسان شد. اکنون به جای حرمت و خاطره این خانه، آپارتمان بلندی سبز شده است. این خانه در نیاوران، بلندی‌های جمال‌آباد، نبش کوچه مینا، پلاک«12» قرار داشت. محمد بهشتی، مشاور ارشد سازمان میراث فرهنگی این اتفاق را فاجعه‌ای دانست که تهران را هر روز تهی‌تر از خاطره‌هایش می‌کند.

خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- خانه استاد بنان هم به فهرست بلند تخریبی‌های خانه‌های تاریخی تهران پیوست. خانه استاد آواز ایران تخریب شد تا جایش ساختمان بلند سیمانی سر به فلک بگذارد.
 این خانه تاریخی که در نیاوران، بلندی‌های جمال آباد، نبش کوچه مینا، پلاک 12 قرار داشت، حالا از هر خاطره‌ای تهی شده و تهران یکی دیگر از بناهای مشاهیر خود را از دست داد.
 «محمد بهشتی»، مشاور ارشد سازمان میراث فرهنگی، تخریب این خانه را به مثابه از دست دادن صاحبان تهران می داند: «تهران شهر خاطره است. خاطره‌های این شهر را صاحبان این خانه به وجود آورده‌اند. اکنون شنیده‌ام که خانه بنان را تخریب کرده‌اند.»
 او می گوید: «تهران کجاست؟ تهران چیست؟ آیا تهران جز خاطره است؟ جز یک رویاست؟ جز چیزی است که دلمان برای آن تنگ می‌شود؟»
 این خانه در حالی تخریب می‌شود که تا همین چند سال پیش پیچک‌هایش با فشار دست کنار می‌رفتند و حیاطش پر از چنار و اقاقی بود. بنان از سال 54 در این خانه دو طبقه زندگی می‌کرد که ایوانی رو به بلندی‌های دماوند داشت.
 این خانه در حالی تخریب شد که امروز در دنیا با ارج نهادن بر خانه مشاهیر٬ نه تنها هویت ملی را حفظ می‏کنند که خوارک خوبی برای گردشگری فرهنگی نیز پدید آمده است.


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (89)

رییس سازمان میراث فرهنگی همدان تکذیب کرد

درختان آرامگاه باباطاهر شبانه بریده شد

بیش از 30 اصله درخت کهنسال در محوطه آرامگاه باباطاهر شبانه بریده و بقایا و ریشه درختان آن آتش زده شدند. این در حالی است که رییس سازمان میراث‌فرهنگی قطع این درختان را تکذیب کرده و می‌گوید حتی یک درخت از محوطه باباطاهر قطع نشده است.

بیش از 30 اصله درخت کهنسال در آرامگاه باباطاهر شبانه بریده شدند. مشاهدات نشان می‌دهد، پس از انتقال درختان به خارج از محوطه، ریشه های آن‌ها با ریختن نفت سوزانده و سپس در زیر خاک مدفون شدند. این در حالی است که رییس سازمان میراث فرهنگی در گفت و گو با chn اعلام کرد که حتی یک درخت از اطراف این محوطه قطع نشده و اگر این اتفاق افتاده باشد، این مسئله ربطی به سازمان میراث فرهنگی ندارد.
 
این تصویر یکی از درخت‌های بریده محوطه آرامگاه باباطاهر است
 
البته قطع درختان در محوطه اطراف آرامگاه باباطاهر برای اولین بار نیست که اتفاق می افتد، تابستان گذشته هم شهرداری همدان تعدادی از درختان اطراف این آرامگاه را با بیل مکانیکی ریشه کن کرد و اکنون در حال سنگفرش کردن آن است.
 
 درخت‌ها بریده و آتش زده شده اند. چرا؟
 
یکی از کارکنان آرامگاه باباطاهر درباره قطع درختان به chn می گوید: بریدن درختان به دستور مدیران میراث همدان بوده و به خاطر این است که مسافران هنگام عکاسی به راحتی بتوانند آرامگاه را از هر زاویه‌ای پشت سر داشته باشند.»
 
 درختان محوطه باباطاهر بخشی از هویت تاریخی این آرامگاه هستند
 
او در پاسخ به این سوال که چرا در مقابل این دستور مقاومت نکردند، می‌گوید:«ما ماموریم و معذور وقتی دستور می دهند باید اجرا شود.»
 
 بارها و بارها دوستداران میراث فرهنگی و محیط زیست درباره قطع درختان محوطه های تاریخی هشدار داده اند
 
اردشیر ثریایی، فعال و دوستدار میراث هم دراین باره می گوید:« در ماه‌های گذشته تخریب فضای سبز و بریدن درخت در همدان شدت افزایش یافته و متاسفانه باید گفت این اقدام بیشتر از سوی برخی نهادهای دولتی مانند میراث فرهنگی و شهرداری صورت گرفته است.»
 
 سرانجام جای این درخت های بریده و سوزانده شده را چه می گیرد؟
 
او با اشاره به بریدن درختان محوطه بابا طاهر می‌گوید:« این درختان قدمت 50 ساله داشتند و جزئی از منظر این اثر تاریخی وملی به شمار می‌روند، هیچ توجیهی قابل قبول نیست که درختان را به هر بهانه‌ای ببریم .»
 
 داربست هایی که به پیکر آرامگاه آسیب زده اند را چه مسئولی رسیدگی خواهد کرد؟
ثریایی همچنین می افزاید:«اگر این کار قانونی است، چرا درختان را شبانه می‌برند و چرا آتش می زنند؟ اگر مسئولان به راستی به فکر عکاسی و منظر بناهای تاریخی هستند، پیشنهاد می کنم فکری به حال تاسیسات اضافه مانند سیم پیچی این‌بناها بکنند. با داربست زدن بنا را تخریب نکنند. بخشی از فضای اطراف آرامگاه را غرفه تنقلات فروشی و کیوسک تبلیغات اماکن تفریحی اشغال کرده است که باید آن‌ها برچیده شود.»
با این وجود، برخی از دوستداران میراث فرهنگی در همدان همچنان قطع درختان آرامگاه باباطاهر را باور ندارند. مهرداد حمزه، خبرنگار و دوستدار میراث فرهنگی در این باره به chn می‌گوید:« فکر نمی کنم که تعداد زیادی از درختان اطراف  آرامگاه باباطاهر قطع شده باشد. اگر هم قطع شده محدود بوده و به منظور ساماندهی محوطه اطراف آرامگاه است.»
 
چه کسی درست می‌گوید؟ بر سر درختان محوطه آرامگاه باباطاهر چه آمده است؟
 
او در پاسخ به این سوال که آیا سازمان میراث فرهنگی اقدام به قطع این درختان کرده، می‌گوید:« مطمئنا قطع درختان مربوط به حوزه شهرداری است و اگر درختی قطع شده از سوی شهرداری همدان بوده است.»


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (87)

تخریب‌های زنجیره‌ای آثار تاریخی تهران ادامه دارد

خانه ـ باغ نمازی، ساختمان 30 طبقه می‌شود؟

خانه مشیرالدوله به مزایده گذاشته شده و خانه ظهیرالاسلام هر شب از بیم بلدوزرها کابوس می‌بیند. اکنون خانه – باغ نمازی هم در خطر تبدیل شدن به ساختمانی 30 طبقه است. به زودی بخشی ‌از خاطرات فرهنگی و معماری تهران با خاک یکسان می‌شود.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی – تخریب‌ سریالی خانه‌های تاریخی تهران همچنان ادامه دارد. به زودی باغ – ویلای نمازی که خود دارای ارزش‌های معماری ماندگار و غیر قابل انکاری است به رغم قرار داشتن در حریم و مجاورت اثر ملی «خانه رهنما» که واقع در منطقه 1 شهری تهران،خیابان عمار است، با خاک یکسان می‌شود. مالکان این خانه مجوز تخریب و نوسازی با تراکم 30طبقه را گرفته‌اند.
 
کارشناسان میراث فرهنگی می‌گویند، در حالی که نابودی باغات شمال تهران خسارات زیست محیطی غیرقابل جبرانی به شهروندان تهرانی و آینده مبهم شهر وارد آورده است اکنون نیز معدود باغات این محدوده که عملا" کارکرد ریه تنفسی شهر به شمار می آیند، به نظر می‌رسد گریزی از تصمیم جلسات سرنوشت‌ساز ندارند.
 
خانه نمازی خانه‌ای سپید که می‌توانست نشان و نماد میراث تاریخی تهران باشد
 
ویلای نمازی از بناهای ارزشمند و شاخص معماری دوران آغاز مدرن و پدیده ای منحصر بفرد و ابتکاری و خلاقانه از انواع سنگ معادن سراسر کشور است که در سالیان گذشته به توصیه انجمن‌ها و نهادهای مدنی در شرایط ثبت در فهرست آثار ملی قرار گرفته بود. اما ناگاه خبر تصویب مجوز تخریب و نوسازی و ساخت و ساز ۱۰ها طبقه مطرح شده است. این در حالی است که کارشناسان میراث فرهنگی تهران در حال پیگیری این پرونده هستند.
 
سوال اصلی اینجاست: «درحالی که نفس شهر تهران در بلبشوی ساخت و سازهای بی حساب و کتاب و تخریب باغات سرسبز شمال تهران به شمارش افتاده آیا شورای شهر و کمیسیون محیطزیست آن شورا با این تصمیم موافقت کرده است؟»
 
حالا باید با خانه نمازی خداحافظی کرد و آن را به دست بلدوزرها سپرد
 
سازمان میراث فرهنگی و گردشگری که متولی حفاظت از میراث فرهنگی و مدنی و هویتی تهران است و در عین حال عضو اصلی و صاحب رای در کارگروه های مسکن و شهرسازی و کمیسیون‌های ماده پنج شهری چگونه تن به این اتفاق داده‌است؟
 خانه رهنما به عنوان یک اثر ملی اگر چه به هر دلیلی امروز فاقد حریم مصوب سازمان میراث فرهنگی است اما مگر هر خانه تاریخی بدون حریم می‌تواند در معرض چنین تعرضاتی باشد و هیچ مدافعی در این جلسلت نداشته باشد؟ پس حامیان و مدافعان فرهنگ کجای این شهر خفته‌اند؟




دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (86)

سرکاخ قاجاری حمیدیه شبانه همراه با درختانش بریده شد!

کاخ قاجاری حمیدیه که از جنگ‌تحمیلی ۸ ساله ایران و عراق جان سالم به‌در برد امروز بدون آنکه بمب و موشکی بر سرش آوار شوند راه نابودی را در پیش گرفته است. آنطور که فعالان میراث‌فرهنگی خوزستان می‌گویند، این اواخر کوشک حمیدیه بارها مورد تعرض قرار گرفته است. قطع چندین اصله درخت با اره برقی و ویرانی بخشی از کوشک حمیدیه آخرین فاجعه‌ای بود که دو شب پیش روی داد.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی‌ ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ کوشک تاریخی حمیدیه از جمله آثار تاریخی خوزستان به‌شمار می‌رود که هر روز شاهد گسترش تخریب‌های آن هستیم. این درحالی است که در خوزستان آثار تاریخی متنوعی وجود دارد که یا شناسایی نشده‌اند و یا اینکه بعد از شناسایی و ثبت، تخریب وتغییر کاربری داده می‌شوند.
«احمد جعفری ماجد» دوستدار میراث‌فرهنگی خوزستان با اشاره به اینکه حمیدیه آثار تاریخی بسیار زیادی دارد که تنها دو اثر از آن‌ها در فهرست آثار ملی کشور ثبت شده‌اند بیان کرد: شهرستان حمیدیه آثار ارزشمندی دارد که تنها دو اثر آن در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. کاخ تاریخی حمیدیه از جمله آثار باستانی شهرستان حمیدیه است که در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده اما به دلیل اهمال وعدم توجه مسئولان مربوطه هر روز دستخوش تخریب‌های گسترده می‌شود.
 این دوستدار میراث‌فرهنگی می‌افزاید: این اثر از طرف سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوزستان یکی از منحصر بفردترین عمارت‌های جنوب غربی کشور شناخته شده است. با این‌حال بارها شاهد تعرض‌های گسترده شهرداری در این بنا بوده‌ایم. دو روز پیش شهرداری حمیدیه اقدام به قطع درختان مسن در محوطه 6 هکتاری کوشک حمیدیه کرد. این اقدام شبانه و به وسیله ی اره های برقی صورت گرفت.
 
تخریب کوشک حمیدیه و قطع درختان کهنسال
 
کاخ مرکزی کوشک حمیدیه، عمارت حاکم نشین و محل پذیرایی از مهمانان بوده، و این ساختمان از دو طبقه تشکیل شده است، طبقه زیر زمینی که بدلیل استفاده از مصالحی که در بنا استفاده می‌شده در طول تابستان خنکی خاصی دارد. این طبقه نیز مستقیما به تونل های زیر زمینی متصل می شود و طبقه همکف، که متاسفانه حدوداً طی ده سال اخیر سقف آن تخریب شده است.
  عمارت حمیدیه  روی یک تپه ساخته شده و در وسط باغ قرار دارد. مساحت باغ کوشک حمیدیه تقریبا 6 هکتار است د اما در حال حاضر تنها قسمتی از کاخ مرکزی محفوظ مانده و در حال تخریب است.
 آنطور که ماجدی می‌گوید: در قسمت شمال غربی محوطه ی تاریخی کوشک ساختمان آبرسانی موجود است و این ساختمان سال هاست بدلیل همجواری با رودخانه ی زیبای کرخه نه تنها از بین نرفته بلکه روز به روز بدلیل مصالحی که در بنای آن به کار رفته قوی تر و با دوام تر می شود اما این ساختمان از تخریب در امان نماند و بدلیل حرکت ماشین های سنگین در جوار آن و همچنین خاک برداری هایی که صورت می گرفت قسمتی از  ساختمان در رودخانه ریزش کرد و هم‌اکنون  بخشی از بنا باقی مانده است.
 در قسمت جنوب غربی بنا نیز ساختمان دیگری از کوشک حمیدیه وجود دارد که تا به حال مورد استفاده قرار می گیرد و درحال حاضر محل سکونت نگهبان اداره ی کرخه و شاوور حمیدیه است. در قسمت شمال شرقی بنا نیز ساختمان دیگری وجود داشت که این ساختمان به کلی تخریب شد و ساختمان های مسکونی و تجاری در آنجا احداث شد و به کارکنان آن اداره واگذار شدند.
 
حضور بلدوزرها در کاخ قاجاری حمیدیه
 
کوشک تاریخی حمیدیه از لحاظ قدمت به دوره ی قاجاری باز می گردد و در سال 1380 در فهرست آثار ملی به شماره 3980ثبت شد.
 این دوستدار میراث‌فرهنگی می‌افزاید: کاخ حمیدیه در دوران جنگ محل استقرار سپاه پاسداران حمیدیه، تیپ الحدید گردان امام علی (ع) بوده، و باتوجه به تحقیقات و مصاحبه ای که با رزمندگانی که در آن دوران در حمیدیه خدمت می کردند این را متذکر شدند که در دوران جنگ هیچگونه تخریب اعم از خاک برداری، تخریب سقف ها، ساختمان ها، دیواره ها صورت نگرفته است.
 به‌گفته ماجدی بسیاری از رزمندگان شهرستان حمیدیه  از این موضوع بسیار گلایه می‌کنند که چرا تنها یادگار جنگ شهرستان حمیدیه به این حال و روز افتاده است.
 
 گفته می‌شود این افراد خواستار پیگری تخریب‌های کوشک حمیدیه و ایجاد موزه جنگ در این بنا هستند. ماجدی معتقد است، از آنجایی که کوشک حمیدیه برای استقرار رزمندگان هشت سال دفاع مقدس و بر پیروزی رزمندگان علیه تجاوز دشمنان نقش موثر داشته است پیشنهاد می‌شود به دلیل اهمیت و نقش کوشک تاریخی حمیدیه و دیگر نیز جهت جلوگیری از بین رفتن آن، در نقشه بازدید کاروان‌های راهیان نور قرار گیرد. تا این اثر تاریخی دوران جنگ همانند دیگر آثار تاریخی دوران جنگ حمیدیه از بین نرود.


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (85)

موزه فضای باز هگمتانه شرایط خوبی ندارد

پایه ستون تاریخی در پناه کولر آبی و ...

به موزه فضای باز محوطه تاریخی هگمتانه خوش آمدید. اینجا آجرهای قرمز، پایه‌ای برای نگهداری کتیبه‌های تاریخی سنگین شده‌اند. پایه ستون تاریخی زیر کولر آبی قرار گرفته است. موزه‌ای که هر روزه گردشگران برای دیدار آن می‌آیند و احتمال گیر کردن پایشان به مفتول‌ها بسیار بالاست. مدیران سازمان میراث فرهنگی همدان اما به نظر می‌رسد که بیشتر نگران علوفه‌های سبز شده در محوطه هگمتانه و آتش زدن آن‌ها هستند. اگر زمستان از راه برسد، این آثار تاریخی در انتظار چه سرنوشتی هستند؟

خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی-  دیدار از محوطه تاریخی هگمتانه یعنی دیدار از گل سرسبد آثار تاریخی همدان. محوطه‌ای که اگر وارد آن شوید، یعنی می‌خواهید بخش مهمی از تاریخی این شهر را بشناسید. یکی از مهمترین مکان‌ها برای بازدید از این محوطه « موزه فضای باز » است.
 
 این است موزه فضای باز هگمتانه؛ پایه ستونی که زیر کولر آبی پناه گرفته است
 
اکنون به موزه فضای باز محوطه هگمتانه خوش آمدید. موزه فضای بازی که کتیبه‌ها و سنگ‌های تاریخی آن روی آجرهای قرمز گذاشته شده‌اند. پایه ستون تاریخی این مجموعه زیر کولر آبی گذاشته شده و به نظر می‌رسد اینجا بهترین بخش محافظ آثار در این مجموعه است. کتیبه‌های شکسته هم کنار دیوارها ایستاده‌اند. موزه‌ای که هر روزه گردشگران برای دیدار آن می‌آیند و احتمال اینکه پایشان به مفتول های افتاده روی زمین موزه گیر کند، بسیار بالاست.
 
 
 آجرهایی که پایه های آثار تاریخی شده اند
 
اکنون وضعیت این پایه ستون تاریخی برای دوستداران میراث فرهنگی تبدیل به یک سوال مهم شده است. آیا این کولر آبی می تواند پناه مناسبی برای این پایه ستون باشد؟ مسئولان سازمان میراث فرهنگی همدان آیا به این موزه سر زده‌اند؟کتیبه‌هایی که کنار دیوار تکیه داده شده اند، همه ترک خورده و اقدامی برای مرمت آن‌ها نشده است.
 
 تصویری از آثار تاریخی که تکیه گاهشان چند آجر شده است
 
بخش‌های انتهای موزه کوچک فضای باز هگمتانه محل انباشت وسایل اضافه شده است. موزه‌ای که یکی از مهمترین بخش های هگمتانه را تشکیل می دهد، امروز به نظر می رسد بیشتر شبیه محل انباشت آثار تاریخی را دارد.
 
 کتیبه‌های شکسته موزه هگمتانه
 
وضعیت این موزه اکنون تداعی‌گر، موزه فضای باز تبریز است. موزه ای که بسیاری از آثار تاریخی آن دارای وضعیت بسیار نامناسبی هستند. این موزه نیز طی چند سال گذشته حال و روز خوبی نداشته و بخش‌های مختلفی از آثار آن دچار صدمات جدی شده است. موزه فضای باز هگمتانه همدان نیز یکی از موزه های باز ایران است که دچار همان حال و روز بد است.
 
 آثاری که یکی یکی خورد شدند و روی یکدیگر افتادند
 
این در حالی است که همدانی ها میراثشان را در این مجموعه به امانت گذاشته اند. امروزه بیشتر باستان شناسان، تپه باستانی هگمتانه، واقع در مرکز شهر همدان را - که پهناورترین تپه باستانی ایران است - بازمانده سازه های کاسی، مادی، هخامنشی و پس از آن می‌دانند. مساحت این تپه نزدیک 30 هکتار است که با در نظر گرفتن بخش‌هایی که جزو محدوده تپه باستانی بوده، ولی اینک ساختمان‌های مسکونی بر روی آن ساخته شده، به بیش از 40 هکتار نیز می‌رسد.
 
 مفتول‌های رها شده در موزه هگمتانه
هگمتانه پایتخت شاهنشاهی مادها و پایتخت تابستانی ایران در زمان هخامنشیان و اشکانیان بوده است. این شهر کهن، نخستین پایتخت ایران بوده و به همراه آتن در یونان و رم در ایتالیا، از معدود شهرهای باستانی جهان است که همچنان زنده و مهم است. با این تفاوت که همدان هرگز اهمیت خود را از دست نداده و از آن دو شهر نیز قدیمی تر است.
 
موزه ای که به راحتی تبدیل به مکانی برای انباشت زباله ها و دور ریختنی های اداری شده است
 
یونانیان هگمتانه را اِکباتان می‌خواندند که یونانی شده هگمتانه است.هرودوت این شهر را ساخته دیااکو دانسته و گفته است که هفت دیوار داشته که هر کدام به رنگ یکی از سیاره‌ها بوده اند.
 
کتیبه‌های ایستاده شده به دیوار که هر لحظه بیم آن می رود بیافتند
 
حالا این آثار تاریخی به جا مانده از تاریخ همدان رها شده اند در کنار دیوارها، کتیبه‌هایی که اگر بازدید کننده ای بی مبالاتی بکند، به راحتی می افتند و احتمال شکستن آن‌ها بالا می رود. مهمترین مسئله امروز برای این موزه فضای باز این است که به آن ساماندهی شود. اما آیا به زودی هگمتانه به این خواسته کوچکش می رسد؟
  عکس و گزارش : فاطمه علی اصغر


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (84)

بانصب دکل‌ها‌ی 220 کیلو ولتی حریم تاریخ هزاره اول نقض شد !

اگر تا دیروز ارگان‌ها و نهاد عمرانی موظف به رعایت ضوابط میراث فرهنگی و احترام به حرایم آثار تاریخی بودند، حالا با نصب دکل‌های فشارقوی برق در قلعه اسماعیل‌آقا، میراث فرهنگی موظف به رعایت حریم ۴۰ متری دکل‌ها شده‌است.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ حریم" قلعه تاریخی اسماعیل آقا" با جانمایی دکل‌های فشار قوی وزارت نیرو درحالی مخدوش شد که میراث‌فرهنگی استان آذربایجان غربی هنوز واکنشی نسبت به نقض حریم این اثر تاریخی نشان نداده، اما مسئله‌ای که هم‌اکنون تعجب فعالان میراث‌فرهنگی را برانگیخته، وضع قوانین و حریم 40 متری دکل‌های 220 کیلو وایتی در وسط قلعه اسماعیل آقا است؛ حریمی که گویی حتی میراث‌فرهنگی را هم ملزم به رعایت آن کرده است!
 
«فواد مرعشی»، یکی از فعال میراث‌فرهنگی استان آذربایجان غربی در اینباره به خبرگزاری CHN می‌گوید: «قلعه اسماعیل آقا جزو یکی از مهمترین قلعه‌ و سایت‌های تاریخی آذربایجان غربی محسوب می‌شود که تاریخ آن از هزاره اول قبل از میلاد آغاز می‌شود. این درحالی است که آثار با اهمیتی از دوره قاجار و صفویه هم مشاهده می‌شود.»
 
به‌گفته این مرعشی، باتوجه به اینکه، قسمت غرب دریاچه و شهر ارومیه مربوط به دوران اورارتوها می‌شود و دژ اسماعیل‌آقا نیز در محدوده محال نازلوی ارومیه قرار دارد اهمیتی دوچندان به این سایت تاریخی می‌دهد. اما با وجود تاریخ غنی سایت، هم‌اکنون شاهد عبور مسیر دکل‌های فشار قوی وزارت نیرو هستیم.
 
این درحالی است که گفته می‌شود، در دهه 1970 قلعه تاریخی اسماعیل‌آقا توسط باستان‌شناسان ایتالیایی مورد حفاری قرار گرفته و در فهرست آثار ملی ایران ثبت شده‌است.
 
درحال‌حاضر دو پایه از دکل‌های فشار قوی 220 کیلووایت وزارت نیرو از محدود داخلی قلعه اسماعیل آقا عبور می‌کند و سبب شده که حریم تاریخی قلعه با جانمایی این دکل‌ها تخریب و مخدوش شود.
 
مرعشی در تایید گفته‌های بالا می‌افزاید: «هم‌اکنون در بالاترین ارتفاعات قلعه اسماعیل‌آقا دکل‌ها نصب شده اما پیگیری‌ها از کارشناسان میراث‌فرهنگی نشان می‌دهد که این اتفاق به بی‌توجهی برخی کارشناسان برمی‌گردد چراکه وقتی مسیر دکل مشخص می‌شده گویا کارشناس این پروژه توجهی به محل عبور دکل با توجه به مقیاس نقشه‌ها نکرده‌ است.
 
آنطور که گفته می‌شود، دکل‌ها از وسط قلعه و از فاصله 100 متری بقایای گوردخمه‌ها عبور کرده است. درحال‌حاضر  نیز میله‌های دکل‌ها در داخل قلعه کاملا مشهود است این درحالی است که طبق قانون حرایم وزارت نیرو دکل‌های این ارگان از هر طرف دارای حریم 40 متری هستند. اتفاقی که سبب شده هم‌اکنون کل محدوده قلعه حریم‌ دکل‌های وزارت نیرو شود.


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (83)

پنگ‌خانه اصفهان زیر تیغ شهرداری رفت!

شهرداری نجف‌آباد اصفهان درحالی درصدد تخریب بنای پنگ‌خانه این شهرستان برآمده که زنجیره انسانی اهالی و ثبت فوری این بنا‌ در فهرست آثار ملی هم نتوانست مانع از تخریب‌ بلدوزرهای شهرداری شود.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ‌گروه میراث‌فرهنگی ـ‌ نزدیک به یک ماه پیش وقتی تخریب پنگ‌خانه باغ نو اصفهان شدت گرفته بود زنجیره‌ای انسانی برای جلوگیری از تخریب این بناها شکل گرفت. شهرداری که تنها هدف‌اش اجرای پروژه بلوار ولی عصر (خارون) بود به‌هیچ وجه از مواضع خود کوتاه نمی‌آمد اما بالاخره با پیگیری‌های اهالی نجف‌آباد، میراث‌فرهنگی و فرمانداری شهرستان پنگ‌خانه باغ نو که شامل دو بنای ارزشمند و تاریخی می‌شود را با شماره 12116 در فهرست آثار ملی ثبت کردند.
با این حال به‌تازگی شنیده می‌شود که ثبت یکی از این دو بنا در فهرست آثار ملی کشور نتیجه‌ای نداشته و شهرداری همچنان بر تخریب آن اصرار می‌ورزد.
«حسین نجفی پور» مدیر عامل انجمن دوستداران میراث فرهنگی نجف آباد اصفهان گفت: به دنبال اقدام شهرداری منطقه ٣ شهرستان در خصوص آماده کردن شرایط تخریب یکی از دو پنگ‌خانه نجف آباد، تعدادی از فعالان و دوستداران میراث‌فرهنگی جمعه شب گذشته به‌منظور جلوگیری از تخریب با استقرار شبانه‌روزی در این مکان مانع از ادامه عملیات پیمانکار شهرداری شدند.
این فعال میراث‌فرهنگی ادامه داد: تمامی مذاکرات و اقدامات پیشگیرانه سازمان‌های مردم نهاد به منظور حفظ این اثر تاریخی گویا تاثیری نداشته چراکه مسئولان شهرداری اعلام کرده‌اند که به منظور تکمیل بلوار ولی‌عصر، این بنای ارزشمند را طی روزهای آینده تخریب و پس از آن مشابه چنین سازه‌ای را در نزدیکی این محل بازسازی خواهند کرد.
نجفی پور در بخش دیگری از سخنان خود همچنین تاکید کرد: طی ماه‌های اخیر ده‌ها اصله درخت با قدمت صد ساله که نزدیک این اثر تاریخی بودند به منظور تعریض بلوار ولیعصر از بین رفتند. اما در حال‌حاضر علاوه بر پنگ خانه باغ نو شهرستان که در صورت عدم توجه مسئولان آخرین روزهای عمر خود را می گذراند، پنگ خانه محور بیشه نجف آباد نیز به عنوان دومین اثر منحصر به فرد در سطح کشور و استان با خطرات مشابهی مواجه است.
اما بشنوید از تاریخچه بنا پنگ‌خانه، از آنجایی‌که در قدیم، ابزار و تجهیزاتی نظیر ساعت برای تعیین زمان آب‌رسانی و تعیین سهم هر کشاورز از آب موجود در دسترس نبود، کشاورزان محلی روش خلاقانه‌ای برای تقسیم بندی آب زراعی ابداع کرده بودند که این عمل در محلی به نام پنگ‌خانه انجام می‌شد. پنگ خانه‌ها، محل‌هایی بود در میان زمین های کشاورزی و در نزدیکی منبع آب که به صورت ایوانی نسبتا کوچک تعبیه می شد و یک نفر معتمد کشاورزان به نام میراب (امیر آب) در آن فعالیت می‌کرد.
در این پنگ خانه که چند جوی از کنار آن مکان می‌گذشت و متصدی و معتمد (میراب) تقسیم آب در آن محل با توجه به واحدهای زمانی مشخص (پنگ)، آب را جهت آبیاری زمین های متفاوت تقسیم می‌کرد.
روش تقسیم آب به این نحو بود که ظرف فلزی کوچکی که به آن پنگ می‌گفتند و سوراخ ریزی در ته آن تعبیه شده بود، روی سطح آب قرار می‌گرفت. به مرور زمان آب از سوراخ بالا آمده و در یک بازه زمانی مشخص که ظرف فلزی پر از آب می شد، خود به خود در آب غوطه ور می شد و بدان گونه آب زراعی به صورت زمان بندی شده و به صورت کاملا عادلانه میان کشاورزان تقسیم می‌شد.
این درحالی است که به محض پر شدن آب پنگ، سهم آب نفر بعدی شروع می شد و متصدی پنگ خانه با صدای بلند کشاورز یا باغدار بعدی را ندا می داد تا آب را به سمت اراضی خود هدایت کند و به اندازه سهمش از آب کشاورزی بهره گیرد.
اگرچه این روش امروزه دیگر کاربردی ندارد ولی یکی از روشهای خلاقانه قدیمی است که به عنوان یکی از شاهکارهای گذشتگان از آن نام برده می شود. به عبارتی می توان گفت که جزو ساعت های آبی قدیمی جهان هست که در حال حاظر دو نمونه از این بناها که متعلق به دوران صفوی و تنها سازه ای است که در قنوات برای استراحت و تقسیم آب کشاورزان به کار می رفته، در نجف آباد قرار دارد و خوشبختانه هر دو اثر مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است و بقیه‏ی آن ها بر اثر بی توجهی تخریب و یا دچار تغییر کاربری شده‌اند.
از این پنگ خانه ها، یکی در بیشه (چناران) نجف آباد و دیگری در ادامه خیابان جوی خارون (انتهای بلوار ولیعصر، باغ نو) دست نخورده باقی مانده است که امروزه توسط شهرداری درمعرض تخریب است.


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (82)

برای سومین بار در چند روز اخیر

هگمتانه بار دیگر به آتش کشیده شد

هگمتانه بار دیگر به آتش کشیده شد. هنوز دو روز نگذشته از آتش گرفتن چهار هکتار از این محوطه تاریخی، بار دیگر شعله‌های آتش به جانش افتاد. هرچند که مسئولان میراث فرهنگی همدان چندان نگران این آتش سوزی نیستند و می گویند که آسیبی به محوطه نمی‌زند.

خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- برای سومین بار طی 10 روز اخیر، شعله‌های آتش به جان محوطه تاریخی هگمتانه افتاد. شعله‌هایی که دیروز 18 تیرماه به مدت سه ساعت ( از 11 صبح تا 2 بعد ازظهر) در محوطه تاریخی هگمتانه می سوختند.
محوطه تاریخی هگمتانه در آتش می سوزد
حسین زندی، دوستدار میراث فرهنگی در همدان به chn می گوید:« آتش سوزی در این محوطه نه تنها آن را تبدیل به مخروبه می‌کند، بلکه آتش سوزی کنترل شده هم که باشد، دوده ها اثرات بدی روی آثار تاریخی موجود در محوطه می‌گذارد.»
مسئولان میراث فرهنگی می گویند به آثار تاریخی آسیبی وارد نمی شود
 این در حالی است که مدیرکل میراث فرهنگی و گردشگری استان همدان این گفته قبول نداشته و می‌گوید: این آتش‌سوزی‌های هیچ آسیبی به این محوطه و بناهای تاریخی آن وارد نکرده است.
دوستداران میراث فرهنگی به این آتش‌سوزی ها اظهار نگرانی کردند
 زندی اما می‌گوید که مسئولان میراث فرهنگی مقصر اصلی در آتش سوزی محوطه هگمتانه را معتادان می‌دانند اما خیلی عجیب است که با وجود دوربین‌ها و نظارت‌هایی که مرتبا انجام می شود. معتادان به راحتی می توانند وارد محوطه شده و برای سومین بار آن را به آتش بکشند.
طی روزهای اخیر برای سومین بار است که این محوطه گرفتار آتش سوزی می شود
 به گفته این دوستدار میراث فرهنگی، بیشترین آسیبی که به محوطه هگمتانه وارد شده، همین آسیب‌هایی است که به دلیل کاشتن درخت و سبزه وارد شده و مسئولان می توانستند از این علوفه ها استفاده بهینه کرده و بگذارند که کشاورزان آن را جمع آوری کنند.
 از سوی دیگر کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند که این آتش سوزی ها به تپه‌های تاریخی که هنوز کاوش نشده هم آسیب می رساند و اگر قرار بوده که این علوفه ها آتش زده شود باید با باستان شناسان در این زمینه هماهنگ شود.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (81)

آب‌انباری که قرار بود موزه قرآن شود، نخاله‌دانی محله شد

آب انبار حاج علی واقع در محله میرکریم گرگان که روزی قرار بود به موزه قرآن تبدیل شود و در تولیت اوقاف است، امروز به صورت نخاله‌دان و سطل زباله اهالی محل در آمده‌است. در حال حاضر این بنا زیر فشارهای ناشی از دو خانه ساخته شده روی سقف راه پله ورودی به مخزن روزهای آخر عمر خود را می گذراند و محلی برای فروش سگ‌ها شده‌است. اهالی اما از سر و صدای سگ‌ها می‌نالند و از نبود رسیدگی به آب‌انبار شاکی‌اند.

 خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ آب انبار و سقا خانه "حاج علی" واقع در گذر "میرکریم" که یکی از دو نمونه آب انبارهای باقی‌مانده گرگان قدیم محسوب می‌شود، در آستانه تخریب است. این بنا نه تنها مورد بی‌مهری مسئولین اداره کل اوقاف استان گلستان قرار گرفته که با بی‌مهری و نبود دلسوزی ساکنان محله میرکریم هم مواجه است و بخش زیادی از بنا توسط مردم تخریب و حتا آجرهای آن به عنوان مصالح در ساخت ساختمان‌های دیگر به کار گرفته شده‌است.
 به گزارش CHN، بنا به بازدید میدانی خبرنگار این رسانه از محل آب‌ انبار حاج علی، این بنا که همراه با مسجد علی از زمان ساخت یعنی در حدود دویست سال پیش وقف آبرسانی به مردم منطقه بوده و در سال 1310 همراه با ثبت بافت تاریخی گرگان به عنوان ملحقات بافت به ثبت رسیده، امروز به دلیل عدم نگهداری صحیح توسط اداره اوقاف و علی‌رغم تلاش‌های سازمان میراث فرهنگی چه پیش از استقلال از مازندران و چه پس از آن به مخروبه‌ای از زباله و نخاله تبدیل شده‌است.
 
آب انبار حاج‏علی
ساخت دو خانه مسکونی با مجوز رسمی و پروانه ساخت در بخش فوقانی راه پله‌های ورودی به مخزن از آسیب‌های جدی وارد آمده بر بدنه این بناست.
 تاکنون تنها عملیات حفاظتی انجام شده روی آب انبار ساخت دیوار آجری در اطراف بنا و مسدود کردن دهانه ورودی آن به منظور جلوگیری از ورود معتادها و اراذل و اوباش است.

 

زباله و نخاله‏های ساختمانی در آب‏انبار حاج‏علی
در مجوارت این بنا که روزهایی بحث بر سر تبدیل آن به موزه قرآن بر دهان‌ها افتاده بود امروز ساختمانی که اهالی محل آن را سگ‌فروشی می‌دانند قرار دارد و این در حالی است که این ساختمان به عنوان دیوار از بدنه آب انبار استفاده کرده و به دلیل صدور پروانه ساخت برای این ساختمان‌ها و انجام مراحل قانونی ساخت و ساز، ساکنان آن قصد ترک ساختمان را به هیچ قیمتی ندارند.
 "سید کریم حسینی"، پیرمرد مهربان و هشتاد و دو ساله‌ایست که از قدیمی‌ترین ساکنان میرکریم به حساب می‌آید. او که امروز بقالی کوچکی درست روبروی آب انبار اداره دارد می‌گوید: «از طرف میراث فرهنگی بارها و بارها به این محل سرکشی شده‌است، اما در نهایت آب انبار را رها کرده و تنها به ساخت یک دیوار اکتفا کردند. این محل مدت‌ها مکان معتادها بود. مردم بخش زیادی از اب انبار را خراب کردند و حتا آجرهای آن را برای ساخت و ساز های خودشان بردند. با هر یک از مسئولان میراث فرهنگی هم که صحبت می‌کنیم می‌گویند باید به اداره اوقاف صحبت کنید.»

 پیرزن رهگذری در مورد خانه‌های ساخته شده روی سقف آب انبار با عصبانیت می‌گوید: «اینجا کسی زندگی نمی‌کند. فقط سگ می‌فروشند. شبانه روز از پارس سگ‌ها آرامش نداریم.»

 «قربان علی عباسی»، کارشناس مرمت سازمان میراث فرهنگی و استاد دانشگاه در خصوص وضعیت این بنا گفت: «مدتی قبل توانستیم بخشی از بودجه پاکسازی آب انبار را کسب کنیم. همچنیین، هماهنگی‌های لازم با شهرداری برای تخلیه زباله‌ها و نخاله‌ها و حجم خاک زیاد جمع شده در محوطه داخلی بنا انجام شده است. اما اداره اوقاف از این کار جلوگیری کرد.

 

بخشی از دیوارهای آب‏انبار حاج‏علی
عباسی افزود: «اداره اوقاف با ادعای مالکیت آب انبار از ما به دادستانی شکایت کرد. میراث فرهنگی ادعایی بر مالکیت این بنا نداشته و ندارد و مالک اصلی مجموعه بافت را مردم می‌داند. حرف اداره اوقاف این بود که ما می‌خواهیم آب انبار را به موزه قرآن تبدیل کنیم. و میراث فرهنگی هم طبق قانون با مشارکت پنجاه درصدی اعلام همکاری کرد و همچنان نیز بر این حرف ایستاده است. اما برداشتن قدم اول برای آغاز پروژه رضایت و همکاری اداره اوقاف است.»
 در اداره اوقاف کارشناس مربوط نتوانست جواب‌گوی ما باشد و از آنجایی که حضور ذهنی هم در خصوص آب انبار حاج علی نداشت و حتا نمی‌دانست که این آب انبار در تولیت آن‌ها قرار دارد و به نظر می رسید که اعتقادی هم به دخالت سازمان میراث فرهنگی در محدوده دارایی‌های اوقاف ندارد مهلت خواست تا موضوع را بررسی کند و به اطلاع ما برساند! و این در حالی است که تا این لحظه هیچ‌گونه اقدام جدیدی از طرف این اداره انجام نشده‌است.

 

محوطه بیرونی آب‏انبار حاج‏علی
شاید توجه به این نکته خالی از ضرورت نباشد که مطابق بند نهم مطابق بند نهم قطعنامه آتن مصوب سال 1931 میلادی این کنفرانس عمیقا باور دارد که بهترین تضمین برای حفاظت از یادمان‌ها و آثار هنری، ریشه در عطوفت و در احترام ما می‌تواند داشته باشد و با توجه به اینکه احساس‌هایی از این گونه می‌تواند به وسیله عملیاتی متناسب از سوی مقامات دولتی مورد حمایت قرار گیرند، به صدور این رای مبادرت می‌کند که آموزش دهندگان، تمامی تلاش خود را به کار برند تا خردسالان و جوانان از هرگونه عملی که به فرسودگی یادمان‌ها بیانجامد دوری جویند و بر عکس آنان را برانگیزانند تا معنا و مفهوم آن را دریابند و به طور کلی به حفاظت و حمایت از شواهد تمدن علاقه‌مند شوند.

 


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (80)

لاله‌زار هر روز بدتر از دیروز

نقاشی‌های خانه پیرنیا دزدیده و جایش کاهگل گرفته شد

نقاشی‌های گچبری خانه پیرنیا، همه از جا کنده شده و جایش را کاهگل مالیدند. خانه‌ای که سال‌هاست پلاک مجاور عمارت اصلی است اما هرگز مورد مهر مسئولان میراث فرهنگی و شهرداری قرار نگرفته است. این عمارت که واجد ارزش‌های تاریخی است، به تازگی به انبارداری فروخته شده که پنجره‌های فلزی‌ آن را بسته و هر چه خواسته بر سر خانه آورده است.

 خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- لاله‌زار هر روز بدتر از دیروز می‌شود. هنوز داغ خانه اتحادیه ( معروف به دایی جان ناپلئون)، گراند هتل و بیش از 10 سینما و تئاتر متروک شده تازه است که این بار بلا بر سر خانه پیرنیا فرود می‌آید.
 خانه پلاک مجاور خانه اصلی پیرنیا که به گفته کارشناسان میراث فرهنگی در ابتدا جزو عمارت اصلی به شمار می‌رفته است. سال‌هاست متروک و مخروبه شده است اما تا چندی پیش هم امکان داشت که از پشت میله‌های فلزی پنجره‌ دیوارهایش که رو به کوچه بود، نقاشی‌هایی از شخصیت‌های معروف را که با گچبری‌های زیبا قاب گرفته شده بود را دید. اما حالا آن نقاشی ها همه از جا کنده شده ‌اند. درخت‌های حیاط قطع و پنجره‌ها گل گرفته شده‌اند.
 
این تصویر خانه پلاک مجاور خانه پیرنیاست، خانه‌ای که به زودی تبدیل به انبار می‌شود و تخریب سرنوشت محتوم آن
 مشاهدات خبرنگار chn نشان می‌دهد که خانه به طرز باورنکردنی رو به ویرانی است و تنها از سوراخ کوچکی که روی درش ایجاد شده، می‌توان دید که ستون‌هایش در حال فرو ریزی است. چرا این خانه زیبا در قلب بافت تاریخی تهران باید بپوسد و فاسد شود؟ کمتر کسی پاسخ می‌دهد. این روزها حتی مسایل داخلی و سیاسی سازمان برای بسیاری حساس تر از آثار تاریخی شده است.
 با این وجود بر اساس آنچه همسایه‌ها می‌گویند، به تازگی این خانه به فردی انباردار اجاره داده‌اند و قرار است به زودی تبدیل به انبار بزرگی در کوچه پیرنیا در لاله زار شود. خانه‌ای که شواهد نشان می‌دهد زمانی برو و بیایی داشته و در شهر شهره بوده است.
  شهرام شهریار، لیدر تور و دوستدار میراث فرهنگی یکی افرادی است که در باره این خانه تحقیق کرده و معتقد است که این خانه زمانی جزو پلاک خانه مشیرالدوله بوده که در فهرست آثار ملی ایران قرار دارد. اما او هم نمی داند چرا این پلاک در فهرست در زمره آثار ملی قرار نگرفته است و چرا اکنون باید در چنین شرایط اسف انگیزی قرار بگیرد.
 شهریار می‌گوید که نقاشی‌های دیواری این خانه در تهران بی‌نظیر بود و به تازگی تمام قاب‌های گچی دورتا دور دیوارهای خانه را از جا در آورده‌اند.
  او به شدت معترض ادامه این روند در لاله‌زار تاریخی است. شرایطی که روز به روز بدتر می‌شود و تمام هویت این خیابان ناصری را زیر سوال می‌برد.
 این عمارت با ستون‌های بزرگ پلاک مجاور عمارت مشیرالدوله یا همان منزل حسن پیرنیاست. عمارتی که به شماره پلاک 150 در خیابان لاله زار قرار دارد. این بنا در میانهٔ سده نوزدهم میلادی بنا شده‌است.
 
در این تصویر بخش‌هایی از خانه که تیغه کشیده شده و سیمانی شده اند، کاملا مشخص است. چه بلایی بر سر این عمارت آورده شده؟ بنایی که می توانست تبدیل به مرکز هنری شود
 گفته می‌شود، عمارت مشیرالدوله به شماره 1899 به عنوان اثر ملی در سازمان میراث فرهنگی به ثبت رسیده‌است. حسن پیرنیا ملقب به مشیرالدوله آثاری چون نخستین کتاب تاریخ ایران باستان، نخستین قانون مدون حقوق بین المللی به زبان فارسی و از همه مهم تر فرمان مشروطیت را در این خانه نبشته شده‌است.
 کارشناسان میراث فرهنگی می‌گویند که مجموعهٔ منزل مسکونی مشیر الدوله شامل عمارت مسکونی و حیاطی فراخ می‌شد که سال‌ها پس از مرگ مشیرالدوله بخشی از این حیاط _ که اکنون در حد فاصل عمارت اصلی و خیایان منوچهری قرار دارد _ از عمارت اصلی تفکیک شد و به عنوان مطب پسر مشیر الدوله مورد استفاده قرار گرفت و بعدها هم از سوی وراث به فروش رسید و بنای اصلی وقف دولت ایران شد که هم اکنون به مؤسسه مطالعات تاریخ پزشکی، طب اسلامی و طب مکمل اختصاص دارد.
 
این کوچه به نام مردی است که نخستین کتاب تاریخ باستان ایران را نوشت. او که پاسدار میراث پیش از خود بود، آیا باید از میراث اش این گونه نگهداری کرد؟
 در اواخر سال 1385 و اوایل 1386 بحث دربارهٔ ساخت مجتمع تجاری‌ای 4طبقه در حریم این عمارت بالا گرفت. گودبرداری برای ساخت و ساز این برج، مایهٔ ترک‌خوردن بخشی از دیوار و سقف عمارت شد. همچنین، به‌گمان برخی از صاحب‌نظران بنای با ساخت این برج مسیر اصلی رفت و آمد به عمارت مسدود می‌شود. این اقدام با تلاش دوستداران میراث فرهنگی و رسانه‌ها متوقف شد.
 اکنون بیش از هر بلندمرتبه‌سازی، سایر عمارت‌هایی که زمانی جزو این عمارت بودند، از درون دارند، نابود می‌شوند و هیچ بعید نیست که به زودی برای همیشه از تاریخ مردم ایران پاک شوند.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (79)

سبز شدن باغچه ها روی سر پایتخت افسانه‌ای مادها

 
خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- مادها را هنوز با تپه هگمتانه می‌شناسند، هرچند آخرین مطالعات باستان شناسی مرحوم مسعود آذرنوش نشان داد که این تپه فاقد لایه‎های دوره ماد است. هگمتانه این روزها مصداق این ضربالمثل است: گل بود به سبزه هم آراسته شد.
 تپه هگمتانه هنوز در گیر و دار مرمت‌های نادرست و حفاظت‌های غلط است که مسئولان به جای اجرای اقدامات مرمتی، تصمیم به بهسازی حریم آن گرفتند. کاشت شمشاد، ایجاد مسیرهای سنگچین، درست کردن سفره هفت سین درست در حریم محوطه تاریخی از جمله برنامه‌های اجرایی مسئولان بوده است.
 این اقدامات اما نه تنها دل دوستداران میراث فرهنگی را شاد نکرد بلکه آن‌ها را هم شوکه کرد. به نظر می‌رسد. حتی این روزها شنیده شده که اتفاقات ناگوار دیگری هم در راه است. تعریض خیابان مجاور این محوطه از سوی شهرداری این روزها دل دوستداران میراث فرهنگی را لرزان کرده است.  
 
اینجا تپه هگمتانه‌است
 «علی‌رضا ایزدی»، رییس میراث فرهنگی همدان اما هیچ کدام از این اعتراض‌ها را نمی‌پذیرد و به CHN می‌گوید: «هیچ کس دلسوزتر از کارشناسان میراث فرهنگی برای میراث فرهنگی کشور نیست. اگر قرار بود، کوچکترین مشکلی برای محوطه تاریخی هگمتانه ایجاد شود، خود من جلوی آن می‌ایستادم. کاری که تا کنون هم کرده‌ام.»
 او در مورد تعریض خیابان مجاور تپه هگمتانه که باعث تخریب بخش‌های قابل توجهی از حمام تاریخی که به تازگی تبدیل به موزه شده است، می‌گوید: «چه کسی گفته تعریض این خیابان به آثار تاریخی صدمه وارد می کند؟ این ادعا غلط است و ما نمی‌گذاریم این اتفاق بیافتد.»
 مشاهدات خبرنگار CHN، اما گویای آن است که تپه هگمتانه کم کم دارد از شکل تاریخی خود خارج و فضای آن شبیه پارک می‌شود. نرده‌هایی که روی عرصه کار گذاشته بودند، تا محدوده عرصه محوطه را کاملا مشخص کنند، به تدریج برداشته و باغچه با معابر سنگچین در محوطه ایجاد شده که احتمال آسیب رسیدن به بنا را تشدید می‌کند.
 
دوستداران میراث فرهنگی هشدار می‏دهند که بهسازی‏های انجام شده در تپه هگمتانه حریم آن را مخدوشه کرده‏است
 ایزدی اما می‌گوید که هگمتانه تبدیل به زباله دانی شده بود و ما برای بهسازی آن‌جا این اقدامات را انجام دادیم و این برنامه‌ها هیچ آسیبی به محوطه نمی‎رساند و در عوض گردشگر با محیطی مناسب  رو به رو می‌شود، نه جایی که امنیت ندارد.
 رییس میراث فرهنگی همدان اما درباره سفره هفت سین می‌گوید: «سفره هفت سین روی بخش‌هایی از محوطه چیده شده بود که هیچ گونه آثاری در آنجا وجود ندارد و صحنه زیبایی هم برای گردشگران به وجود آورد. سال دیگر هم قرار است که این سفره چیده شود.»
 «محمد رحیم رنجبران»، مسئول پایگاه هگمتانه هم درباره این اعتراض‌ها می‌گوید که این سفره هفت سین و شمشادها هیچ گونه مشکلی برای آثار تاریخی به وجود نمی‌آورند.
 
آن سفره هفت سین و آن سنگ چین و آن باغچه های شیک کجا و این آثار تاریخی رها شده به دست آب و باد و خاک کجا!
 او در مورد مرمت‌های نادرست و حفاظ‌هایی که شکسته شده و همین امر باعث شده آب به درون آثار تاریخی نفوذ کند، می‌گوید که این مرمت‌ها مربوط به دوره من نیست و امیدوارم در آینده اقداماتی برای ساماندهی این بخش‌ها صورت بگیرد.
 «حسین زندی»، دوستدار میراث فرهنگی اما معتقد است که  اگر در این محوطه تاریخی اثری هم نباشد، نباید در آن شمشاد کاشته شود و اقداماتی که تا کنون برای بهسازی این محوطه انجام شده، غیر اصولی بوده است.
 به گفته او، بر اساس گفته بسیاری از باستان شناسان نباید در حریم آثار تاریخی اقدام به ساخت و ساز یا بهسازی کرد.  زندی می‎گوید که از آقای رنجبران و ایزدی که در رشته‌های مرتبط درس خوانده‌اند این امر بعید به نظر می‌رسید که اجازه چنین کاری را بدهند.
 
این چیدمان یکی دیگر از دستاوردهای بهسازی مسئولان میراث فرهنگی است
 او در مورد سفره هفت سین می‌گوید: «اینکه کنار ترانشه مرکزی سنگفرش کردند و یک سازه یک و نیم متر در زمین کندن، واقعا اقدامی درست در محوطه یک اثر تاریخی است؟»
 آن قدر میان گفته‌های مسئولان میراث فرهنگی و دوستداران میراث فرهنگی همدان تفاوت وجود دارد که به نظر می‌رسد همچون دو خط موازی هرگز در هیچ نقطه‌ای به هم نمی‌رسند. همین امر بررسی مسئله هگمتانه را سخت‌تر می‌کند و ضرورت رسیدگی نظارت به این محوطه از سوی گروهی بی طرف، بیشتر و بیشتر احساس می‌شود. اما اینکه با نزدیک شدن به انتخابات چقدر این مهم برآورده می‌شود. مسئله‌ای است که روزهای آینده نشان خواهد داد.فاطمه علی اصغر 

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (78)

تپه حسنک در معرض‌ نابودی!

دیر وقت بود، خوشید به کوه‌های مغرب نزدیک می‌شد و تپه حسنک که حالا شبیه به قصه‌ تکراری دیگر محوطه‌‌های باستانی شده خسته از تسطیح اراضی و ساخت‌ و سازها گوشه‌ای افتاده، باستان‌شناسان اما اعلام می‌کنند که اگر روند فعلی تخریب‌ها ادامه پیدا کند، دیری نمی‌پاید که تپه حسنک هم به‌ دار آویخته می‌شود.

 خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ روزی نیست، تپه باستانی حسنک فریاد برنیاورد و از متولیان میراث‌فرهنگی سراغ نگیرد؟ روزی نیست که در جریان تسطیح اراضی و ساخت انواع کانال‌ها و تالارهای عروسی عرصه و حریم تپه حسنک مورد دست اندازی و تجاوز قرار نگیرد. اما گویی صدای بلدوزرها  به‌ گوش شنوایی نمی‌رسد.  باستان‌شناسان اعلام می‌کنند تپه حسنک بدون آنکه مورد بررسی و مطالعات باستان‌شناسی قرار گیرد هم‌اکنون در شرف نابودی کامل قرار گرفته است.
 به‌گزارشCHN، تپه حسنک برای اولین بار در سال 1984 توسط اورول استین شناسایی شد. در واقع همان زمان مشخص شد که این تپه نوع منحصربه‌فردی از فرهنگ پیش از تاریخ را در خود جای داده است.
 
«احمدرضا فرخ احمدی» باستان‌شناس و معاون پیشین میراث‌فرهنگی اداره کل میرا‌ث‌فرهنگی خوزستان در این رابطه به CHN می‌گوید: «تپه باستانی حسنک که در سال 1948 توسط اورول استین شناسائی شد درحال‌حاضر  با بی توجهی نهادهای متولی در شرف نابودی کامل قرار گرفته است».
 وی ادامه می‌دهد: «این تپه نوع منحصر فردی از فرهنگ پیش از تاریخ است که از ترکیب تمدن شوش و تل بکون فارس بوجود آمده که از این نمونه تنها یک تپه در دشت بهبهان باقی مانده، مابقی در سال‌های اخیر در جریان تسطیح اراضی و گسترش صنعت نابود شده‌اند.»
 
این باستان‌شناس می‌افزاید: «اورول استاین و مهندس حاکمی در همان زمان موفق می‌شوند تپه ای به نام تل حسنک و گوری پاق را شناسایی کنند. ارتفاع تپه‌ها، از سطح زمین‌های اطراف 6 متر است. این درحالی است که سفال‌های نخودی، آجری و قرمز رنگی که از این تپه‌ها به‌دست آمده،  قدمت تپه‌ها را به  هزاره‌های پنجم و چهارم پیش از میلاد مسیح می‌رساند.
 
همچنین نقوش اسلیمی و نقوش استلیزه یا خلاصه شده‌ای از گیاهان، جانواران، اجرام آسمانی و انسان روی سفال‌های محوطه تپه حسنک به‌وضوح  مشاهده می‌شود. فرخ احمدی معتقد است، این سفال‌ها مربوط به تمدن شوش الف و تل بکون در مرودشت پارس می‌شود. درواقع شاخصه اصلی تپه حسنک را سفال قرمز رنگ بومی تشکیل می‌دهد که از ترکیب دو تمدن ذکر شده شکل گرفته و تنها در این منطقه مشاهده شده است.
 
تپه حسنک، یک مرداد 1386 به شماره 19278 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید. اما نداشتن تعیین عرصه و حریم سبب شده مورد تجاوز وسیع قرار بگیرد. فرخ‌احمدی اشاره می‌کند، ایجاد و هجوم کارخانه‌های مرغ داری، تالارهای عروسی و کانال‌های آبیاری از چهار طرف نه‌تنها حریم که عرصه تپه را مورد تهدید قرار داده است.
 همچنین این باستان‌شناس تاکید می‌‌کند، به‌ جز کاوشی که اورول استین در سال‌های گذشته انجام داده و مقاله‌ای که در معرفی سفال‌ها و تمدن تپه حسنک در دومین کنگره باستان‌شناسی موزه ایران باستان ارائه کردم، هیچگونه بررسی، کاوش و مطالعاتی روی تپه  صورت نگرفته است.  
 
تپه حسنک مربوط به دوران پیش از تاریخ ایران می‌شود و در شهرستان بهبهان، روستای منصوریه واقع شده است.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (77)

حفاری‌های غیرمجاز قلعه مورچان را به ستوه آورد!

حفاری‌ غیرمجاز و پیشروی کشاورزی تا پای قلعه تاریخی مورچان باز هم زمینه تخریب یک اثر تاریخی دیگر را فراهم آورد. این قلعه تاریخی که در شمال غربی شهر کاشان و در منطقه ای بین راوند ـ ‌نوش آباد قرار دارد روزی نیست که دستخوش تهدیدات عوامل انسانی قرار نگیرد.

 
خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ‌ گروه میراث‌فرهنگی ـ‌ همه چیز از یک روایت شروع شد. روایتی از مورچه‌های قلعه و خمره‌ای پر از طلا. حکایت راه مورچه‌ها و رسیدن به گنج از دوره صفویه میان اهالی منطقه رایج است. مستندات تاریخی هم به این روایت اشاره‌ای می‌کنند اما آنچه که مسلم است و غیرقابل انکار وضعیت قلعه مورچان است که به‌خاطر داستان‌های طول و دراز از جا کنده می‌شود.
 به‌گزارش CHN، قلعه مورچان از جمله بناهای تاریخی منطقه کاشان است. در نزدیکی راوند هنوز می‌توان بخش‌هایی از دیوارهای به‌جا مانده از این قلعه تاریخی را مشاهده کرد. با این وجود گفته می‌شود، قدمت تاریخی این بنای باستانی مشخص نیست برخی کارشناسان قلعه مورچان را مربوط به دوره اسلامی اما قبل ازدوره صفویه می‌دانند.
 «رضا نبی راوندی» فعال در حوزه میراث فرهنگی در اینباره به خبرگزاری میراث‌فرهنگی می‌گوید: «قلعه مورچان یکی از دژ‌های تاریخی راوند کاشان محسوب می‌شود که درحال‌حاضر با مشکلات مختلفی مواجه است».
 
او که معتقد است از دژ مورچان جز دیوار‌ه‌ها چیزی باقی‌نمانده ادامه می‌دهد: «به‌تازگی طی بازدیدی که از  دژ داشتم متوجه عوامل مخربی شدم حفاری‌های غیرمجاز در اطراف آن، نداشتن حریم مشخص و پیشروی کشاورزی تا پای دیوارهای قلعه از جمله اتفاقاتی بود که فضای پیرامون اثر را مورد تهدید قرار می‌داد.
 نبی راوندی می‌گوید: «با بررسی‌ و مطالعه این قلعه می‌توان به رمزگشایی بخشی از تاریخ منطقه پرداخت. اما جای تعجب است که کارشناسان توجهی به آن ندارند. روند بی‌تفاوتی تا جایی پیش رفته که انواع تخریب‌ها را می‌توان در اطراف قلعه مشاهده کرد.»
 
دراین میان خبرنگار CHN، درخصوص وضعیت قلعه تاریخی مورچان بارها با یزدان مهر رئیس اداره کل میراث‌فرهنگی کاشان تماس گرفته شد. اما این مدیر هم پاسخگویی تماس‌های مکرر نشد.
 اما در مستندات تاریخی و در کتاب تاریخ کاشان، تالیف عبدالرحیمکلانتر ضرابی (سهیل کاشانی) در صفحه 119 راجع به قلعه مورچان چنین آمده است: «راوند یکی دیگر از قلاع مقبره کاشان قلعه مورچان است که در کنار جاده میان نوش آباد و علی آبادواقع شده و چندان عرض و طولی ندارد ولی بسیار متین و منیع برپا شده است اما بانی و زمان بندی آن مطلقا معلوم نیست.»
 در مورد علت نامگذاری قلعه مورچان هم روایت‌های مختلف نقل شده است چنانچه گفته می‌شود، در اطراف قلعه آثار چند رشته قنات مخروبه مشاهده می شود که از دوران صفویه باقیمانده است و وجود این قنوات بیانگر آنست که در اطراف قلعه تا حوالی نوش‌آباد زراعت می‌شده است اما روایتی که اهالی نقل می‌کنند اینگونه است، در زمان‌های گذشته، هنگام درو و خرمنگندم عده‏ای از خوشه‏چینان گندم‏های جمع آوری شده را نزدیک قلعه گذاشته‏بوده اند که در فرصت مناسب به خانه ببرند. یک شب متوجه می‌شوند که انبوه‎ای از مورچه‌ها مثل طناب سیاه و کلفتی بین محل گندم‏ها و قلعه کشیده شده‌اند و پس از بررسی می‌بینند که مورچه‏ها عمده گندم‌های آنها را به داخل سورخ خود برده‏اند.
 وقتی سوراخ مورچه ها را می‌شکافند تا گندم‌ها برداشته شود در زیر زمین با سه عدد خمره بزرگ سفالی مواجه می شوندکه دو تای آن پر از گندم و سومی پر از سکه های طلا بوده است. موقع تقسیم سکه‏ها با هم اختلاف پیدا می‏کنند و موضوع به اطلاع حاکم می‌‏رسد و حاکم  وقت که زمان یکی از پادشاهان صفویه بوده است همه سکه‏ها را از آنهادریافت و به خزانه تحویل می‌دهد و از همان زمان این قلعه به قلعه مورچگان و به مرور زمان به قلعه مورچان موسوم می‏شود.
 اما آنطور که "نبی راوندی" می‌گوید پیش از این سیف‏الله امینیان مدیر سابق میراث‌فرهنگی کاشان قدمت قلعه مورچان راوند را سه هزار ساله اعلام کرده بود. او معتقد بود قلعه مورچان مامن و پناهگاه مردم و  درواقع کاروانسرایاین منطقه بوده است.
 این قلعه دارای پایه‏های کهن بوده که درحال‌حاضر از 15 مهره خشتی و  14 متر ارتفاع دیوار، جز بخشی کوچک اثری باقی‌نمانده است. راوندی‌ها از میراث‌فرهنگی کاشان انتظار دارند که توجه بیشتری نسبت به این اثر تاریخی داشته باشند.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (76)

خانه اتحادیه به مزایده گذاشته شد!

روز گذشته خانه اتحادیه (دایی‌جان ناپلئون) به ارزش یک میلیارد و هفتاد میلیون تومان برای فروش به مزایده گذاشته شد. این درحالی است که پیش از این مقدمات تخریب این خانه فراهم شده بود و مالکان درخواست تخریب و فروش خانه را داشتند.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ روزگذشته مزایده خانه اتحادیه بر سردر خانه و روزنامه ها نصب وچاپ شد.  این بنا که به نام‌های خانه اتحادیه ، خانه امین السلطان و خانه دایی جان ناپلئون معروف بود سنگ‌بنای‌اش در دوره  قاجار گذاشته شده بود. خانه ای که در سال 1353 محل فیلم برداری سریال دایی جان ناپلئون بود، خانه اتحادیه در سال 1371 ثبت ملی شد و در نهایت در سال 1389 با رای دیوان عدالت اداری از این فهرست خارج شد! دیروز 2/2سهم از 30 سهم خانه اتحادیه به ارزش یک میلیارد و هفتاد میلیون تومان به مزایده گذاشته شد. این مقدار سهم مساحتی معادل 590 متر از 7982 زمین این خانه باغ است.
 شهرام شهریار در این باره به خبرگزاری میراث‌فرهنگی گفت: خانه اتحادیه هویت قابل انکار خیابان لاله زار است. خانه ای که متعلق به محمد ابراهیم ، آبدارچی و دواب (چهارپادار) ناصرالدین شاه بود که بعدهابه امین السلطان ملقب شد و در لاله زار تهران باغ هایی را ابتیاع و خانه ای نیز در آن احداث کرد که بعدها پسر دومش میرزا علی اصغر خان امین السلطان که صدراعظم (ناصرالدین شاه ، مظفرالدین شاه و محمدشاه) بود در آنباغ ساکن شد.
 امین السلطان دوم بعدها به صاحب جمع ، امین الملک، اتابک اعظم و ... ملقب که پس از ترور به دست عباس تبریزی قسمتی از باغ و خانه مورد اشاره را در سال 1295 به رحیم اتحادیه تبریزی که مالک املاک جلالیه(دانشگاه تهران فعلی) فروخته و مابقی در طول زمان تبدیل به مغازه ، سینماو ... شد و در نهایت امر خانه اتحادیه پس از مرگ رحیم اتحادیه در سال1313 به دست وراث آن افتاد که در حال حاضر بابک اتحادیه نماینده وراث است. لازم به ذکر است خانه و باغ اتحادیه در سال 1353 (پس از 3 ماهمرمت)‌ به محل فیلم برداری سریال دایی جان ناپلئون (نوشته ایرج پزشکزاد)و کارگردانی ناصر تقوایی تبدیل شد.
 پس از ثبت خانه و باغ اتحادیه در سال 1384 قیمت ملک 4 میلیارد و 900میلیون تومان کارشناسی شد که وراث اتحادیه با تخفیف 500 میلیونی راضی به فروش شدند اما پول نقد می خواستند ، سازمان میراث از این خرید منصرف وشهرداری تهران با خرید به صورت تهاتری موافقت کرد اما مالکین خانه و باغ اتحادیه خواستار پول نقد بودند. خلاصه در نهایت امر مالکین به دنبال خروج ملک از لیست آثار ملی شدند که با حکم دیوان عدالت اداری موفق به این کار شدند. قیمت ملک درحال حاضر حدود 17 میلیارد تومان قیمت گذاری شده است که بعید است حتی شهرداری متمول تهران نیز آن را خریداری کند. البته چند باری بر روی تلکس خبرگزاری ها خبری مبنی بر توافق با مالک جهت تبدیل خانه و باغ اتحادیه به دانشکده سینما آمده بود که بعدها ، خبر تکذیب شد!!لازم به ذکر است در توضیحات مزایده چنین قید شده است: «پاسخگویی به ادعای احتمالی میراث فرهنگی به عهده خریدار می باشد»

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (75)

طولانی‌ترین بازار مسقف تاریخی در خطر خروج از فهرست آثار جهانی

سقف بازار تبریز سگ‌دانی شد!

هنوز خبر ترک برداشتن بلندترین بازار مسقف جهان روی سایت‌های خبری است که این بار عکس‌هایی از تجمع سگ‌ها روی سقف بازار تاریخی تبریز به خبرگزاری رسیده است. دوستداران میراث فرهنگی می‌گویند اگر این روند ادامه پیدا کند، احتمال خروج این اثر تاریخی از فهرست آثار میراث جهانی بیشتر می‌شود.

خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- سقف بازار تبریز این روزها محلی برای تجمع سگ‌ها شده‌است. نبود مراقبت‌های لازم از سوی سازمان میراث فرهنگی باعث شده که این بازار روز به روز به تخریب نزدیک‌تر شود. دوستداران میراث فرهنگی هشدار می‌دهند در صورتی که این روند ادامه پیدا کند، به زودی این اثر جهانی ایران در فهرست آثار در خطر قرار می‌گیرد.
 بازار تبریز یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین بازارهای سرپوشیده در سطح ایران و قارهٔ آسیا به‌شمار می‌رود. گفته می‌شود، این بازار با مساحتی حدود یک کیلومتر مربع، بزرگ‌ترین بازار سرپوشیدهٔ جهان است. بازار تبریز در مردادماه سال 1389 خورشیدی به‌ عنوان نخستین بازار جهان در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده‌ است.
 

این سگ‌دانی که می‌بینید درست روی سقف بازار جهانی تبریز است

با این وجود، آخرین مشاهدات دوستداران میراث فرهنگی حاکی از آن است که سقف بازار تبریز این روزها به دلیل نبود حفاظت‌های لازم از سوی مسئولان تبدیل به محلی برای تجمع سگ‌ها شده و از سوی دیگر بخش‌های بسیاری از آن ترک خورده است.
 این درحالی است که "حمید رضا حسینی"، یکی از فعالان رسانه‎ای حوزه میراث فرهنگی، می‌گوید: «بر اساس کنوانسیون 1972 یونسکو مبنی بر حمایت از آثار تاریخی و فرهنگی جهانی، مجموعه‌ای از تسهیلات و کمک‎های فنی برای حفاظت از آن اثر در اختیار کشور مربوطه قرار می‎گیرد.»
سقف بازار تبریز در حال فرو ریختن است و احتمال خروج این اثر از فهرست میراث جهانی روز به روز بیشتر می‌شود
 او درباره کمک‌های نقدی میراث جهانی می‌گوید: «کمک‎های نقدی نیز برای ترمیم خسارت‎های احتمالی این قبیل آثار پیش بینی شده که بیشتر در مواقع لزوم و در حوادث‌های غیر مترقبه پرداخت می‌شود.»
 او درباره اخطارهای سازمان یونسکو به تخریب‌های حاصل از بیتوجهی به آثار ثبت شده در این سازمان توضیح می‌دهد: «کشورهایی که اثر فرهنگی آن‌ها در سازمان یونسکو به ثبت رسیده تعهداتی را در مقابل این سازمان به عهده دارند و هر اثر ثبت شده از لحاظ وضعیت کاربری و حریم منظری (تاریخی و طبیعی) نیز ثبت میشود.»
تبریزی‌ها به شدت نگران این اثر جهانی هستند، آن‌ها تنها از مسئولان رسیدگی به وضعیت این اثر تاریخی را خواستارند
 به گفته این کارشناس میراث فرهنگی، سازمان مربوطه در صورت رعایت نکردن این موارد از طرف یونسکو اخطاری مبنی بر خروج اثر ثبت شده از فهرست آثار یونسکو دریافت می‌کند که تبعات معنوی بسیار منفی برای آن کشور به همراه دارد.
 به نظر می‌رسد که مسئولان میراث فرهنگی در برابر این اخطارها چندان واکنشی نمی‌دهد. بسیاری از بازاری‌های تبریز نیز به شدت به وضعیت فعلی این بازار معترض شده و خواهان رسیدگی مسئولان به وضعیت مرمتی بازار تبریز و همچنین مراقبت‌های ویژه از آن هستند.(فاطمه‌علی اصغر)

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (74)

موتورسواری در اولین شهر مدور ساسانی!

سالهاست، محوطه و تپه‌های تاریخی شهرستان داراب‌گرد میزبان مسابقات موتورسواری شده‌اند. برخی از اهالی داراب‌گرد دراین تپه‌ها چنان به‌رقابت می‌پردازند و گردو خاک به‌پا می‌کنند که داراب‌گرد و تپه‌های بی‌نوای تاریخی گویی کم از پیست‌های بین‌المللی موتورسواری ندارد!

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ داراب‌گرد پر از شاخصه‌های فرهنگی و تاریخی است. شهری ساسانی که طبق یافته‌ها و تاریخ‌نگاری‌های باستان‌شناسان به دوره هخامنشی هم می‌رسد. با این وجود، اهالی داراب‌گرد گویی هیچگونه اطلاعاتی نسبت به زوایای زندگی فرهنگی و  میراث منطقه‌ای که در آن زندگی‌ می‌کنند ندارند، چراکه مهمترین بخش از محوطه و تپه‌های باستانی را تبدیل به پیست موتورسواری کرده‌اند.
 به‌گزارش CHN، داراب‌گرد به‌عنوان نخستین شهر دایره‌ای شکل درسرزمین ایران بوده است. آنطور که باستان‌شناسان می‌گویند الگوی معماری این شهردر ساخت و ساز  شهرهای دایره شکل دیگر چون تیسفون، شهرگور فیروزآباد تاثیر داشته است.
 
در متون تاریخی آمده است، شهرداراب‌گرد سومین شهربزرگ پارس بوده است و یکی از بزرگ‌ترین ضراب‌خانه‌های(ضرب سکه) شهر پارس درآن ایجاد شده است.
 با این حال، آنطور که از شواهد امر پیداست، برخی از اهالی داراب‌گرد نه‌تنها از تاریخ منطقه اطلاعاتی ندارند، که گویی آموزشی هم در چگونگی برخورد با آثار تاریخی نداشته‌اند.
 
بخشی از تپه ها و محوطه های تاریخی اولین شهر مدور ساسانی
«سیاوش آریا» فعال میراث‌فرهنگی استان فارس با انتقاد از موتورسواری در تپه‌ها و محوطه‌های داراب‌گرد به جالی خالی آموزش و فرهنگسازی محوطه‌های تاریخی اشاره می‌کند.
 به‌گفته این فعال، در رسانه‌های ملی هیچ برنامه‌ مشخص و سازماندهی شده‌ای درخصوص مواجه مردم  با میراث‌ملی و جهانی و چگونگی برخورد افرادی که در مناطق تاریخی زندگی می‌کنند مشاهده نمی‌شود و این موضوع یکی از نقاط ضعف مسئولان اجرایی و مشاوران برنامه‌ریز در سطح کلان محسوب می‌شود.
 آنطور که در تصاویر پیداست، موتور سواران در یکی از مهمترین شهرهای تاریخی ایران که اتفاقا به‌لحاظ معماری از ویژگی منحصربه‌فردی هم برخوردار است ویراژ می‌دهند و گردو خاک به پا می‌کنند.
 
تپه ای در داراب گرد که رد چرخ های موتورسواران روی آن هویداست
آریا به حریم درجه یک شهر تاریخی داراب‌گرد و گورستانی اشاره می‌کند که محل دفن مردگان روستا است. این درحالی است که تابلوی میراث‌فرهنگی درست در فاصله چند متری گورستان قرار گرفته و اهمیت و پیشینه شهر را بازگو می‌کند.
 یکی از اهالی روستایی‌ در پاسخ به پرسش فعالان میراث‌فرهنگی تنها به این جمله بسند می‌کنند که این فعالیت روزانه ماست و مگر اشکالی دارد!
 
 
اما فعالان و دوستداران میراث‌فرهنگی به وظیفه و فرهنگسازی متولی و نهادهای مرتبط با میراث‌ هم اشاره می‌کنند. چراکه اگر آموزش و زیرساخت و امکانات تفریحی و گردشگری برای مردم صورت می‌گرفت و به‌واسطه حفظ و نگهداری از تاریخ این امتیازها داده می‌شد قطعا کمتر شاهد بروز چنین برخوردها و اتفاقاتی بودیم.
 اگر در موتور جستجو‌گر گوگل، داراب‌گرد را سرچ کنید، از سال‌ 86 تاکنون خبرهای متعددی در رابطه با موتور سواری در تپه‌ها و محوطه‌های داراب‌گرد خواهید دید. معضلی که سالهاست تکرار می‌شود بدون آنکه تمهیدی برای نجات‌بخشی تپه‌ها در نظر گرفته شود.   
 
براساس شواهد محلی، در زمین‌های اطراف این تپه باستانی و در درون شهر دارابگرد، خرده سفال و کوزه‌های شکسته فراوانی بر روی زمین و زیر پای گردشگران رها شده و  حفاری‌های غیر مجاز در گوشه و کنار این شهر شکل عادی پیدا کرده است.
 
خرده سفال هایی که هنوز در شهر تاریخی داراب گرد مشاهده می شود
پیش از این تاکید شده، این مکان مورد بازدید بسیاری از گردشگران خارجی بوده و بااینکه از شهرت جهانی برخوردار است اما تاکنون تحت هیچ گونه حفاظت فیزیکی قرار نگرفته است.
 شهر کهن دارابگرد یا دارابجرد، از قدیمی ترین شهرهایی است که با معماری دایره ای ساخته شده و در 7 کیلومتری شهر داراب قرار دارد.
 

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (73)

در فاصله یکصد متری اداره کل میراث فرهنگی خوزستان اتفاق افتاد:

بنای ثبت شده ریسندگی و بافندگی اهواز شبانه تخریب شد 

کارخانه ریسندگی و بافندگی اهواز که در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده، نیمه شب مورد هجوم لودرهای شهرداری قرار گرفت. این در حالی‎است که اداره کل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان در یکصدمتری این بنا قرار گرفته است. پیش از این شهرداری نسبت به خطر آفرین بودن این بنا هشدار داده بود اما میراث فرهنگی همچنان اقدامی برای مرمت آن نکرده است.

خبرگزاری میراث خبر ـ گروه میراث فرهنگی ـ یکی از دوستداران میراث فرهنگی خوزستان خبر داد که لودرهای شهرداری شبانه در حال تخریب بنای ثبت شده کارخانه ریسندگی و بافندگی اهواز هستند.
 به گزارش CHN رییس انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اشاره به اینکه سال 1379 کارخانه ریسندگی و بافندگی اهواز در فهرست آثار ملی ثبت شد گفت: «در آن زمان با گذشت چند روز از ثبت این بنا به یک باره شاهد تخریب بخش‎هایی از نخستین کارخانه ریسندگی و بافندگی جنوب کشور در اهواز بودیم.»
 "سعید محمدپور" اظهار داشت: «در آن موقع مطلع شدیم که تخریب این بنای ثبتی، شبانه توسط تعاونی مسکن یکی از نهادها صورت می‎گیرد.»  
 
وی بیان کرد: «کارخانه ریسندگی و بافندگی به تنهایی یک کارخانه نبود بلکه بنایی با ارزش به لحاظ معماری بود که ذوق و سلیقه معماران را می‎توان در آن مشاهده کرد.»
 پس از هربار تخریب بخش‎هایی از این بنا خبراش به گوش کارشناسان وقت اداره میراث فرهنگی خوزستان می‎رسید و آنها خود را به محل می‎رساندند تا مانع از تخریب بیشتر شوند؛ اما این خبررسانی‎ها هم نتوانست مانع تخریب‎های پی‎در‎پی شود؛ تخریب‎ها هربار دوباره دور از چشم سازمان میراث فرهنگی ادامه پیدا می‎کرد.
 دوستداران میراث فرهنگی خوزستان با اینکه دلخوش بودند با استقرار اداره کل میراث فرهنگی خوزستان در مقابل این بنا می‎توان اطمینان داشت که سرنوشت نامتناسب این بنا شکل دیگری به خود می‎گیرد و حالا که جلوی دیدگان مسئولین و کارشناسان است، حتما در دستور مرمت قرار می گیرد اما به یک باره متوجه شدند شهرداری اهواز از غفلت سازمان میراث فرهنگی سوء استفاده کرده و اقدام به تخریب این بنا کرده‎است.
 یکی دیگر از اعضای هیت مدیره انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان با اشاره به اینکه کوشش‎های ابتدایی سازمان میراث فرهنگی، کاری از پیش نبرده و تا به حال هیچ‎گاه حفظ، احیاء و مرمت این محوطه 3 هکتاری در دستور کار قرار نداده است گفت: «با اینکه در روزهای گذشته تخریب بخش‎های عمده این بنا با پیگیری‎های شهرداری منطقه یک اهواز صورت گرفته اما نگران آن هستیم که تنها بخش باقی‎مانده بنای این اثر که معروف به برج هواساز است در دستور تخریب شبانه قرار بگیرد.»
 
"ندا عزیزیه"، اظهار داشت: «تخریب کارخانه ریسندگی و بافندگی که در سال 1313 ساخته شد از یک دهه پیش به صورت تدریجی آغاز شد و کسی به هشدارهای این انجمن هم ترتیب اثر نداد.»
 وی ابراز تعجب کرد که شهرداری به چه حقی در فاصله یک صد متری اداره کل میراث فرهنگی صنایع دستی و گردشگری خوزستان اقدام به تخریب این بنا کرده‎ است و اظهار داشت: «از سازمان میراث فرهنگی درخواست داریم که شکایت از بانیان این اثر را هرچه زودتر انجام دهد.»
 یکی از مسئولین شهرداری منطقه یک اهواز درباره تخریب این بنا گفت: «تخریب این اثر توسط شهرداری منطقه یک اهواز و به دستور شخص شهردار منطقه و به دلیل شکایت‎های مکرری که مردم از وضعیت آن داشتند صورت گرفته است و ادامه این تخریب همچنان ادامه خواهد داشت.»  
 
همچنین معاون خدمات شهری شهرداری اهواز با اظهار بی‎اطلاعی از چگونگی تخریب کارخانه ریسندگی و بافندگی اهواز گفت: «معاونت خدمات شهری شهرداری اهواز در جریان این اتفاق نبوده و با توجه به علاقه و حساسیت موضوع که شخص خودم نسبت به میراث فرهنگی دارم حتما برای انجام هر کاری استعلام‎های لازم را انجام می‎دادم ولی با این حال شما می‎توانید از شهردار منطقه یک موضوع را جویا شوید.»
 عضو هیت مدیره انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان در ادامه یادآور شد: «با توجه به اینکه شهرداری منطقه یک با نصب پارچه‎ای هشدار داده بود که این بنا خطرآفرین است و اگر پیگیری‎های سازمان میراث فرهنگی برای بازسازی این بنای ثبت شده در دستور کار قرار می‎گرفت هیچگاه شاهد تخریب این بنا به این شکل نبودیم.»
 
ندا عزیزیه گفت: «ما می‎دانیم که وضعیت محوطه سه هکتاری ریسندگی و بافندگی مشکلاتی را به لحاظ اجتماعی و امنیتی برای ساکنان اطراف این محوطه فراهم کرده است اما تکلیف بناهای تاریخی این شهر که از هر لحاظ مورد تهاجم و تعرض قرار می‎گیرند چیست. آیا آنهایی که بی توجه به میراث فرهنگی شهر اهواز هستند می‎دانند که بسیاری علاقه دارند بار دیگر شکوه بنای عریض و طویل کارخانه ریسندگی و بافندگی را ببینند. آیا یادشان رفته که این بنا روزگاری باعث اشتغال هزاران مرد و زن ایرانی بود؟»
 با این حال تخریب بنای "ریسندگی و بافندگی" عملی غیر فرهنگی در قلب اهواز است که در پی بی توجهی و غفلت سازمان میراث فرهنگی و صورت گرفته است.
 شهرداری اهواز در دو ساله گذشته حکم تخریب بسیاری از بناهای ثبت شده و غیر ثبتی اهواز را به بهانه نوسازی و بهسازی داده است.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (72)

تیغه لودرها به عمق 8 متری تپه باستانی جنگل رسید!

تپه باستانی جنگل توسط لودرهای مکانیکی از بین رفت. این تپه که در یک کیلومتری سایت تاریخی هفت‌تپه واقع‌شده، بیش از 8 متر از عمق آن خاکبرداری شده، شنیده‌های حاکی از آن است که حکم بازداشت عاملان تخریب و مدیر عامل شرکت کشت و صنعت نیشکر گرفته شده است.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ‌ لوردهای مکانیکی بیش از 8 متر از عمق تپه باستانی جنگل را تخریب کردند.  این تپه که در فاصله یک کیلومتری سایت تاریخی هفت‌تپه قرار دارد طبق اظهارات کارشناسان میراث فرهنگی خوزستان چندی پیش توسط شرکت کشت و صنعت نیشکر تخریب شد.
 کارشناسان اما میزان تخریب تپه جنگل را بیش از یک حفاری ساده عنوان می‌کنند و معتقدند تپه باستانی جنگل بدون آنکه مورد کاوش و مطالعات علمی قرار گیرد برای همیشه از بین رفت.
 به‌گزارش CHN، حتی قرار گرفتن تپه جنگل در کنار موزه هفت‌تپه، در فهرست آثار ‌ملی هم نتوانست  مانع یا سدی برای جلوگیری از تخریب باشد.
 با این حال، یکی از کارشناسان پایگاه جهانی چغازنبیل در رابطه با تخریب تپه جنگل به CHN اینطور می‌گوید: پس از سرکشی یگان حفاظت ویژه از تپه جنگل که در فاصله یک کیلومتری موزه هفت‌تپه قرار دارد متوجه حفاری‌‌‌های عمیقی شدند. پس از اطلاعات یگان حفاظت، کارشناسان خود را به‌محل رساندند اما تنها با یک حفاری ساده مواجه نشدند.
 این کارشناس معتقد است، تیغه‌های بیل‌مکانیکی نه‌تنها خاک بکر را به‌کناری زده که به حوزه‌های آبی تپه هم رسیده‌اند. درحال‌حاضر  6 متر از عرض تپه جنگل خاکبرداری و عمق حفاری بیش از 8 متر است.
  این کارشناس با تاکید براینکه محوطه به‌لحاظ تردد وسایل مکانیکی و ادوات کشاورزی کنترل شده و کاملا محصور است احتمال تخریب از سوی شرکت صنعت و کشت نیشکر هفت‌تپه قوت پیدا می کند.
 پیش از این  کارشناسان میراث‌فرهنگی پس از بررسی اقدام به تنظیم شکایت از شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت‌تپه کرده بودند اما به تازگی شنیده شد که حکم بازداشت مدیرعامل شرکت مذکور گرفته شده است. محوطه تپه جنگل جزو آثار ثبتی کشور است.  
 این درحالی است که بررسی‌های سطح‌الارضی 10 سال گذشته که توسط مجموعه پایگاه جهانی چغازنبیل انجام گرفته بود از آثار دوره اشکانی حکایت داشت. البته احتمالات باستان‌شناسان در رابطه با قدمت تپه تا دوره ایلامی هم پیش رفته اما آنطور که کارشناسان می‌گویند، تاکنون  هیچگونه فعالیت مطالعاتی و میدانی به طور پیوسته و منسجم در این تپه انجام نشده است.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (71)

واحدهای مسکونی دشمنان جدید تنها سند تاریخی اصفهان

سرنوشت شوم دست از سر تپه اشرف بر نمی‌دارد

حکایت تپه اشرف اصفهان، حکایت هر سال دریغ از پارسال شده‌است. تپه‌ای که قربانی حمله اشرف افغان و ویران خودخواهی نادرشاه شد، هنوز هم گرفتار این سرنوشت شوم است. وقتی چند سال پیش بدنه شمالی این محوطه بر اثر تعریض خیابان از بین رفت، دوستداران میراث فرهنگی فکر می‌کردند که دیگر بدتر از این نمی‌شود اما کمتر کسی می‌دانست که روزهای احداث واحدهای مسکونی و گسترش پارک‌ها فرا می‌رسد.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی- تپه اشرف، محوطه باستانی است که در شمال شرق اصفهان و در کرانه زاینده رود قرار دارد. به گفته باستان شناسان، این محوطه تاریخی با وسعت هفت هکتاری، برگ‌هایی مهمی از تاریخ اصفهان را در دل خود دارد. بر اساس اسناد و مدارک به دست آمده، تپه اشرف تنها تپه تاریخی شهر اصفهان به شمار می‌رود اما این تپه گرفتار سرنوشت شومی است که تمامی ندارد.
 «حسین زندی»، مسئول هیات باستان‌شناسی این محوطه باستانی، اکنون نگران خطراتی است که این تپه تاریخی را تهدید می ‌کند؛ او می‌گوید: «عوامل مختلف به تدریج از وسعت تپه اشرف می‌کاهد و آخرین تغییرات که در سال‎های اخیر اتفاق افتاده باعث شده بدنه شمالی آن در اثر تعریض خیابان از بین برود.  اما این تنها تهدید نبوده است؛ یکی از مهم‌ترین آن‌ها واقع شدن آن در بافت شهری به دلیل گسترش شهر اصفهان است. احداث واحدهای مسکونی و گسترش پارک‌ها حاشیه زاینده رود خطراتی به شمار می‌روند که تپه اشرف با آن روبروست.»
 
 این تصویر تنها محوطه باستانی اصفهان است. شهری که شهره است به نصف جهان
 به گفته او، تپه اشرف در گذشته نه چندان دور دوازده هکتار وسعت داشته و اکنون تنها هفت هکتار از آن بر جای مانده است. هم اکنون بخشی از تپه اشرف بر اثر گسترش بافت شهری و ایجاد خیابان و پارک از آن جدا شده و در شمال شرق، به تپه جی شهرت یافته است.
 در حال حاضر نه تنها گسترش بافت شهری تپه اشرف را تهدید می کند، بلکه تپه اشرف گرفتار زباله‌های شهری هم شده است.
 زندی در این‌باره به CHN می‌گوید: «تپه اشرف در بلندترین نقطه، 25 متر ارتفاع دارد. تخلیه زباله و نخاله‌های ساختمانی و کشت و زرع روی آن در سال‌های اخیر سطح تپه را مضطرب کرده و ارتفاع زباله‌ها در برخی از بخش های تپه بالغ بر سه متر است.»
 
این همان جاده‌ای است که بدنه شمالی تپه اشرف را از بین برد
 به نظر می‌رسد تپه اشرف همیشه در طول تاریخ گرفتار سرنوشت تلخ تخریب و ویرانی بوده است. چنانچه زندی می‌گوید: «نام تپه بر اساس نوشته‌های تاریخی برگرفته از نام اشرف افغان است. زیرا او دستور داده بود کاخ‌های صفوی حاشیه جنوبی زاینده رود تخریب و با مصالح آن کاخی روی لایه‌های باستانی تپه اشرف ساختند. این کاخ پس از شکست افغان‌ها به دستور نادرشاه ویران و مصالح آن به محل اولیه عودت داده شد.»
 اما این تخریب‌های مداوم در طول تاریخ نه تنها نشان از سرنوشت شوم تپه اشرف دارد، بلکه بر نیاز به کاوش در تپه صحه می‌گذارد.
 
محوطه باستانی اشرف اسرار مهمی از دوره‌های تاریخی اصفهان در دل خود دارد؛ اسراری که ساخت واحدهای مسکونی آن را تهدید می‌کند
 نخستین عملیات کاوش تپه اشرف از 27 تیر 89 به همراهی تیم 17 نفره به مدت 45 روز انجام یافت. فصل دوم کاوش در ادامه کاوش فصل پیشین برای روشن ساختن فضاهای معماری در تاریخ 28 دی  89 به مدت 40 روز انجام شد. فصل بعدی به مدت 40 روز تا 15 هفت 90 انجام شد. تپه اشرف چندین لایه باستان‌شناسی دارد. که بر اساس لایه نگاری انجام شده متعلق به 5 دوره تاریخی است که به ترتیب از پایین به بالا دوره اشکانی، دوره ساسانی، دوره انتقالی ساسانی به اسلامی، قرن 4 و 5 هجری و قرن 12 هجری را شامل می‌شود.
 اکنون همه نگرانی‌ دوست داران میراث فرهنگی بر سر این است که نه تنها یافته‌های باستانی تخریب شود که از پس وعده آن شهر موزه رویایی واحدهای مسکونی سر برآورد. اتفاقی که هر لحظه وقوع آن نزدیک تر می‌شود.
عکس ها: معصومه شهبازی

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (70)

بنای 400 ساله امامزاده روح الله تخریب شد

امامزاده روح‌الله که سال‌ها در حیاط ساختمان مخابرات میدان امام خمینی ره آرام گرفته بود، اکنون به بهانه نوسازی تخریب و دارد مراحل پایانی خود را می گذارند. امامزاده‌ای که بنایش از دوران صفویان به نسل امروز رسیده بود و قرار بود، سالیان سال باقی بماند.

 خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- از عمر امامزاده روح‌الله 400 سال می‌گذرد. بنای مقدسی به اندازه چهار در پنج متر که به شهادت بسیاری از تهرانی‌های قدیم، جزو نخستین بناهای مقدس این شهر، شهره خاص و عام است.
 اکنون اما مسئولان اداره اوقاف تهران به بهانه بازسازی آن را تخریب کرده و برای همیشه یادمان کوچک دوران صفوی را از خاطره ها محو کردند. بنایی که تک تک دیوارهایش یاد حضاران زایری که طی 400 سال برای دعا و ثنا آمده بودند در دل خود نگه داشته بود.
 هرچند پیشتر نیز خبری منتشر شد، مبنی بر اشیاء و کتیبه‌هایی که در این امامزاده وجود داشتند و اکنون خبری از آن ها نیست. با این وجود هیچ مسئولی پاسخی درباره این اشیا گمشده نداد.
 برخی از دوستداران میراث فرهنگی همچنین نگران حریم دارالفنون هستند که با ساخت این بنای جدیدی در حیاط مخابرات کاملا شکسته می شود. به نظر می‌رسد که در این زمینه هیچ‌گونه هماهنگی با سازمان میراث فرهنگی انجام نشده است.
 
بنای امامزاده کوچک حیاط مخابرات تخریب شد. بنایی که از دوران صفوی به ما رسیده است
 
این امامزاده که بنا به گفته مسئولان اداره اوقاف استان تهران نسبش با 27 واسطه به امام حسن مجتبی (ع) می‌رسد، اتفاقات بسیاری را از سر گذرانده است. گفته می‌شود که درجریان انقلاب به دلیل درگیری‌های رخ داده در میدان امام خمینی فعلی، اداره مخابرات وقت دور تا دور ساختمان مخابرات را محصور کرد. بقعه امامزاده نیز که در نزدیکی ساختمان مخابرات قرار داشت داخل این حصار قرار گرفت. پس از آن مسئولان این اداره تنها یک ساعت در هفته اجازه می‌دادند تا زائران به این محوطه رفت و آمد کنند.
 گفته می‌شود، حجم کلی بنا طبق مقایسه‌های انجام شده از یک مکعب و یک پوشش عرقچین به شکل نیم دایره با فرمی محدب تشکیل می‌شده است.مربع شکلی است که همیشه دارای نمادین بوده است.
 
امامزاده روح الله، بنای 400 ساله کوچکی بود که در جان بنایش سال ها دعای و نجوای زایران را نهان کرده بود
 
عدد چهار گویای چهار جهت است و نیز چهار فصل و به این دلیل عددی کیهانی به حساب می‌آید. محتوای نمادین عدد چهار چیزی است بسیار قدیمی که به مسیحیت نیز راه جسته است. مثل چهار پره بودن صلیب. بر خلاف دایره مربع داری دو جهت است.
 در اینجا چهار ضلع مساوی و چهار زاویه قائمه و نقطه آغاز و پایانی دارد که اگر چه مشخص نیست اما وجود دارد.
 اکنون از این معماری دیگر هیچ نشانی باقی نمانده و سوال مهم اینجاست که کتیبه و نقاشی‌های تاریخی آن در کجا نگهداری می‌شود. سوالی که سازمان میراث فرهنگی و اداره اوقاف تهران باید به آن پاسخگو باشند.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (69)

نقشه کشیدن برای تخریب معدود خانه‌های ایلخانی کشور

دبیر انجمن «چارسوق کویر» از در حال تخریب بودن تعدادی از خانه‌های متعلق به دوره‌ی ایلخانی در هسته‌ی اولیه بافت تاریخی اردکان، خبر داد.

دبیر انجمن «چارسوق کویر» از در حال تخریب بودن تعدادی از خانه‌های متعلق به دوره‌ی ایلخانی در هسته‌ی اولیه بافت تاریخی اردکان، خبر داد.
 رضا ملاحسینی در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار کرد: هیأت امنای حسینیه‌ی «کوشکنو» در دل بافت تاریخی اردکان، با هدف گسترش این حسینیه، قصد تخریب یکی از معدود باقی‌ماند‌ه‌های بافت تاریخی متعلق به دوره‌ی ایلخانی را با حدود 700 سال قدمت دارد.
 او با بیان این‌که بافت تاریخی اردکان در سال 1385 با حدود 50 هکتار مساحت در فهرست آثار ملی به ثبت رسید، گفت: بیشتر خانه‌های این محوطه به دوره‌ی ایلخانی متعلق است. خانه‌های در معرض تخریب نیز پشت حسینیه‌ی «کوشکنو» قرار دارند و هیچ‌یک از آنها مسکونی نیستند و برخی به حالت مخروبه درآمده‌اند. با این وجود، با توجه به قرار گرفتن آن‌ها در بافت تاریخی اردکان و این‌که جزو معدود بناهای باقی‌مانده متعلق به دوره‌ی ایلخانی هستند، برای انجام هر اقدامی به مجوز اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان نیاز است.
 این دوست‌دار میراث فرهنگی اردکان با تأکید بر قابل احیا و مرمت بودن این خانه‌های تاریخی، بیان کرد: متأسفانه سالم‌ترین خانه‌ی ایلخانی در نزدیکی حسینیه، چند روز پیش به‌طور کامل تخریب شد و آن‌طور که شنیده می‌شود هیأت امنای حسینیه قصد دارد، دیگر خانه‌های تاریخی پشت این حسینیه را برای گسترش آن، تخریب کند.
 وی با تأکید بر این‌که بیشترین تخریب‌هایی که در بافت تاریخی اردکان در طول چند سال گذشته انجام شده‌اند، با هدف گسترش حسینیه‌هایی مانند «بازار نو»‌، «دو طفلان مسلم»‌، «علی‌بیک» و «زین‌الدین» بوده است، ادامه داد: حسینیه‌ی «کوشکنو» محوطه‌ی وسیعی در اختیار دارد و به گسترش نیازی ندارد. اگر وضعیت به‌شکل کنونی پیش رود، همه‌ی بافت تاریخی اردکان در چند سال آینده به حسینیه‌هایی با معماری معاصر تبدیل می‌شود.
 ملاحسینی افزود: ‌در ماه محرم، هیأت امنای این حسینیه طرح گسترش آن را آماده کرد و به دیگران نشان داد که قصد دارند در این محوطه‌ی تاریخی آن طرح را اجرا کنند. اگر این اتفاق بیفتد بسیاری از خانه‌های تاریخی اطراف حسینیه‌ «کوشکنو» در بافت تاریخی اردکان به‌طور کامل تخریب می‌شوند.
 


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (68)

در بی‌توجهی مسئولان میراث فرهنگی یزد اتفاق افتاد :

کتیبه‌ها و دَرِ تاریخی عمارت نواب یزد سرقت شد

کتیبه‌ها و دَرِ تاریخی عمارت نواب یزد به دست افراد ناشناسی سرقت شد. این بنا سال‌هاست که مورد بی‌توجهی مسئولان مربوطه قرار گرفته و با اینکه چهار سال است در فهرست آثار ملی جای دارد، روز به روز مخروبه‌تر می‌شود گفته شده به دلیل نبود حفاظت، سارقان بی محابا هر تکه از آن را به غارت می‌برند.

خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- خانه نواب یزد سال‌ها مورد بی‌توجهی قرار گرفته و هر روز مخروبه‌تر می‌شود و از آنجاییکه هیچ گونه حفاظتی از آن نمی‌شود، سارقان می‌توانند، بدون هیچ هراسی اقدام به غارت هر تکه از این بنای ارزشمند بکنند.
 
خانه نواب حالا دیگر در ندارد، کتیبه ندارد. دار و ندارش به سرقت رفته است
 خانه نواب یکی از بناهای ارزشمند شهر بادگیرهای یزد است که به دلیل ویژگی‌های منحصر به فرد آن در زمره آثار ملی ایران قرار گرفته است. هرچند این خانه نزدیک خیابان امام علی (ع) در حد فاصل خیابان امام حسین (ع) تا پل قطار قرار دارد و می‌توانست تبدیل به یکی از مراکز فرهنگی و توریستی این شهر شود اما امروز به جای کاربری جدید هر تکه از این بنا به سرقت می‌رود.
 
این خانه می توانست به جای اقامتگاه معتادان مرکزی فرهنگی در یزد شود
«امیر ترقی‌نژاد»، فعال و دوستدار میراث فرهنگی با اعلام خبر این سرقت به CHNگفت: «این عمارت تاریخی که به دنبال بارندگی‌های اخیر در این شهر درآستانه تخریب قرارگرفته، اکنون دچار بحران جدیدی شده و بسیاری از کتیبه‌ها و در تاریخی آن به سرقت رفته است.»
 
اینجا خرابه نیست، این یک اثر ملی است
به گفته او، عمارت به رغم ویژگی‌های منحصر به فرد در معماری سال‌هاست که رنگ و روی مرمت به خود ندیده و روز به روز به تخریب کامل نزدیک‌تر می‌شود.
 ترقی‌نژاد همچنین در مورد وضعیت نامناسب این بنا گفت: « این عمارت نه تنها مخروبه شده بلکه محلی برای تجمع معتادان نیز شده است.»
اشتباه نکنید، اینجا جایی برای سلاخی نیست. اینجا بنایی است که می توانست در حین خفظ هویت و تاریخش درآمدزا هم شود
 عمارت تاریخی نواب از آثار تاریخی بجا مانده در دوره پهلوی اول است که محل سکونت یکی از نمایندگان مجلس به همین نام بوده است.
ای کاش این بنا می توانست میزبان توریست های باشد که راهی یزد می شوند و از این مسیر عبور می کنند
 مصالح به کار رفته در این عمارت را انواع آجر، گِل، گچ، سنگ، چوب، خشت‌خام و ساروج تشکیل می‌دهد و گچبری‌های خاصی که در گوشه و کنار این عمارت به کار برده شده زبانزد معماران و استادان تجسمی در این استان است . 
عکس: محمدرضا احسانی زاده
 

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (67)

پایان تاریخ نوسنگی در سیمره :

آب گورهای خانگی چشمه رجب را با خود برد

آخرین یافته‌های باستان شناسان از چشمه رجب، خبر از تدفین مرده‌ها در کف خانه‌ها می‌داد. اگر بچه‌ای می‌مرد، در خمره گذاشته و دفن می‌شد. اگر فرد بالغ شده‌ای بود، به شکل جنینی و یا شکل‌های متفاوت دیگری در کف خانه به خاک سپرده و روی آن خشت گذاشته می‌شد. اکنون اما همه این تاریخ پایان یافته و برای همیشه زیر آب رفت.

 خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- سال 89 وقتی باستان شناسان راهی کاوش های نجات بخشی چشمه رجب شدند، هرگز فکر نمی‌کردند که آثار بسیاری از تاریخ نوسنگی تا مس سنگ را در این محوطه تاریخی بیابند. این کاوش‌ها اما حرف‌های بسیاری از این دوران تاریخی ایران در دل خود داشت.
 عبدالرضا مهاجری نژاد، سرپرست هیات کاوش محوطه چشمه رجب درباره یافته‌های این کاوش‌ها می‌گوید:«تدفین در کف خانه‌ها، کوره‌های سفا‌ل‌گری، انبارهای و خمره‌های آذوقه، مهره‌های تزیینی، دوک‌های ریسندگی و همچنین معماری خشتی راست گوشه از جمله مهمترین یافته‌های کاوش چشمه رجب بودند.»
 به گفته این باستان شناس، تدفین در کف خانه‌ها از سنت های تدفین در دوره مس سنگ ( هزاره پنجم ) به شمار می‌رود. این نوع تدفین در آن زمان در بین النهرین رایج بوده است. در آن زمان بچه‌ها در خمره‌ها گذاشته شده و افراد بالغ به صورت جنینی در کف خانه‌ها دفن می شدند. سپس کف خانه‌ها با خشت پوشانده می‌شده است.
 او تدفین در کف خانه‌ها را یکی از ویژگی‌‌های دوران پیش از تاریخی نام برده و می‌گوید:« جدا شدن گورستان‌ ها از خانه‌ها و محل استقرار افراد از اوایل دوره عصر آهن شکل می‌گیرد.»
 او در پاسخ به این سوال که چه مذهب و دینی در آن زمان رایج بوده که چنین شیوه تدفینی وجود داشته است، می‌گوید:« اکنون به جرات نمی‌توان در مورد دین آن‌ها صحبت کرد. اما اینکه در آن زمان هم دین و آیین مذهبی وجود داشته و معابدی هم در این زمینه یافته شده است،شکی نیست.»
به گفته او، یکی از مهمترین یافته های این کاوش عمق لایه های نوسنگی نزدیک 5 متر  بوده است. در این کاوش همچنین طیف گسترده ای از سفال‌ها مربوطه به زاگرس مرکزی به دست آمده است.
 با این وجود اکنون این محوطه تاریخی به همراه 9 محوطه تاریخی دیگر دشت سیمره به دلیل آبگیری سد سیمره زیر آب رفته است. این در حالی است که چشمه رجب محوطه‌ باستانی مهمی در شهرستان کوهدشت، بخش کونانی، دهستان زیر تنگ، 1/3 کم شرق روستای رماوند بساط بگی بود.
 اکنون این محوطه تاریخی با خانه‌هایی که انسان‌های هزاره پنجم در کف آن دفن شده بودند، برای همیشه زیر آب‌های سد سیمره مدفون شده و از بین رفت.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (66)

تنگه بلاغی؛ مروری بر یک خاطره ی غرق شده

خبرگراری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی‌ـ آن سال‌ها همه کنار تنگه بلاغی بودند؛ قرار بود با آبگیری سد سیوند تنگه‌بلاغی هم به زیر آب ‌رود. زمان مشخص نبود اما همه می‌دانستند که فاجعه‌ای بزرگ در کمین یکی از مهمترین محوطه‌های تاریخی کشور نشسته ‌است. باستان‌شناسان که غرق این محوطه تاریخی را قطع به یقین می‌دانستند بدون وقفه شروع به نجات بخشی کردند.
 در میان آثار بسیاری از تنگه بلاغی بدست آمد، انواع سفال‌ها با نقوش هندسی و بزکوهی و پرندگان از جمله آنهاست. حتی در بخش‌هایی از این محوطه، آثاری از زندگی پیش از تاریخ انسان کشف شد؛ دورانی که به گفته کارشناسان به دوره «باکون» معروف است.
 کشف یک روستای هخامنشی، سازه‌های ساخت نوعی نوشیدنی از دوره ساسانی، کوره‌های پخت سفال متعلق به 7 هزار سال قبل، بررسی‌های علمی روی غاری که احتمالا به 10 هزار سال انسان در آن زندگی می‌کرده و بسیاری یافته‌های دیگر از جمله مهمترین دستاوردهای کاوش‌های باستان‌شناسی در تنگه بلاغی بوده است.
 مطالعات باستان شناسان حاکی از آن است که انسان‌ها در طول تاریخ همواره در حاشیه رودخانه‌ها زندگی می‌کردند و شکل‌گیری بزرگترین تمدن‌ها، در کنار رودخانه‌ها بوده است. شاید بتوان گفت  وجود رودخانه‌ پلوار یا سیوند در تنگه بلاغی، آن را به کانون یک زیستگاه دائمی تبدیل کرده بود. عاملی که سبب شد تا با ساخت سد و آبگیری آن یکی از بزرگترین بسترهای تمدن ایران به زیر آب رود. اینجاست که تمدن‌ها به جنگ هم می‌روند و با رشد علم و تکنولوژی درصدد بلعیدن هم برمی‌آیند.
 اما بشنوید از ساخت سد سیوند؛ این سد  از سال 1371 در تنگه بلاغی و روی رودخانه پلوار، بدون توجه به وجود آثار تاریخی و باستانی درحالی آغاز شد که کاوش باستان شناسان برای نجات بخشی این محوطه تاریخی منجر به کشف هزاران سفال و یافته‌های ارزشمند شد. آنطور که پیداست قدیمیترین آثار کشف شده در تنگه بلاغی  متعلق به دوره پیش از تاریخ است.
 اما در سال 1383 و در پی اعلام خبر ساخت سد سیوند در محل تنگه بلاغی، نگرانی‌ها در مورد مدفون شدن ابدی آثار باستانی این تنگه که در مسیر «راه شاهی» قرار داشتند شدت یافت.
 از آغاز سال 1383 هفت گروه باستان‌شناسی داخلی و خارجی زیر نظر سازمان میراث فرهنگی و پژوهشگاه این سازمان مبادرت به حفاری در محل تنگه کردند؛ 130 اثر یا محوطه‌ی باستانی شناسایی شد که با آبگیری کامل سد، بیشتر آن‌ها به زیر آب می رفت.
 با اینکه تمامی این 130 اثر و محوطه از ارزش باستان‌شناختی یکسانی برخوردار نبودند با این حالم علی‌رغم مخالفت‌های مجامع علمی و فرهنگی کشور در جریان حفاری‌های گروه باستان‌شناسی ایرانی- فرانسوی در تنگه بلاغی (اردیبهشت و خرداد1385)، به سرپرستی  محمدتقی عطایی، منطقه‌ای در کرانه‌ی شرقی رود «پلوار» یافت شد که آن را محوطه‌ی 34 نامیدند.
 بر اساس یافته‌های این گروه، این بنا به احتمال زیاد یک کاخ کوچک هخامنشی در دل شکارگاه شاهانه بوده است که سوگمندانه در سال 1381 و در جریان مقدمات ساخت سد سیوند، بیش از نیمی از تپه‌ای که تختگاهِ این کاخ را می‌ساخته، با لودر زیر و رو شده بود.
 با توجه به حجم تخریب و آسیب‌های وارده این گروه باستان شناسی  توانست اطلاعات جالبی بیابد. در سال 84 بود که رئیس وقت پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی با توجه به یافته‌های باستان شناسان اعلام کرد که غرق تنگه بلاغی همچون یک تصویر ناخوشایند است. تصویر ناخوشایند این تابلو اقدامات طولانی سد سازی بود که درنهایت منجر به تهدید محوطه های باستانی تنگه بلاغی شد. اگر از ابتدا مسئولان سد سازی و عمران و آبادانی کشور با میراث فرهنگی تعامل می‌کردند چنین اتفاقی هرگز رخ نمی داد.
 با این وجود  مدیر وقت پژوهشگاه قول داد بود که بدون مجوز پژوهشگاه محوطه آبگیری نشود اما سال 86 در اولین سفرهای استانی رئیس جمهور به استان فارس مجوز آبگیری خارج از تفاهمات صورت گرفته صادر شد و  با آبگیری سد سیوند تنگه بلاغی هم به زیر آب رفت.
 تنگه بلاغی به‌عنوان یکی از بزرگترین پروژه‌های‌ باستان‌شناسی و نجات‌بخشی ایران بود که باستان شناسان بیش از 3 سال  به‌صورت مداوم در آن  کاوش کردند، بیش از 130 محوطه پیدا شد و در نهایت نزدیک به 100محوطه به زیر آب رفت.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (65)

به رغم هشدارهای متعدد کارشناسان، حسینیه نقشین یزد تخریب شد

میعادگاه عزاداران حسینی، محل انباشت مصالح ساختمانی شد

حسینیه نقشین برای همیشه از تاریخ یزد محو شد. این حسینیه اکنون محل انباشت مصالح ساختمانی شده است. این اتفاق در حالی افتاده که پیشتر مسئولان مربوطه وعده داده بودند که بناهای مقدس، دارای اعتبارات برای مرمت و ساماندهی هستند. حسینیه نقشین قدمتش به دوران زندیه می‌رسیده و یکی از مهمترین بناهای مقدس یزد به شمار می‌رفته است.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی- حسینیه تاریخی نقشین یزد با قدمت دوره زندیه که با شماره 13698 به ثبت آثارملی ایران رسیده، برای همیشه از تاریخ این شهر محو شد.
 اسناد و مدارک گویای آن است که این حسینیه تاریخی در سال 84 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید، اما حتی ثبت ملی هم نتوانسته این بنا را از شکستن حریم و تخریب نجات دهد.
 
حسینیه نقشین یزد برای همیشه از تاریخ شهربادگیرها محو شد
 
بارها و بارها کارشناسان میراث فرهنگی و رسانه‌ها درباره تعرض‌های متعددی که در همجواری این بنای تاریخی، جهت ساخت و ساز از اوایل سال جاری آغاز شده بود، هشدار داده بودند اما این هشدارها با بی‌توجهی متولیان امر رو به رو شد.
 تعرض و تخریب این ساخت و سازها در حدی بوده که دیوارهای جداری حسینیه نقشین تخریب شده و مصالح ساختمانی آنها درحسینیه نگهداری می شود.
 
 آخرین روزهای زندگی بنای مقدس یزد
 نقشین از اصطلاحات قدیم فنون شهرسازی یزد است و این بنا همواره مورد توجه مردم شهربادگیرها بوده است. 100 سال در این بنا در روزهای عزادارای سالار شهیدان مراسم برگزار و بسیاری از آیین‌های مذهبی در آن اجرا شده‌است. به نظر می‌رسد که مسئولان مربوطه در یزد چندان برایشان این بنا اهمیت نداشته که برای ساماندهی آن اقدام کنند.
 
اکنون حسینیه نقشین تبدیل به محل انباشت زباله شده است (این عکس به دلیل مشکلاتی که در محل برای عکاس ایجاد شده با موبایل گرفته شده است)
 دو کتیبه که به خط نستعلیق نوشته شده و مشخص کننده بانی و قدمت بناست و حتی برخی آثار موجود در این مکان تاریخی به دلیل مرمت و نگهداری نشدن هر لحظه احتمال سرقت آن وجود دارد.
 این بنا اکنون تبدیل به محلی برای تخلیه و انباشت مصالح ساختمانی شده که این شرایط برای چنین بنای مقدسی که همواره مکانی برای عزاداری سالار شهیدان بوده چندان مناسب نیست.
 عکس: امیر ترقی نژاد

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (64)

دستور قتل سیلک صادر شد!

معاون میراث‌فرهنگی کشور درحالی ساخت‌ وساز در حریم محوطه باستانی سیلک را البته با رعایت ضوابط، بلامانع اعلام کرد که باستان‌شناس با سابقه، هرگونه دخل و تصرف در حرایم محوطه‌های باستانی به خصوص سیلک را خلاف ضوابط و قوانین تعیین‌شده میراث‌فرهنگی دانست. از سوی دیگر مطالعات باستان‌شناسی بارها از وجود آثار تاریخی حتی در حرایم سیلک خبر داده‌است.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ معاون میراث‌فرهنگی کشور دستور قتل سیلک را صادر کرد. این جمله از آن مسعود علویان صدر است: «اعتقاد نداریم که حتما در حریم یک محوطه یا بنای تاریخی مانند سیلک کاشان نباید هیچ ساخت‌وسازی انجام شود، بلکه براساس ضابطه و با حفظ حرمت‌ها می‌توان ساخت‌وساز کرد» این درحالی است که برخی از مهمترین یافته‌های باستان‌شناسانی از حریم درجه 2 محوطه سیلک به‌دست آمده است.

 اما خواسته‌ها و اقدامات شهرداری هم خالی از لطف نیست؛ این ارگان شهری گویی برای 7 هزار سال تاریخ و قدمت ایران دندان تیز کرده که درخواست بازنگری طرح حریم سیلک را داده‎است، طرحی که براساس ضوابط و قوانین میراث‌فرهنگی تدوین شده و جای هیچ شک و شبهه‌ای هم در آن نیست.

 اما اینکه نظر شهرداری چرا  برای معاون میراث‌فرهنگی تا این حد از اهمیت برخوردار است که دستور  بازنگری حرایم سیلک را در اولویت قرار داده برای کارشناسان و دلسوزان میراث‌فرهنگی جای بررسی و  تامل دارد!

 «صادق ملک شهمیرزادی»، باستان‌شناس پیشکسوت، درباره دستور ساخت و ساز در حریم درجه یک سیلک توسط مسئولان میراث‌فرهنگی می‌گوید: «معاون میراث‌فرهنگی کشور گویی هیچ آشنایی با اساسنامه میراث‌فرهنگی و ضوابط آن ندارد، در غیر اینصورت هیچگاه در رسانه‌ها اعلام نمی‌کرد که ساخت و ساز حتی با قوانین میراث‌فرهنگی قابل اجراست.»

 این باستان‌شناس که چندین فصل کاوش در محوطه باستانی سیلک انجام داده ادامه می‌دهد: «تمامی محوطه سیلک مملو  از آثار شاخص و منحصربه‌فرد است چنانچه وقتی وسط تپه شمالی و جنوبی را 6 متر و 10 سانت کاوش کردیم به مسیر رودخانه‌ای برخوردیم که 6 هزار و 500 سال پیش از آنجا عبور می‌کرد.»

 به‌گفته وی، طی 5 سالی که در  محوطه سیلک حضور داشتم اجازه ندادم آجر روی آجر گذاشته شود. حال چگونه است که نه‌تنها تپه‌ها با فنس‌کشی محدود و 38 هکتار زمین که متعلق به دولت است میان باغداران و زمین‌داران تقسیم می‌شود. وی می‌گوید: «البته بماند که از زمانی‌که سیلک را ترک کردم مسئولان با ایجاد امکانات رفاهی و ساخت چند دستگاه توالت کنار تپه اقدامات موثری در این محوطه انجام داده‌اند!»

 این باستان‌شناس تاکید می‌کند: «در هیچ محوطه‌ای حرایم تغییر نمی‌کند مگر آن‌‌که مجلس شورای اسلامی بررسی کند و قوانین جدید تعیین شود. اما اینکه معاون میراث‌فرهنگی کشور مصوبه جدید مجلس را از کجا آورده که معتقد است در حرایم آثار باستانی می‌توان ساخت و ساز کرد جای تامل دارد؟»

 مطالعات باستان‌شناسی در سیلک تا کنون نشان داده‌است که این محوطه باستانی در زمره مهمترین محوطه‌های باستانی جهان است که البته هنوز در فهرست میراث جهانی به ثبت نرسیده‌است. نخستین‌بار گریشمن فرانسوی این محوطه و دو قبرستان باستانی آن را کاوش کرد که نتایج درخشانی از آن بدست آمد. ادامه کاوش‌ها نشان داد که این محوطه باستانی بیش از 7 هزار سال تمدن را در خود پنهان کرده‌است.


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (63)

شکل شاه به صورت عمدی تخریب شد

سنگ‌باران سروصورت بزرگان قاجاری در آمل

سر و صورت بزرگان و امرای همراه با ناصرالدین شاه در نقش برجسته 'شکل شاه' به صورت تعمدی و به وسیله سنگ تخریب شده است. این نقش برجسته در سال 1295 ه.ق. در تنگه بند بریده جاده تاریخی هراز به دستور شاه قاجار حجاری شده بود.

خبرگزاری میراث فرهنگی - گروه میراث: مهدی خلیلی باستان شناس با اعلام این خبر به CHN می گوید: "نقش­برجسته قاجاری در 60 کیلومتری جنوب شهر آمل در جانب غربی رود و جاده هراز و تونل وانا در کنار محور ارتباطی تهران به آمل در زمان ناصرالدین شاه و بدستور وی نقش برجسته سنگی زیبایی بر سینه کوه و مشرف به رود هراز کنده شده است. این نقش­برجسته در کنار راه ساسانی-اسلامی ساخته شده و پهنای نقش­برجسته 8 متر و درازای آن 4 متر است. در این حجاری ناصرالدین شاه سوار بر اسب در وسط بهمراه ده تن از امرای کشوری و لشکری در طرفین راست و چپ نشان داده شده است. "

 نمایی قدیمی از شکل شاه

این کارشناس ارشد باستان شناسی در ادامه می افزاید: " بر بالای سر این یازده تن القاب یا سمت آنان نوشته شده است. تاریخ ساخت براساس کتیبه به تاریخ 1295 هجری قمری ذکر شده است. دور تا دور این نقش­برجسته در حاشیه اشعاری در وصف ناصرالدین شاه نگاشته شده است. در سال­های اخیر به دلیل عدم مراقبت­ و حفاظت فیزیکی، چه از لحاظ طبیعی که در معرض مستقیم باران و برف سنگین قرار گرفته و چه از لحاظ تخریب انسانی، در شرایط بدی قرار دارد. "

 نقش برجسته شکل شاه پس از تخریب های جدید

آنگونه که مهدی خلیلی خبر می دهد چندی پیش صورت و ریش دو تن از درباریان سمت چپ نقش­برجسته، مورد تعرض قرار گرفت و به صورت عمدی شکسته شد، همچنین در جای­جای این نقش­برجسته قاجاری یادگاری­هایی نوشته شده، و ترک بزرگی در وسط نقش­برجسته ایجاد شده است.

 

این باستان شناس در ادامه با اشاره به مسیر دسترسی به این نقش برجسته می گوید: " از جاده اصلی تا این اثر قریب 1 کیلومتر راه است که هیچگونه مسیر مناسبی برای بازدید از نقش­برجسته وجود ندارد و گردشگر باید از لابلای سنگ­ها، محیط ناامن، زمین خیس شده به علت آب رودخانه هراز، درختچه­ها و علف­های هرز و بوی بد که در راه حس می­شود گذر کند، در صورتیکه این اثر مهم و تاریخی قابلیت جذب گردشگری داخلی و خارجی را دارد.

  این اثر در تاریخ 7/7/1381 به شماره 6272 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.


دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (62)

بی توجهی به بقعه عبدالله بانو در شوشتر

چهل‌پیر نگران است، نگران عبدالله‌بانو. بقعه‌ای که نه ''اوقاف'' تاکنون دستی به سرش کشیده نه میراث گوشه چشمی به آن انداخته‌است؛ مردم شوشتر سال‌هاست به زیارت عبدالله بانو نرفته‌اند، چراکه چندسالی است در آن بسته مانده‌است. اما حالا بعد از گذشت این همه سال نه حریمی برای عبدالله بانو مانده نه مسئولان، حرمت‌ آن را حفظ کرده‌اند.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ  شوشتر به‌واسطه تعداد بالای بقاع متبرکه به شهر چهل‌پیر معروف است. اما در میان این امامزاده‌ها بقعه‌ای وجود دارد با نام «عبدالله‌بانو». این بقعه که در هسته مرکزی شهر و در کنار سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر واقع شده در اثر بی‌توجهی سازمان میراث‌فرهنگی و اوقاف تخریب و سقف آن در مرحله ریزش قرار گرفته است. مردم محلی می‌گویند: عبدالله بانو نه حریم دارد نه برای مسئولان حرمت!
 به‌گزارش CHN، همه اهل شوشتر «عبدالله ‌بانو» را می‌شناسند. هرچند سال‌هاست به زیارت‌اش نرفته‌اند اما هنوز در دل مردم جای دارد و حرمت و احترام‌اش حفظ می‌شود. با این حال گنبد بقعه درحال ریزش و بدنه آن به‌شدت آسیب‌پذیر شده است. فعالان میراث‌فرهنگی می‌گویند این بقعه در حوزه اختیارات پایگاه‌ سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر قرار دارد.
 «مجتبی‌گهستونی»، فعال میراث‌فرهنگی و دبیر انجمن تاریانا در خوزستان در این رابطه به CHN می‌گوید: «شوشتر به دلیل وجود امامزاده‌ها و بقاع متبرکه به چهل‌پیر معروف است اما یکی از مهمترین بقاع آن به‌نام عبدالله بانو در شرایط مناسبی به‌سر نمی‌برد.»
 
وضعیت بقعه عبدالله بانو در هسته مرکزی شهرستان شوشتر
وی می‌افزاید: «سال‌هاست که دَرِ بقعه عبدالله‌بانو بسته است و اداره اوقاف هیچ نظارتی بر آن ندارد. این درحالی است که عبدالله‌بانو به شماره 2388 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است. با این حال حتی از سوی اداره میراث‌فرهنگی هم برای حفظ و مرمت اثر اقدامی صورت نگرفته است.  
 هم‌اکنون بقعه «عبدالله‌بانو» بدون آنکه بهره‌ای از همسایه جهانی‌اش بگیرد در محدوده سازه‌های آبی ـ تاریخی شوشتر در بدترین شرایط ممکن قرار دارد. گفته می‌شود عبدالله‌بانو یکی از فرزندان امام حسین (ع) و شهربانو است و قدمت آن به قرن دهم هجری قمری می‌رسد.
 
در بقعه عبدالله بانو سال‌هاست که به روی عموم بسته است
گهستونی ادامه می‌دهد: «از آنجایی‌که قرار است نخستین هتل سنتی شوشتر در مجاورت بنای عبدالله بانو راه‌اندازی و از سوی دیگر بخشی از خیابان به محور توریستی تبدیل شود؛ لازم است این بنا بیش از پیش مورد حفاظت و مرمت قرار گیرد. بهتراست برای اجرای هر طرحی، نخست ضوابط حفظ بقعه عبدالله بانو رعایت شود.»

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (61)

جنازه سقاخانه صفوی بر دوش بازار امام علی(ع)

حمله بلدوزرهای شهرداری در حریم مسجد جامع اصفهان ادامه دارد؛ این تخریب‌ها که با هدف ایجاد بازار امام علی انجام می‌شود چندی پیش حمام قاجاری را هم از هستی ساقط کرد. حالا نوبت به سقاخانه صفوی رسیده است، هرچند که سپر این اثر تاریخی در برابر بلدوزرها کاملا بی‌دفاع است.

 
خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ شهرداری اصفهان پروژه بازار امام علی را تا سقاخانه صفوی که در حریم مسجد جامع اصفهان قرار دارد پیش برده است. کارشناسان معتقدند این سقاخانه سد راه بازاری است که قرار است در حریم اثر جهانی مسجد جامع ساخته شود.
 به‌گزارش CHN، درست در آستانه برگزاری مراسم پاسداشت ثبت جهانی مسجد جامع اصفهان، سقاخانه صفوی مورد تهدید قرار گرفت. این سقاخانه در حریم جنوبی مسجد جامع و دقیقا در مکانی قرار دارد که شهرداری ادامه حفاری‌ و شمع‌کوبی را منوط به حذف این اثر تاریخی می‌داند.
 پیش از این با تخریب حمام کرسی و خانه‌ تاریخی که در مجاورت آن قرار داشت، صدماتی به سقاخانه صفوی وارد شد. در این میان سازمان میراث‌فرهنگی بارها نسبت به حفظ این اثر هشدار داده بود اما عاقبت شهرداری این سازمان را متقاعد کرد تا سقاخانه‌‌ای که سد راه حفاری‌ها بود را برچیده و با ایجاد بازار ،مجددا آن را بدون جابه جایی احیا کند.
 مطابق با آنچه که ناظر سازمان میراث فرهنگی در عملیات میدان عتیق می‎گوید، پلان سقاخانه مزبور جهت احیاء مجدد نقشه برداری شده و پنجره گره‌چینی و ازاره‌های سنگی سقاخانه به محل مطبوع سازمان میراث فرهنگی منتقل شده‌اند .
 پیش از این متولیان میراث‌فرهنگی پیشنهاد سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری مبنی برجابجایی سقاخانه را رد کرده بود.
 
از سوی دیگر سرای اقدسیه نیز از جمله بناهای گذر هارونیه محسوب می‌شود که شهرداری برای ادامه ساخت و ساز بازار قصد تخریب آن را داشته اما تاکنون نتوانسته موافقت سازمان میراث فرهنگی را جلب کند. سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری اصفهان با هماهنگی سازمان میراث فرهنگی، سقاخانه صفوی را به شرط احیا برچیده و گفته است سرای اقدسیه را مرمت می‌کند.
 این درحالی است که سازمان نوسازی و بهسازی شهرداری در تیرماه سال جاری برای ساخت بازاری به نام «امام علی » که بازار هارونیه را به بازار ریسمان متصل می‌کند، بخش‌هایی از گذر تاریخی هارونیه مشتمل بر "حمام کرسی" و یک خانه تاریخی در مجاورت این سقاخانه تاریخی را تخریب کرد.
 براساس اطلاعات واصله، در مقابل واکنش‌های انتقادی رسانه‎ها به تخریب‏های صورت گرفته در گذر هارونیه، حسین جعفری، رییس سازمان نوسازی و بهسازی اعلام کرد که حمام کرسی و سقاخانه بازسازی می‌شوند.
 گذر تاریخی هارونیه در بخش جنوبی حریم مسجد جامع عتیق قرار دارد که قسمت‌هایی از آن در طرح میدان امام علی واقع شده‎است. میدانی که بدنه آن را بازارهای صفوی و قاجاری و پاساژهای نوساز تشکیل می‌دهد و گفته می‌شود مسئولان شهری سعی بر احیاء میدان سلجوقی دارند.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (60)

کوشکی دیگر در فاصله 500 متری گوردختر جان می‌دهد

چرای گوسفندان در کوشک ساسانی!

کوشک اردشیر متعلق به دوره ساسانی تنها 500 متر با گور دخترهخامنشی فاصله دارد. بناهایی که در فاصله نزدیک به‌هم جان می‌دهند و ناقوس مرگ آن‌ها در میان گله‌ای از گوسفندان و هی هی چوپانان گم می‌شود. بارها در خبرها شنیده‌ایم که هر دوی این بناها آغل گوسفندان شده است!

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ یک یا دوفصل مرمت و سه یا چهار مقاله تنها سهم مطالعات و پژوهش‌ها از کوشک اردشیرساسانی تا گوردختر هخامنشی است. هر دوی این بناها ثبت ملی شده‌اند اما بدون آنکه تعیین حریم شوند در بدترین شرایط حفاظتی قرار گرفته‌اند. حالا دیگر شعارهای تمام قد از فرهنگ و حفاظت از میراث‌فرهنگی پشت کوشکی پنهانی شده که تبدیل به آغل گوسفند و بنای 2500 ساله هخامنشی که مرغ‌ها در آن دانه می‌خورند شده است.
 به‌گزارش CHN، درحالی کوشک اردشیر ساسانی در منطقه "پشت پر" واقع در شمالی‌ترین منطقه استان بوشهر یعنی در شمال منطقه دشتستان و جنوب شرقی شهرستان کازرون واقع شده که گور دختر هم در شهرستان دشتستان در استان بوشهر و در جاده برازجان به کازرون، البته در فاصله 500 متری کوشک اردشیر قرار دارد.
 
زمین کشاورزی در حریم بنای ساسانی کوشک اردشیر
کوشک اردشیر در حال‌حاضر دارای مشکلات عدیده‌ای است چنانچه نداشتن تعیین حریم مهمترین معضل به‌شمار می‌رود. در حال‌حاضر در فاصله 6 متری از کوشک کشاورزی صورت گرفته و زمین مرتب شخم می‌خورد.
این درحالی است که «محسن عباسپور» فعال میراث‌فرهنگی در اینباره به CHN اینطور می‌گوید: « بنای کوشک اردشیر نه تنها توسط متولیان میراث فرهنگی محصور نشده برای حفاظت های اولیه هم در آن دیده نمی شود. فضولات حیوانی در این مکان نشان از حضور طولانی مدت دام دارد.
 
ساخت و ساز در حریم کوشک اردشیر
این درحالی است که سیاوش آریا نیز با ارائه عکس هایی از بنای کوشک اردشیر به تخریب هایی اشاره می کند که در نزدیکی این محوطه رخ داده است.
 عباسپور معتقد است، علاوه بر کشت زمین های کشاورزی در حریم درجه یک کوشک و استفاده از ابزارآلات کشاورزی در اطراف بنا شاهد حفاری غیر مجاز در  محفظه های داخلی این اثر تاریخی هستیم.
 
موتور و پمپ آب در نزدیکی کوشک
وی با تاکید براینکه بنای کوشک اردشیر در فاصله 500 متری آرامگاه گور دختر قرار دارد اما جز یکی دو فصل مرمت هیچ کاوش و مطالعات جدی در این منطقه صورت نگرفته است.  
 کوشک اردشتیر که بنایی متعلق به دوره ساسانی است در فاصله 500 متری گوردختر هخامنشی واقع شده است. وجود این دو بنا در نزدیکی یکدیگر نشان از حرف های ناگفته بسیاری دارد. درحال حاضر حفاظت از منطقه نخستین نیاز و ضرورت به شمار می رود و در مرحله بعد ورود باستان شناسان فعالیت های پژوهشکده باستانی را می طلبد.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (59)

معدن سنگ، زیر پای قلعه امام مریوان را خالی کرد!

پیشروی فعالیت‌های معدن سنگ، در حریم قلعه امام مریوان مقدمات تخریب بقایای تاریخی آن را فراهم کرد. این درحالی است که بخش عمده‌ای از قبور تاریخی قلعه در طول زمان ویران شده است. قلعه امام از جمله بناهای ثبت شده میراث‌فرهنگی و مورد احترام مردم مریوان به شمار می‌رود.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ بیش از 10 سال است معدن سنگ زیر پای قلعه امام مشغول فعالیت است. فعالیت‌ها تا جایی پیش رفته که احتمال ریزش و تخریب کامل بقایای قلعه امام نزدیک است. این درحالی است که نزدیک معدن سنگ و زیر قسمت شاه‌نشین قلعه، دانشگاه آزاد مریوان واقع شده که باستان‌شناسان و کارشناسان میراث‌فرهنگی ساخت و سازهای دانشگاه را بسیار نگران کننده توصیف می‌کنند.
 به‌گزارش CHN، قلعه مریوان که روی کوه امام قرار دارد، در استان کردستان، جنوب شهرستان مریوان واقع شده است. بر اساس برخی از مستندات تاریخی این قلعه به‌مدت 3 قرن یکی از مکان‌های حکومتی امیران بابان و اردلان بوده است. نام کوه امام از نام «شیخ احمد بن انبار نعیمی الحسنی» گرفته شده که در سده 8ه. از طرف امیر حمزه بابان به عنوان پیش نماز و امام جماعت مسجد سرخ منسوب شده که همزمان با ساخت قلعه از طرف امیر حمزه بابان فرمان ساخت مسجد هم داده شده بود.
 
نمایی دور از  محل قرار گیری قلعه امام روی کوه‌ها
یکی از باستان‌شناسان شهرستان مریوان  با اعلام این خبر به CHN می‌گوید: «بیش از 10 سال است که  معدن سنگ زیر قسمت شاه‌نشین قلعه دوم مشغول به فعالیت است به‌طوری که پیشروی فعالیت‌هایش به حریم قلعه کاملا محسوس است.»
 این باستان‌شناس که ادامه می‌دهد: «به‌دلیل نبود اطلاع رسانی و رسیدگی متولیان میراث‌فرهنگی بسیای از قبور قهرمانانان قلعه در اثر گذر زمان تخریب و بخشی از آن‌ها شکسته‌اند.»
 این درحالی‌است که سید عبدالصمد تواری در کتاب «نورالانوار» می نویسد: «امیر حمزه بابان جنگی را بر پا کرد و در آن شهر های دیار بکر و حلب فتح کرده و ترکان و اعراب با نیروی بسیاربه مقابله با او برخواستند ولی بی‏نتیجه بود که در نتیجه به فکر مکر و حیله ای افتادند و حمدون بگ سر لشکر سپاه بابان را با پول و پاره ای خریده و سرانجام خود و سپاهش را تسلیم می‌کند امیر حمزه که تنها می ماند به ناچار میدان کارزار را ترک کرده و با عده ای از یارانش که به او وفادار مانده بودند فرار را بر قرار ترجیح می دهند و در ناحیه مریوان بر روی کوه سه قله که امروزه به امام مشهور ا‌ست سکنی گزیدند بعد از استقرار در قله ی امام به جمع آوری نیرو و ترمیم سپاه خود پرداخت وهمچنین بر روی این کوه قلعه و دژهای محکمی را به وجود آورد که در میان قلعه ها مسجدی ساخت که شیخ احمد انباری نعیمی را به عنوان امام و پیش نماز آن تعیین کرد.»
 
فعالیت‌های معدن سنگ در پای قلعه
هرچند که قلعه مریوان بار دیگر در زمان سهراب بگ اردلان رونق میگیرد و به عنوان مرکز حکومتی مورد استفاده قرار می گیرد. آیت الله مردوخی در کتاب «میژوی کوردستان» در این باره می نویسد: «سهراب بگ پسر مامون بگ اول در سال 945ه. ناحیه تحت فرمانروایی مامون بگ دوم که برادرزاده ی خود او بوده را به تصرف در می‎آورد و در ناحیه مریوان روی کوه بلند قلعه‏ای محکم را برای روزهای جنگ و ناامنی ساخت (مردوخی:145:1375) که امروزه آثار قلعه روی کوه پیداست.»
 
گورستان قلعه در قله اول
کوه امام که جنلگی متراکم آن را در بر گرفته 3 قله بلند دارد به همین دلیل سید عبدالصمد تواری از آن به عنوان سه قله یاد می‌کند. در قله اول گورستانی رو باز، سنگ و چوب دیوارهای مسجد سرخ، درختی کهن که در جلو مسجد سرخ دیده می‌شود مکانی برای استراحت و گرد هم آمدن مردم روستا در زمان غروب بوده، آثار ویرانه‎های خانه‎ها که دست زمانه و جبر ظالمان آن را ویران کرده هنوز دیده می‌شود. همانطور که گفته شد مسجد سرخ از طرف امیر حمزه بابان در سده 8ه بنا شده دیوار بیرونی مسجد به وسیله‎ای آجرهای چهارگوش پخته شده قرمز ساخته که این باعث شده که به مسجد سرخ مشهور شود این مسجد حجره‌هایش بعدها رونق یافت و به عنوان یکی از دارالعلم‌های کردستان خود را مطرح کرد و دانشمندان بسیاری را در آن پرورش داده‏است.
 
بخشی که احتمالا تراس شاه نشین در قله دوم است
قلعه دوم به نام قلعه شاه‌نشین شناخته شده تا چند سال پیش اطراف قلعه، خرابه و دیوارهایی با  آجر قرمز در آن دوران ساخته شده که امروز نیز این خرابه‎ها هر چند اندک در میان درختان دیده می‎شود.
 در بلند ترین قسمت قلعه‌ دوم تخته سنگ بزرگی تراشیده شده و تراس بزرگ و زیبایی از آن تراشیده‌اند که منظره زیبایی از دشت مریوان و دریاچه زریبار از آن نمایان است. پهنای ایوان 18 تا 20 متر است رو کار این ایوان از ملاطی که از آهک و گچ و ماسه درست شده که ساروج گفته می‎شود و ساروج کاری شده، سختی و سفتی ملاط ساروج باسیمان و بتن برابری می‌کند.
 
محلی که احتمالا آب انبار قلعه امام
درست در قسمت پایین شاهنشین مکانی دیده می‌شود که مردم دور و بر به آن آب انبار می‌گویند. این آب انبار که منبعی بوده برای مهار و ذخیره آب، آب مورد نیاز مردم قلعه را تامین می‌کرده است. قسمتی از آب انبار که پس از سالیان دراز هنوز پا برجا و باقی است در دل کوه کنده و تراشیده شده است و قسمت‌های دیگر این آب انبار مثال سقف (بام) و قسمتی از دیوار شمالی و شرقی آن ویران شده است.
 قلعه سوم که بلند ترین قلعه شناخته می‌شود مشهور به قلعه زندان است، کارشناسان معتقدند این قله به‌دلیل مرتفع و دور از دسترس بودن به عنوان زندان استفاده می‌شده تا هیچ زندانی نتواند از آنجافرار کند. بلندی قلعه زندان به‌گونه‎ای است که همه کوه امام زیر پای آن قرار دارد و امکان دارد که مکانی مهم برای نگهبانی از قلعه باشد.
   
سنگ قبر شکسته هه لوغان
درحال‌حاضر با توجه به اتفاقالی که در قلعه امام رخ داده مردم مریوان  و روستاهای اطراف هر ساله در جلو مسجد سرخ و گورستان قلعه ویران می‌شوند و به یاد قهرمان‌ها و شکوه و جلال آن‌‌ها به شادمانی می‌پردازند.
 با این حال هنوز هیچ تلاشی برای حفظ این قلعه صورت نگرفته حتی دیوارهای قلعه از بیخ کنده شده و تنها آثاری که از قلعه امام و قله‌های سه گانه آن به‌جا مانده خاطرات شفاهی مردم است.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (58)

مرغ‌ها در گور دختر دانه می‌خورند!

گور دختر یکی از بناهای ارزشمند دوره هخامنشی محسوب می‌شود که در بدترین شرایط حفاظتی قرار دارد. دسترسی مستقیم به اثر، تعرض به حریم، حفاری غیرمجاز در اطراف بنا، تبدیل شدن به آغل گوسفندان و محلی مناسب برای نگهداری مرغان ازجمله اتفاقاتی است که طی سال‌های اخیر در بنای 2500 ساله گوردختر رخ داده است.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ  با توجه به‌ اهمیت بنای هخامنشی گوردختر، هنوز مشخص نیست چرا باوجود انتقادات دوستداران میراث‌فرهنگی و اطلاع‌رسانی گسترده رسانه‌ها این اثر همچنان مورد بی‌مهری مسئولان میراث‌فرهنگی قرار گرفته است. این بی‌توجهی‌ها تا جایی پیش رفته که حال این بنای 2500 ساله پس از تعرض‌های گسترده تبدیل به دانه‌خوری مرغان شده است!
 
یادگاری نویسی در بنای 2500 ساله گور دختر!
به‌گزارش CHN، سازه هخامنشی گوردختر در جنوب ایران و مرز استان فارس و بوشهر واقع شده، آرامگاهی مشابه پاسارگاد اما در ابعادی کوچکتر. محلی‌ها این بنا را به نام گور دختر می‌شناسند و آن را به خواهر بزرگ یا مادر کوروش انتساب می‌دهند. اما دکتر شاپور شهبازی از باستان‌شناسان بزرگ کشور معتقد بود این آرامگاه به کوروش کوچک تعلق دارد.
 
کف آرامگاه محل پروش مرغ و خروس!!!
با این حال «سیاوش آریا» یکی از فعالان میراث‌فرهنگی استان فارس درتازه‌ترین بازدیدی که ازآرام‌گاه گوردختر درشهرستان دشتستان بوشهر،بخش تنگه ارم داشت متوجه ابعاد گسترده‌تری از تخریب‌ها شد.
 
سقف بنای گوردختر!!!
چنانچه به‌گفته این فعال، بنای 2500 ساله هخامنشی نه‌تنها بدون نگهبان و تعیین حریم رها شده بلکه فاقد تابلوی معرفی توسط میراث‌فرهنگی است.
 
جاده منتهی به گور دختر که وضعیت بسیار نامناسبی دارد
گفته می‌شود یادگاری نویسی روی بنا و ساخت و ساز خانه‌های روستایی در حریم درجه یک وضعیت و شکل اسفباری به این محوطه تاریخی داده است. آریا معتقد است، چند سال پیش نخستین دست‌اندازی توسط اداره برق منطقه‌ای استان با نصب تیرک چراغ برق صورت گرفت و پس از آن بود که ساخت و سازها در منطقه افزایش پیدا کرد.
 
اطراف بنای 2500 ساله هخامنشی انبوهی بوته روییده که نشان از عدم رسیدگی به این محوطه تاریخی دارد
به‌گفته آریا، آرامگاه کوروش جوان دراوایل دهه 80 ازسوی یک تیم بهسازی(مرمت) و به سرپرستی حسن راهسازبه صورتی ویژه بهسازی واحیا شد که بنا به گفته کارشناسان، پروژه گور دختر ازجمله کارهای موفق این گروه مرمت‌گر بوده است. مرمت‌گران برای بهسازی واحیای آرامگاه 24 قطعه سنگ بنا را پیاده کرده وبرخی قطعات آن را که دچاررانش وجابه جایی شده بود اصلاح ویا با قطعات جدید سنگ جایگزین کردند.
 
ساخت و سازهای اطراف گوردختر
 آرام گاه کورش جوان درشهرستان دشتستان بوشهرودرجاده برازجان به کازرون فارس قراردارد.این آرامگاه دارای سقفی شیروانی شکل ومشابه آرام گاه کورش بزرگ است.
 
حفاری غیرمجاز در نزدیکی بنای 2500 ساله گوردختر

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (57)

ادامه ساخت بنای ۱۵ متری در حریم ارگ تاریخی انار

هرچند ساخت و ساز در حریم ارگ انار به دلیل اعتراض بسیاری از فعالان میراث فرهنگی متوقف شده بود، اما بار دیگر اقدامات تازه‌ای برای احداث این بنا از سر گرفته شده است. این اتفاق در حالی می‌افتد که چندی پیش آیت الله مکارم شیرازی نیز در مورد ساخت ضریح روی مقبره شهیدان گمنام مخالفت خود را اعلام کرده‎است.

خبرگزاری میراث فرهنگی- گروه میراث فرهنگی- بار دیگر ساخت و ساز بنای 15 متری با زیربنای 400 متر مربع در حریم ارگ تاریخی شهرستان انار در استان کرمان که از چند ماه پیش متوقف شده بود، دوباره آغاز شده است.
 متولیان این ساخت و ساز قصد دارند روی قبر یک شهید گمنام که در جوار این ارگ تاریخی دفن شده، آرامگاهی با 15 متر ارتفاع بسازند.
 مشاهدات نشان می‌دهد که از چند روز پیش کار ساخت این بنا با بتن‌ریزی کف آغاز و به پایان رسیده است. در حال حاضر نیز شن و ماسه، سیمان و تعدادی میلگرد برای آرموتوربندی فونداسیون ساختمان در محل این ساخت و ساز تخلیه شده است.
 ارگ تاریخی انار با بیش از 11 هزار متر مربع یکی از بناهای بزرگ خشتی و گلی جهان است که پیش از اسلام بنا شده و به گفته باستان‌شناسان به دوره ساسانیان تعلق دارد. این ارگ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
 
ساخت و ساز در اطراف ارگ تاریخی انار دوباره آغاز شده است
 
فعالان میراث فرهنگی می‌گویند ساخت این بنا در 70 متری ارگ انار، حریم این بنای بزرگ خشتی و گلی را به شدت مخدوش می‌کند.
 عملیات ساخت این بنای عظیم در حالی دوباره آغاز شده که چند ماه پیش مسعود علویان صدر، معاون سازمان میراث فرهنگی کشور گفته بود: «طرح احداث بنا برای شهید گمنام برای جلوگیری از تخریب حریم منظری این بنا در دست بررسی است و فقط در صورت موافقت این سازمان، مقبره احداث می‌شود.»
 متولیان این بنا در حالی تصمیم گرفته‌اند عملیات ساخت و ساز را آغاز کنند که هنوز سازمان میراث فرهنگی کشور موافقت خود را با این ساخت و ساز اعلام نکرده است.
 در همین حال تعدادی از مسئولان محلی شهرستان انار از جمله امام جمعه، فرماندار، رئیس شورای شهر و فرمانده ناحیه مقاومت بسیج انار روز یکشنبه دوم مهر امسال در جلسه‌ای که بدون حضور نمایندگان سازمان میراث فرهنگی برگزار شد، ساخت آرامگاه شهید گمنام را در زیربنای 400 مترمربع و با 15 متر ارتفاع تصویب کردند.
  مخالفت آیت‌الله مکارم شیرازی با توسل به ضریح شهید گمنام
ساخت این آرامگاه کنار ارگ تاریخی انار نه تنها از نظر میراث فرهنگی مشکلاتی جدی به وجود می‌آورد، بلکه از آنجاییکه باعث می‌شود که مردم را به تصور امامزاده بودن، به اشتباه بیاندازد، مورد مخالفت آیت الله مکارم شیرازی قرار گرفته است.
 درحال حاضر، روی قبر شهید گمنام انار، یک ضریح نصب شده که برخی مردم داخل آن پول می‌ریزند و برای توسل به آن نخ می‌بندند که انتقادهایی را به دنبال داشته است. از جمله آیت‌الله مکارم شیرازی این اقدامات را جایز ندانسته است.
 
آغاز دوباره ساخت این ضریح در حالی است که آیت الله مکارم شیرازی مخالفت خود را با احداث این بنا اعلام کرده است
از آیت‌الله مکارم شیرازی پرسیده شده است: «در شهرستان انار کرمان یک قبر متعلق به شهیدی گمنام وجود دارد که متصدیان امر، ضریحی که تا به حال برای قبور امامزادگان متعارف بوده، روی آن نصب کرده‌اند و بعضی از مردم داخل آن پول می‌ریزند و به ضریح مرقوم، نخ و پارچه برای توسل می بندند. مستدعی است در خصوص نصب ضریح و توسل به آن بر روی قبر موصوف، نظر مبارک را بیان فرمائید.»
 آیت‌الله مکارم شیرازی در پاسخ به این استفتا اعلام کرده است: «فاتحه‌خوانی برای شهید گمنام خوب است اما پول ریختن و نخ بستن و امثال آن را باید ترک کرد.»

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (56)

جدال باستان‌شناسان با پیمانکار راه‌آهن

راه‌آهن روی محوطه 3000 ساله رفت!

شرکت راه‌آهن آذربایجان غربی اقدام به حفر کانال 900 متری با عمق یک و نیم متر درمحوطه عصر آهن و عصر مفرغ کرده است. این درحالی است که باستان‌شناسان درحال کاوش در محوطه هستند. گفته می‌شود حتی یگان حفاظت میراث‌فرهنگی و دستور فوری معاونت میراث فرهنگی استان آذربایجان غربی هم‌ نتوانسته مانع از پیشروی تخریب‌ها شود.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ محوطه سگردان که متعلق به دوره عصر مفرغ جدید و عصر آهن است مورد تهدید فیبر نوری مخابرات شرکت راه‌آهن قرار گرفت. این درحالی است که باستان‌شناسان طی 2 سال تنها 120 متر مربع از این محوطه 42 هکتاری را کاوش کرده‌اند. اما شرکت راه‌آهن بدون در نظر گرفتن فعالیت‌های علمی باستان‌شناسان و حضور آن‌ها در محوطه درصدد حفر کانالی به طول 900 متر و با عمق یک‌و نیم متر هستند. درحال‌حاضر تخریب‌ها به بافت اصلی تپه برای نصب دوربین‌های مخابرات رسیده است.
 به‌گزارش CHN، همچنان جدال باستان‌شناسان و پیمانکار شرکت راه‌آهن در محوطه‌ باستانی "سِگِردان" ادامه دارد. این محوطه تاریخی در شهرستان مهاباد و کمربندی ارومیه ـ‌ میاندوآب در 300 متری روستایی به نام "لج" قرار گرفته است.
 
حفر کانال برای نصب فیبر نوری شرکت راه آهن در محوطه تاریخی سگردان
«کیومرث‌ حاجی محمدی»، یکی از سرپرستان هیات باستان‌شناسی محوطه سگردان به‌ CHN می‌گوید: «هفته گذشته در خاتمه حفاری‌ها متوجه اقدامات تخریب‌گرایانه  پیمانکار شرکت راه‌آهن شدیم. با توجه به اینکه موضوع به اطلاع یگان حفاظت میراث‌فرهنگی و معاونت میراث‌فرهنگی استان رسید و دستور توقف فعالیت‌های عمرانی شرکت راه‌آهن صادر شد اما هنوز اقدامات مخرب این شرکت ادامه دارد.»
 وی افزود: «محوطه سگردان متعلق به عصر مفرغ جدید و عصر آهن است، چنانچه یافته‌های باستان شناسی و آثار بدست آمده چون سفال خاکستری عصر آهن و سفال قرمز منقوش عصر مفرغ جدید تاکیدی بر این موضوع است.»
 حاجی محمدی معتقد است، کاوش‌های علمی از محوطه می‌تواند منجر به حل مسئله مهاجرت آریایی‌ها از شمال غرب کشور شده و نحوه گذر از عصر مفرغ به عصر آهن را مشخص کند.
 
این کانال که با بیل مکانیکی در حفر شده بدون توجه دستور معاونت میراث فرهنگی همچنان در حال تخریب است
این درحالی‌است که «علی بیننده» یکی دیگر از سرپرستان هیات کاوش به حفاری‌های علمی محوطه  سگردان اشاره می‌کند و  ادامه می‌دهد: «با توجه به اقداماتی که در این محوطه توسط باستان‌شناسان صورت گرفته اما هم‌اکنون شاهد آن هستیم که پیمانکار شرکت راه‌آهن بدون توجه به دستور متولیان میراث‌فرهنگی مبنی بر توقف فعالیت‌های عمرانی و بدون اعتنا به حضور باستان‌شناسان در این منطقه به مذاکرات شفاهی فرماندار شهرستان اشاره می‌کند و درصدد تخریب کامل محوطه تاریخی سگردان است.»
 بیننده معتقد است، درحال‌حاضر تخریب‌های شرکت راه‌آهن به قسمتی از بافت اصلی تپه رسیده و با اینکه متولیان میراث‌فرهنگی دستور توقف تخریب‌ها را صادر کرده‌اند و یگان حفاظت هم حضور دارد اما باز هم میراث‌فرهنگی توان اجرایی برای مقابله با اقدامات شرکت راه‌آهن ندارد.
 
در محوطه تاریخی سگردان درحالی باستان شناسان در طول 2 سال 120 متر مربع حفاری کرده‌اند که این کانال با طول 900 متر بافت اصلی تپه را تخریب کرده است
درحال‌حاضر شرکت راه‌آهن استان آذربایجان غربی قرار است در محوطه سگردان کانالی با عمق 5/1 متر و طول 900 متر برای نصب دوربین‌های مخابرات شرکت راه‌آهن حفر کند. این درحالی است که محوطه هنوز آزادسازی نشده و باستان‌شناسان درحال کاوش هستند.
 هر چند که متولیان میراث‌فرهنگی استان آذربایجان غربی  اعلام کرده‌اند که هیچ مخالفتی با راه‌اندازی پروژه‌های ملی ندارند مشروط به آنکه محوطه آزادسازی شود اما شرکت راه‌آهن بدون اعتنا به قوانین میراث‌فرهنگی در جدالی نابرابر درصدد از بین بردن یکی از مهمترین محوطه‌های عصر آهن است.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (55)

گرمابه‌ میرزا یوسف هم تجاری شد!

چندین ماه از تخریب 85 درصد از گرمابه میرزا یوسف ملکی به بهانه‌ی ساخت پارکینگ عمومی برای شهروندان می‌گذرد. این اقدام که بدون اجازه و هماهنگی با سازمان میراث فرهنگی از سوی شهرداری و شورای اسلامی شهرستان بابل تخریب شد، هم‌اکنون صاحبان شخصی آن با دیوار کشی اطراف بنا درحال تعبیه درب خانگی و آماده سازی برای احداث مجتمع تجاری هستند.

خبرگزاری میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ گرمابه میرزا یوسف ملکی که چند ماه پیش به‌بهانه‌ی ساخت پارکینگ عمومی برای شهروندان تخریب شد هم‌اکنون درحال تبدیل شدن به مجتمع تجاری است. این درحالی است که اداره میراث‌فرهنگی شهرستان در این چندماه نه‌تنها کوچکترین اقدامی جهت جمع‌آوری زباله‌ها و ساماندهی بنا انجام نداد بلکه شهرداری و شورای شهر نیز با زیرپا گذاشتن تعهدات گویا مجوز مجتمع تجاری هم صادر کرده‌اند.
 به‌گزارش CHN، گرمابه تاریخی میرزا یوسف بابل مربوط به دوره صفوی به شماره ثبت ملی 2457 در تاریخ هفدهم مهرماه سال78 ثبت ملی شد و در مرداد 91 به‌طور کامل تخریب شد و تنها بقایایی اندک از آن به‌جا ماند.
 
«علیرضا صادقی امیری» دبیر انجمن جوانان سپید پارس، در اینباره به CHN می‌گوید: صاحبان شخصی گرمابه تاریخی میرزا یوسف پس از تخریب این بنای ارزشمند اقدام به دیوار کشی اطراف بنا کرده‌اند. چنانچه با پرس و جو از کارگران متوجه شدیم، در آینده‌ای نزدیک قرار است تبدیل به مجتمع تجاری یا مسکونی شود.
 این فعال میراث‌فرهنگی با اشاره به اینکه در هماهنگی‌ها و قراردادهایی که میان شهرداری و مالکان شخصی این بنای تاریخی صورت گرفته بود تاکید شده  این مکان به مدت دو سال پارکینگ عمومی و در اختیار شهروندان قرار گیرد. چراکه تنها دلیل و هدف شهرداری و شورای اسلامی شهرستان بابل از تخریب گرمابه میرزا یوسف این بوده که این نقطه از شهر هیچ پارکینگی ندارد و دارای مشکلات ترافیکی بسیار است
 
اما به‌گفته صادقی امیری، با گذشت چندین ماه و با دلیلی توجیه ناپذیر که تنها سند مشروعیت برای فعالیت غیرقانونی شهرداری بود حال نه تنها این مکان تبدیل به پارکینگ عمومی نمی‌شود که شنیده می‌شود قرار است  به مجتمع تجاری تغییر شکل پید اکند.
 این فعال میراث‌فرهنگی در ادامه با گله‌مندی از عملکرد متولیان میراث‌فرهنگی می‌افزاید:در این مدت چند ماهه پس از ویرانی این مکان تاریخی که برخی آن را به دوره‌ی صفوی و آغاز  قاجاریه پیوند می هند، اداره میراث فرهنگی هیچ اقدامی جهت ساماندهی بقایای گرمابه میرزا یوسف انجام نداد.
 
درحال‌حاضر تجمع زباله ها درون بنا تصویر ناخوشایندی را بوجود آورده است و  تاکنون اطلاع‌رسانی انجمن‌ها و دوستداران میراث‌فرهنگی شهرستان بابل به‌هیچ نتیجه‌ای نرسیده است.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (54)

مقبره گور دختر در بدترین شرایط حفاظتی ؛

دختری که در گور هم آرام ندارد!

نه‌تنها راه رسیدن به گوردختر بسیار سخت و دشوار است که به‌دلیل بی‌توجهی مسئولان میراث‌فرهنگی حریم آن مرتب مورد تعرض قرار می‌گیرد. با توجه به اطلاع‌رسانی‌های گسترده‌ای که در رابطه با آن صورت گرفته اما هنوز مشخص نیست که چرا هیچگونه پیگیری از سوی متولیان میراث‌فرهنگی صورت نمی‌گیرد.

خبرگزاری گروه میراث‌فرهنگی ـ گروه میراث‌فرهنگی ـ‌ جنوب ایران، مرز استان فارس و بوشهر، آرامگاهی مشابه آنچه که در پاسارگاد  اما کوچکتر از آن وجود دارد. بنایی که به گور دختر معروف است و دختر آن را انتساب می‌دهند به خواهر بزرگ یا مادر کوروش. هرچند که دکتر شاپور شهبازی از باستان‌شناسان بزرگ کشور معتقد بود این آرامگاه به کوروش کوچک تعلق دارد.  اما به‌هرحال این بنا که کم از پاسارگاد نیست در میان خانه‌هایی کوچک و روستایی دورافتاده قرار گرفته، جایی که رفتن به آن سخت و حفاظت از به‌درستی انچام نمی‌گیرد.
 به‌گزارش CHN، با توجه به اهمیتی که این بنای 2500 ساله دارد. هنوز بسیاری از دوستداران میراث‌فرهنگی متعجب از شیوه معرفی و نحوه نگهداری از آن هستند. چراکه در حال‌حاضر نه حفاظت صحیحی از این سازه هخامنشی صورت می‌گیرد نه تاکنون تلاشی برای شناساندن آن به مردم صورت گرفته است.گور دختر در سال 1376 با شماره 1897 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
 «محسن عباسپور» فعال میراث‌فرهنگی اصلی‌ترین مشکل گور دختر را نبود حداقل شرایط حفاظتی در اطراف این بنای تاریخی می‌داند. به‌اعتقاد وی، افراد به‌راحتی و بدون آنکه با مانعی مواجه شوند به طور مستقیم با اثر در ارتباطند و از آنجایی‌که بنا به‌صورت اتاقک است افراد ترغیب می‌شوند که وارد آن شوند. همین عامل بیشترین آسیب را به آن وارد کرده است.
 این فعال میراث‌فرهنگی با تاکید براینکه حریم گوردختر مرتب تهدید می‌شود به CHN می‌گوید: سالهاست که در حریم درجه یک اثر و در فاصله 8 متری آن پایه چراغ برغ نصب شده است، با اینکه در این رابطه اعتراض شده اما هنوز هیچ ترتیب اثری برای انتقال پایه چراغ برق صورت نگرفته است.
 پیش از این، خانه‌ها و تجهیزات روستاییان در دشت «میانکوهی پشت پَر» در تنگ ارم بوشهر عرصه را بر بنای «گور دختر» یا آنگونه که برخی باستان‌شناسان معتقدند آرامگاه «کوروش کوچک» تنگ کرده بود. به گونه‌ای که روستاییان منطقه، اطراف این آرامگاه به ساخت و ساز خانه برای خود و آغل برای گوسفندانشان اقدام می‌کردند. اتفاقی که با وجود رسانه‌ای شدن آن هیچ واکنشی را از سوی مسئولان به‌دنبال نداشت.
 این درحالی است که بر اساس قانون هرگونه دخل و تصرف در حریم آثار ثبت شده تا شعاع 100 متری جرم محسوب می‌شود. قانونی که برای گور دختر معنای خاصی ندارد!
 
راه‌های رسیدن به گور دختر سخت است
 
اما سوای از نبود حفاظت مناسب، نکته‌ای که بسیار قابل تامل است و بارها به آن تاکید شده، مسیر نامناسب و استاندارد نبودن جاده است. عاملی که فعالان میراث‌فرهنگی آن را یکی از موارد مغفول ماندن بنای ارزشمند گور دختر می‌دانند. چنانچه عباسپور می‌گوید: جاده‌ای که باید برای رسیدن به گوردختر طی شود بسیار ناهموار و خطرناک است و ضرورت دارد مسئولان در اینباره چاره‌ای بیاندیشند.
 ضمن آنکه پس از گذشت راهی سخت و دشوار وقتی به گور دختر نزدیک می‌شوید خواهید دید که هخامنشیان در برازجان تنها گور دختر را از خود به یادگار نگذاشته‌اند و علاوه بر آن «چرخاب» متعلق به کوروش در یک کیلومتری جنوب غرب برازجان و کاخ «سنگ سیاه» و کاخ «بردک سیاه» در دشتستان نیز بناهایی مربوط به این دوره از تاریخ در این سرزمین هستند. اما گور دختر در مقایسه با این سه کاخ تنها بنایی است که همچنان سرپا مانده است.
 با این حال عباسپور معتقد است، هرچند که بنای گوردختر به‌دلیل آنکه از جنس سنگ است از تهدیدهای بسیاری مصون مانده اما اطراف آن و نزدیک مجموعه کوشک اردشیر تا جایی که چشم کار می‌کند حفاری غیرمجاز دیده می‌شود. این درحالی است که هنوز هیچ کاوشی در این منطقه صورت نگرفته و مطالعات باستان‌شناسی از دوره ای که  «لویی واندنبرگ» باستان‌شناس بلژیکی در سال 1339 خورشیدی این بنا را  کشف کرد فراتر نمی‌رود.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (53)

مسئولان درباره طاق بستان پاسخ بدهند!

می‌گویند طاق‌ بستان برای ثبت جهانی آماده می‌شود. به همین علت ماشین‌های سنگین و دستگاه‌های سنگ‌شکن در چند قدمی نقش‌برجسته‌های ساسانی، فعالیت می‌کنند. به همین علت جامعه باستان‌شناسی نسبت به این عمل واکنش نشان‌داده و خواستار پاسخ‌گویی مسئولان شده‌است.

 
خبرگزاری میراث فرهنگی ـ گروه میراث فرهنگی ـ عملیات مرمتی در طاق بستان ادامه دارد و ماشین‌آلات سنگین و دستگاه‌های سنگ‌شکن در یک قدمی آثار نقش‌برجسته فعالیت می‌کنند. علی‌رغم اعلام نگرانی‌ها از این روش مرمتی، هنوز پاسخ درستی از سوی مسئولان این پروژه داده نشده‌است. بر همین اساس جامعه باستان‌شناسی ایران با اعلام بیانیه‌ای نسبت به این مسئله ابراز نگرانی کرده‌اند.
 به گزارش CHN در بخشی از این بیانیه آمده‌است: «پرسش اساسی از مسؤولان میراث فرهنگی استان کرمانشاه این است که تا چه حد از بی­خطر بودن این­گونه عملیات پیش از استفاده از ماشین­آلات سنگین اطمینان حاصل شده است؟ تا چه حد جوانب مختلف این امر مهم با استفاده از نظرات کارشناسان از جمله باستان­شناسان و کارشناسان حفاظت و مرمت سنجیده شده و در میان گذاشته شده است؟ و کارشناسانی که این برنامه­ها بر اساس نظر آن­ها انجام گرفته چه کسانی هستند و آیا از دانش و تجربه کافی در این زمینه­ها برخوردارند؟»
 متن کامل بیانیه به این شرح است:
در هفته­های اخیر اخبار تخریب­ها، آسیب­ها و بی­توجهی­ها به آثار تاریخی-فرهنگی بیش از پیش به گوش می­رسد. از آن جمله می‌توان به مواردی چون آسیب به نقش برجسته­های بَرمِ دِلَک و تنگ قندیل در استان فارس، نقش برجسته خان­تختی در استان آذربایجان غربی و مجموعة باستانی تاق بستان در استان کرمانشاه اشاره کرد. این­گونه رویدادها در شرایطی اتفاق می­افتد که هر سال بودجه­های کلانی به حفاظت از آثار تاریخی-فرهنگی اختصاص می­یابد.
 اتفاقات ناگوار در مجموعة باستانی تاق بستان یکی از موارد قابل تأمل در این زمینه است. طی هفته­های اخیر اداره کل میراث فرهنگی استان کرمانشاه در چارچوب ساماندهی مجموعة باستانی تاق بستان اقدام به خاکبرداری در جلوی تاق­ها و نقش­برجسته­های مجموعه تاق بستان کرده است.
 اما بر اساس تصویرها و گزارش­های منتشر شده، این کار با استفاده از ماشین­آلات سنگین و مته برقی و در فاصله بسیار نزدیک به تاق­ها صورت گرفته که امری کاملاً غیر معمول است. مسؤولان پروژه در پاسخ به ابراز نگرانی دوستداران و اهالی میراث فرهنگی، اعلام کرده­اند که این کار پس از مطالعات اولیه و کارشناسی انجام یافته است! پرسش اساسی از مسؤولان میراث فرهنگی استان کرمانشاه این است که تا چه حد از بی­خطر بودن این­گونه عملیات پیش از استفاده از ماشین­آلات سنگین اطمینان حاصل شده است؟ تا چه حد جوانب مختلف این امر مهم با استفاده از نظرات کارشناسان از جمله باستان­شناسان و کارشناسان حفاظت و مرمت سنجیده شده و در میان گذاشته شده است؟ و کارشناسانی که این برنامه­ها بر اساس نظر آن­ها انجام گرفته چه کسانی هستند و آیا از دانش و تجربه کافی در این زمینه­ها برخوردارند؟
 «جامعه باستان­شناسی ایران» انتظار دارد که مسؤولان محترم سازمان میراث فرهنگی در خصوص آسیب­ها و تخریب­ها به سنگ‌ نگاره­های باستانی توجه کافی نشان دهند و به­ویژه انتظار می­رود که اداره کل میراث فرهنگی استان کرمانشاه درباره عملیات خاکبرداری و برنامه حفاظتی در تاق بستان به نگرانی­های اهالی میراث فرهنگی و به­ویژه باستان­شناسان پاسخ گویند و در این باره روشنگری کنند.
 «جامعه باستان­شناسی ایران»، ضمن یادآوری مسؤولیت­ها و وظایف سازمان میراث فرهنگی در حفاظت از مواریث فرهنگی کشور، ضروری می­داند که مسؤلان محترم در اجرای برنامه­هایی نظیر آنچه در تاق بستان اتفاق افتاده است، برای کاهش صدمات و آسیب‌های احتمالی به آثار و سرمایه­های فرهنگی، از متخصصان و کارشناسان صاحب نظر بهره کافی ببرند.
 «جامعه باستان­شناسی ایران» امیدوار است که مسؤولان میراث فرهنگی استان کرمانشاه در اسرع وقت دربارة ابهام­ها و پرسش­هایی که درباره روش­های غیر معمول خاکبرداری در مجموعه باستانی تاق بستان صورت گرفته، پاسخ گویند و روشنگری نمایند.

دسته بندی : میراث فرهنگی!


میراث فرهنگی! (52)

هردم از این باغ بری می‌رسد

بیت حمود شوش تسطیح شد، دکل های برق نصب!

باز هم بی توجهی به آثار تاریخی منجر به تخریب محوطه باستانی دیگری شد. زمانی محوطه باستانی بیت حمودی در 9 کیلومتری جنوب غرب شهر شوش قرار داشت اما اکنون این محوطه تسطیح و شش پایه برق روی آن نصب شده است.

خبرگزاری میراث فرهنگی – گروه میراث فرهنگی - این محوطه باستانی در کنار روستا در میان زمین های کشاورزی جای گرفته بود اما  به تازگی بر اثر خاکبرداری های صورت گرفته چیزی بیش از صد متر مربع از این محوطه باستانی تخریب و تسطیح شده است.
 این اتفاق در حالی صورت گرفته است که به گفته کارشناسان میراث فرهنگی این محوطه یکی از بزرگترین محوطه های باستانی غرب رودخانه کرخه شوش به شمار می‌رود که نیازمند بررسی و شناسایی دقیق علمی و کاوش‌های باستان شناسی است.
  در حال حاضر بخشی از خاک تپه توسط روستاییان برداشته و به کنار روستا انتقال داده شده و از سوی دیگر روی آن شش پایه برق فشار متوسط نصب شده است.
  مشاهدات اهالی شوش گویای آن است که در طول یک ماه گذشته که متولیان پروژه این خاکبرداری بدون هیچ گونه هراسی از کارشناسان سازمان میراث فرهنگی، اقدامات بسیاری به منظور گود برداری،تسطیح و خاکبرداری و نصب پایه های برق انجام داده‌اند.
 گفته می شود که اداره میراث فرهنگی به رغم اطلاع کامل از موضوع هیچ اقدامی برای جلوگیری از روند این اقدامات انجام نداده است.
 محوطه باستانی بیت حمودی زمانی در 9 کیلومتری جنوب غرب شهر شوش و در نزدیکی غرب رودخانه کرخه و روستای حمودی از توابع بخش فتح المین شهرستان شوش قرار داشت.
 

دسته بندی : میراث فرهنگی!